مرگ در پاییز اکبر رادی بیانگر کدام دردهای پنهان شده در کنج قلب زنان زخم خورده است؟
غمهای فروخورده جامعه روستایی و مردمان تنگدست با به تصویر کشیدن بیپناهی زنان وابسته به مردان و نمایش غم نان و سقوط ستون خانواده، در نمایش "مرگ در پاییز" به صدا در میآیند؛ این اثر بر اساس بافت فرهنگی و سنتی گیلانِ چند دهه قبل، توسط اکبر رادی نوشته شده است.
هر چند محوریت حوادث داستان با فرار پسر خانواده از ترس سربازی رقم میخورد؛ اما در لایههای دیگر قصه، شاهد دردهای اجتماعی عمیق تری خواهیم بود. از فقر و عدم امکانات پزشکی که مسبب مرگ قهرمان قصه میشود گرفته تا فساد کثیف برخی مردان قصه و دلال مسلکی نارفیقانی که خیانتشان را باور نمیشود کرد.
البته شاهد تصویری دردناک از بیپناهی زنی جوان نیز خواهیم بود که از ظلم و جور شوهرش به تنگ آمده، در عین آنکه باید متحمل خشونت خانگی شود و شاهد به تاراج رفتن دارایی زندگیشان توسط همسرش برای خرج فساد و قمار باشد، از خانه نیز توسط شوهرش رانده میشود و به منزل پدرش پناه برده و از آنجا نیز رانده میشود.
حتی مادرش نیز نمیتواند کمکی به وی نماید. خود نیز علیرغم تلاش بسیار، هیچگونه استقلالی ندارد و در نهایت بیپناهی باید دست به دامان مردی شود که گلوبندش را خرج زنی روسپی میکند.
پدرش نیز با پدر آن زن روسپی که موجب فروپاشیده شدن زندگی دخترش گشته، وارد معامله مالی شده و پس از آنکه کلاه سرش میرود، حتی حاضر به گلایه از وی نیست.
بارزترین ویژگی داستان آن است که برخی شخصیتها در یک تنالیته خاکستری از تیرهترین ابعاد وجودی و ماهیتشان تا روشنترین و مهربانانهترین خصایلشان را به تصویر خواهند کشید؛ به بیان دیگر، برخی شخصیتها بنا به شرایط، ماهیتهای متفاوتی از خود، نشان خواهند داد. از مردی که در ابتدای قصه، آینه تمامنمای بی مسئولیتی و بیوجدانی است ولی در ادامه داستان چهره متفاوتی پیدا میکند تا میخوارهای که در عین مستی و خزئبلگویی، و بیگانگی؛ حرف حق را به زبان میآورد و ناخواسته مدافع زن بی پناه قصه میشود.
پدر داستان میتواند تا آخرین حد فداکاری برای فرزندانش پیش برود و جان خود را به خاطر آنان به خطر بیندازد اما در عین حال زمانی که تفکرات سنتیاش بر وی هجوم میآورند، به دخترش خیانت میکند. شاید حکایت غم و رنجی که مشدی در آخرین لحظات زندگیاش از آنچه بر آنان گذشته بر زبان میآورد، بیشتر از هر چیزی به فهم فقر و درد جوامع محروم کمک میکند. شاید تازه بتوانیم علت گناهانی که این پیرمرد ناخواسته مرتکب شده است را پس از شنیدن داغ دلش، از سایه سیاهی که زندگیشان را تیره کرده، بهتر ادراک نماییم.
از سویی دیگر، پدرِ دیگری در این داستان وجود دارد که منزل شایستهای برای دخترش فراهم کرده و به ظاهر پشتیبان اوست، اما بخشی از پول آن منزل را با وادار ساختن دخترش به فسق و مابقی را از طریق کلاهبرداری به دست آورده است.
اما نکته جالب آنکه همین مرد، بیشتر از مشدی، مورد اعتماد"میرزا" داماد مشدی است؛ تا آنجا که ممکن است، تماشاگر، علت بدسری میرزا با ملوک، که در نهایت بیپناهی به سر میبرد را به رفتارهای تحقیرآمیز مشدی با دامادش و سواستفادهی "نقره" پدر دختر بدکاره داستان از این موضوع، ربط دهد.
در نهایت نیز باید گفت رادی در نشان دادن وجوه تیره و روشن و خاکستری مردان قصه، بسیار هنرمندانه عمل کرده و هرچند به ظاهر روایتگر داستانی در چند دهه گذشته در روستایی از گیلان میباشد، اما دردهایی که وی در داستانش از غمشان به شکوه درآمده، هنوز در بسیاری از مناطق محروم ایران دیده میشود.
زنانی که استقلالی از خود ندارند و به همین خاطر پس از ازدواج اجباری به علت فقر خانواده پدری، در خانه بخت نیز با تمام وجودشان درد و عذاب را در شکلهای مختلف، از خشونت خانگی گرفته تا دیدن خیانتهای پیاپی همسر باید تحمل کنند، چرا که علاوه بر اینکه در منزل پدری نیز دیگر جایی ندارند، خودشان نیز از یافتن استقلال عاجزند.
مردانی که پس از سالها رنج و زحمت و چشیدن طعم حسرت و نداری، حتی در سالهای پایانی عمر نیز، بینوایی را با تمام نواهای دردناکش باید تحمل نمایند.
و روستاهایی که به علت کمبود امکانات پزشکی، ساکنانش با کوچکترین بیماریها، جان خود را از دست میدهند؛ و مردمانی که از امکانات آموزشی بیبهرهاند، و علت تمامی اتفاقاتی که بر آنها واقع میشود را با سرعت به خرافات ربط میدهند و چه بسیار نارفیقانی که مانند کاسب این داستان، از آنها سواستفاده خواهند کرد.
همانطور که در سطور بالاتر نیز گفته شد، "مرگ در پاییز" تنها روایت روستایی در گیلان قدیم نیست و به همین علت همچنان مورد توجه گروههای نمایشی بسیاری قرار میگیرد.
گروه نمایشنامهخوانی پتواژ این نمایش را روز بیست و پنجم بهمن ماه، به کارگردانی حمید کامران ساعت ۱۹ در تماشاخانه سه نقطه به روی صحنه خواهند برد.
از جمله بازیگران حاضر در این نمایشنامهخوانی میتوان به یاشار فکری، حمید کامران، وجیهه ذکریا، حامد صحت، محمد مهدویزاده، بهنام آذر و پگاه ماسوری اشاره نمود.
نورپردازی و صدا را میترا پیمانی به عهده خواهد داشت و طراحی پوستر آن توسط محمدرضا علیمردانی صورت گرفته است.
نویسنده: پگاه ماسوری
دیدگاه