مردی که به اُپرا در ایران نفس بخشید

موسیقی اپرا در زمانه‌ای دور در ایران به واسطه افرادی همچون «امیراشرف» رواج پیدا کرد، به‌ گونه‌ای که حتی تالاری صرفا برای اجرای اپرا در تهران افتتاح شد. امروز اما، دیگر همچون آن سال‌ها شاهد ارج نهادن به اپرا در ایران نیستیم و شاید صرفا کارهایی شبیه به اپرا اجرا شود.

مردی که به اُپرا در ایران نفس بخشید

 امیراشرف آریان‌پور کاشانی متولد یکم تیر ۱۳۱۷ در تهران، از نخستین مروجان اپرا در ایران است. او ۶ مرداد ۱۴۰۱ بر اثر ایست قلبی درگذشت و پیکرش در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.  امروز در چهارمین سالگرد درگذشتش به نقش او در ترویج اپرا در ایران و نگاهش به موسیقی می‌پردازیم.

آریان‌پور یکی از برجسته‌ترین موسیقی‌دانان، پژوهشگران و تاریخ‌نگاران موسیقی ایران بود که نقش بسیار پررنگی در معرفی، آموزش و بومی‌سازی هنر اپرا و موسیقی کلاسیک غربی در ایران ایفا کرد.

او که دارای مدرک دکترای موزیکولوژی (موسیقی‌شناسی) و ادبیات از آلمان بود، پس از بازگشت به ایران، تمام توان خود را صرف ساختارافزایی و ارتقای سطح دانش عمومی و تخصصی درباره اپرا کرد.

اما یکی از مهم‌ترین اقداماتی که باعث شده است از او به‌عنوان یکی از نخستین و مهم‌ترین مروجان اپرا در ایران یاد شود، بنیان‌گذاری و پایه‌گذاری آموزش اپرا است. درحقیقت آریان‌پور از بنیان‌گذاران اصلی «هنرستان عالی موسیقی سدوار» و «تالار رودکی» (تالار وحدت فعلی) در دهه ۱۳۴۰ بود. تالار رودکی اساساً با هدف اجرای اپرا و باله ساخته شد و آریان‌پور به‌عنوان مشاور، مدیر و برنامه‌ریز علمی، نقش مستقیمی در آماده‌سازی زیرساخت‌های اجرایی و آموزشی اپرا در این مجموعه داشت.

همچنین گفته می‌شود پیش از فعالیت‌های آریان‌پور، هنر اپرا برای جامعه ایرانی و حتی برخی از اهل موسیقی بسیار ناشناخته بود. اما او با نگارش صدها مقاله تحلیلی در نشریات معتبر وقت (مانند مجله موسیقی، نگین و مجله رودکی)، به زبان ساده اما علمی به تشریح مفاهیمی مثل ساختار اپرا و تاریخچه آن در جهان پرداخت. او در این راستا به معرفی آهنگسازان بزرگ اپرا (مانند وردی، موتسارت، پوچینی و واگنر) و بررسی و نقد اجراهای اپرا در تالار رودکی پرداخت و ذائقه مخاطبان ایرانی را با این هنر پیچیده آشنا کرد.

یکی دیگر از مهم‌ترین خدمات او تالیف کتاب‌های بنیادین در حوزه موسیقی بود. کتاب معروف او، «موسیقی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی»، یکی از منابع اصلی در بررسی تحولات موسیقی نوگرا و اجرای هنر نمایشی-آوازی (اپرا) در ایران است. او در نوشته‌هایش همواره سعی داشت نسبت میان هنر نمایشی غربی و سنتهای آوازی ایران را تبیین کند.

آریان‌پور همچنین سال‌ها در دانشگاه تهران، هنرستان عالی موسیقی و مرکز آموزش‌های هنری به تدریس تاریخ موسیقی و موزیکولوژی پرداخت. او در کلاس‌هایش روی تلفیق شعر فارسی با آواهای اپرایی تأکید داشت و معتقد بود برای اینکه اپرا در ایران ریشه بدواند، باید از اشعار و داستان‌های کهن ایرانی (مانند شاهنامه یا خسرو و شیرین) در قالب اپرا استفاده شود. او مشاور و پشتیبان بسیاری از آهنگسازان ایرانی بود که قصد داشتند «اپراهای ایرانی» بنویسند.

یکی دیگر از اقدامات سازنده او در این زمینه، استفاده از روابط بین‌المللی خود و دانش عمیقش از صحنه اپرای اروپا بود که زمینه‌ساز دعوت از خوانندگان، رهبران ارکستر و کارگردانان برجسته اپرا از کشورهایی چون اتریش، آلمان و ایتالیا به ایران شد. این اقدام باعث شد تا هنرمندان و خوانندگان جوان ایرانی (مانند حسین سرشار، فاخره صبا و...) بتوانند در کنار بزرگان اپرای جهان روی صحنه تالار وحدت کنونی تجربه کسب کنند.

می‌توان گفت که امیراشرف آریان‌پور با تلفیق دانش آکادمیک غربی و شناخت دقیق از جامعه هنری ایران، اپرا را از یک هنر کاملاً بیگانه به هنری قابل فهم و احترام در فضای روشنفکری و هنری ایران تبدیل کرد.

او در کنار اقدامات سازنده‌ای که برای «اپرا» در ایران انجام داد، نگاه جالبی هم به موسیقی داشت به گونه‌ای که می‌گفت با موسیقی نفس می‌کشد و در ۹۰ سالگی این موسیقی است که به زندگی او معنا می‌بخشد.

او در مصاحبه‌ای که در ۹۰ سالگی انجام داد، درباره قدرت موسیقی چنین گفته است: «موسیقی فقط وسیله تفریح نیست موسیقی غم آدم را از بین می‌برد و آدمی را که بی‌خودی شاد است غمناک می‌کند. خدمت موسیقی خیلی زیاد است، بسیار بیشتر از هنرهای دیگر. بنده هفت هشت رشته هنری دیگر مانند گرافیک، نقاشی و ... را درس داده‌ام اما هیچکدام از این رشته‌ها موسیقی نمی‌شود. زمانی که یک تابلوی نقاشی زیبا را می‌بینیم به به می‌گوییم اما بیشتر نه. بنده معتقدم آن چیزی که ما اسمش را موسیقی می‌گذاریم، موسیقی خوب است. موسیقی بد وجود ندارد. من چهارتا خط بکشم آیا نقاشی است؟ خیر.

 نقاشی و هر هنر دیگری یک الفبایی دارند. این الفبا را باید دانست و بعد تابلوی نقاشی را نگاه کرد. بنابراین موسیقی و نقاشی بد نداریم. حال اگر آهنگی را شما دوست نداشتید، دلیل نمی‌شود فرد دیگری دوست نداشته باشد. اینها به سلیقه آدم برمی‌گردد. من اگر از یک رنگی خوشم می‌آید و شما خوشتان نمی‌آید، مجبور هم نیستید. اما چون عده‌ای آن را دوست دارند، برای همین از آن استفاده می‌شود. چیز بد وجود ندارد.»

او البته درباره ارزش‌گذاری موسیقی نیز چنین اظهار کرده بود: «من می‌توانم برای خودم یک قطعه موسیقی را ارزش‌گذاری کنم، نه برای دیگری. برای همین است که دو برادر و دو دوست، دو نوع موسیقی را دوست دارند و ایرادی هم ندارد.

من که در تمام این سال‌ها به موسیقی کلاسیک علاقه داشته‌ام، حتی رپ هم گوش می‌کنم و خیلی هم خوشم می‌آید. ولی قطعا علاقه من اپرا است. اما این دلیل نمی‌شود سایر ژانرها بد باشند. من همه چیز را زیبا می‌بینم.»

کد مطلب: ۳۸۹۷۶۶
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت