«ملکه دریا» اثری آزاردهنده که تماشایش ضروری است

فیلم سینمایی «ملکه دریا» مخاطبان را با واقعیتی روبرو می‌کند که اغلب از آن می‌گریزند. مراقبت از انسانی بیمار و پذیرش اینکه هیچ چیز مانند قبل نیست

«ملکه دریا»  اثری آزاردهنده که تماشایش ضروری است

اخیرا فیلم سینمایی «ملکه دریا» در جشنواره فیلم برلین ۲۰۲۶ به نمایش درآمده. اثری متفاوت در مورد زندگی انسان‌ها در دوران پیری. 

 این فیلم روایتی است از زندگی در خانواده‌ای فروپاشیده، اثری در مورد زوال عقل، مراقبت از بیمار و خشونت پنهان که تلخ و دردناک است. 

فیلم با داستان زنی به نام «آماندا» شروع می‌شود، استاد دانشگاهی که مجبور است همراه با دخترش «سارا» به لندن برگرد تا از مادر بیمارش «لزلی» مراقبت کند. او زمانی یک نقاش مشهور و توانا بود  که حالا دچار زوال عقل شده و همه چیز را نابود شده می‌بیند. همین موضوع سبب شده تا زندگی همه تحت تاثیر قرار بگیرد. مهم‌تر از همه دخترش و همسرش «مارتین». 

روایتی تلخ و دردناک از بیماری

برای هر کس که یکی از نزدیکانش این بیماری را داشته باشد، «ملکه دریا» اثری تلخ و دردناک است. چرا که هیچ سختی و تلخی را پنهان نمی‌کند و احساسات واقعی شخصیت‌ها به وضوح دیده می‌شود، امید تقریبا کم‌رنگ است و مخاطب به طرز بی‌رحمانه‌ای این بیماری و پیامدهایش را نشان می‌دهد. 

فیلم بیش از هر چیز روی یک پرسش بنیادین تکیه می‌کند. «رضایت» زمانی که همه چیز نابود شده چه معنایی دارد؟ البته از جواب دادن به آن طفره می‌رود و این فرصت را به تماشاگر می‌دهد تا میان همدلی و انزجار از کاراکترها پاسخ را پیدا کند. این همان جایی که فیلم به جای ملودرام معمولی به اثری تاثیرگذار و در عین حال ناراحت‌کننده بدل می‌شود. 

ملکه دریا

نقطه اتکای «ملکه دریا» بازی بازیگران است. «ژولیت بینوش» در نقش یک زن میانسال که میان مسئولیت اخلاقی و احساس گناه گرفتار شده، بازی دقیق و کنترل شده‌ای از خود ارائه می‌دهد. «آنا کالدر» نیز تصویری دردناک از انسانی نشان می‌دهد که جسمی سالم دارد اما روح و عقلش نابود شده. 

فیلم از نظر روایت گاه طولانی و فرسایشی می‌شود. انتخابی که به نظر آگاهانه می‌آید تا نشان دهد زندگی با بیمار می‌تواند چقدر سخت و فرسایشی باشد. با این حال انتخابی ریسک‌پذیر است چرا که ممکن برخی از آن لذت نبرند. همین سماجت روایی باعث شده تا فیلم از سایر آثار متمایز شود. همچنین ملودرام ذاتی فیلم توسط کارگردان کمرنگ شده تا از افتادن در دام احساسات و اغراق جلوگیری شود. صحنه‌ها واقعی و نزدیک به زندگی روزمره‌اند. این امر باعث شده تا مخاطب بتواند با شخصیت‌ها حتی در لحظات سخت و حساس همذات پنداری کند.

«ملکه دریا» با دوربینی ثابت «سارا» را دنبال می‌کند و مشاجره‌ها را ثبت می‌کند. گاه شخصیت‌ها در قاب دیده می‌شوند و گاهی فقط صدا شنیده می‌شود. مخاطب با سارا همراه می‌شود تا شاهد فروپاشی خانواده باشد. 

در نهایت باید گفت «ملکه دریا» سرگرم کننده نیست، حتی آزار دهنده هم است. با این حال صداقتی که به تصویر می‌کشد تماشای آن را ضروری می‌کند.

 

منبع: فرارو
کد مطلب: ۳۸۸۳۶۵
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت