سجاد آیدنلو:

مدیون جلال خالقی مطلق هستیم

سجاد آیدنلو از جلال خالقی مطلق به عنوان «صدرنشین تحقیقات شاهنامه‌شناختی» یاد می‌کند و با بیان اینکه در شاهنامه‌شناسی مدیون او هستیم، می‌گوید: تصحیح و تحقیق شاهنامه‌شناختی را باید به دو برهه پیش از ظهور استاد خالقی مطلق و پس از ظهور او تقسیم کرد.

مدیون جلال خالقی مطلق هستیم

این شاهنامه‌شناس در پی درگذشت جلال‌ خالقی مطلق، مصحح برجسته شاهنامه، ادیب و ایرانشناس که هشتم اسفند در هامبورگ آلمان از دنیا رفت، در گفت‌وگویی بیان کرد: ضایعه افسوس‌برانگیز درگذشت شادروان استاد جلال خالقی مطلق را که بسیار تأثربرانگیز و ضایعه جبران‌ناپذیری در تاریخ تحقیقات ایرانی به‌ویژه شاهنامه‌شناختی است، خدمت همه علاقه‌مندان فرهنگ و ادب و تاریخ ایران تسلیت می‌گویم.

 

 او سپس گفت: معمولا بعد از درگذشت شخصیت‌های بزرگ اتفاق می‌افتد که احساسات دامن‌گیر برخی افراد شده و جملاتی را بگویند؛ اما بدون مبالغه و بدون هیچ احساس و هیجانی باید بگویم به‌نظر بنده در تاریخ تحقیقات شاهنامه‌شناختی اعم از کارهایی که ایران‌شناسان و پژوهندگان غربی انجام داده‌اند و کارهایی که استادان و محققان ایرانی انجام‌ داده‌اند، آقای دکتر خالقی مطلق بی‌هیچ تردیدی به لحاظ کمیت و کیفیت کارها صدرنشین و در رتبه اول قرار دارد. این جمله را قبلا در زمان حیات ایشان در صحبت‌هایم عرض کرده‌ام.

آیدنلو تأکید کرد: نه در میان خارجی‌ها و نه در میان ایرانی‌ها هیچ محققی را نداریم که از نظر کمیت و کیفیت بهتر و بیشتر از دکتر خالقی مطلق در حوزه شاهنامه‌شناسی کار کرده باشد. ایشان بزرگ‌ترین شاهنامه‌شناس تاریخ تحقیقات شاهنامه‌شناختی ایران و جهان است.

 

تمرکز بر شاهنامه

 

 این نویسنده و پژوهشگر با بیان اینکه چرا این را می‌گویم و از عهده‌اش می‌آیم برون، گفت: ایشان جزو معدود محققان ایرانی است که به تأسی از روش درست پژوهندگان خارجی، سراسر عمر را خود را به شکل تخصصی و متمرکز در یک حوزه معین صرف کرد. آفتی که در برخی یا بیشتر پژوهندگان و استادان ایرانی دیده می‌شود، پراکنده‌کاری است؛ در حوزه‌های مختلف ادب فارسی مطالعه می‌کنند و مقاله و کتاب می‌نویسند. شمار کسانی که به شکل تخصصی و متمرکز در یک حوزه، کار می‌کنند در بین محققان ایرانی متأسفانه بسیار کم است.

او با تأکید بر اینکه تخصص و تمرکزگرایی در یک حوزه خاص، شاخص روش‌شناختی مهمی است، بیان کرد: آقای دکتر خالقی مطلق بیش از ۵۰ سال از عمر خود را مشخصا صرف پژوهش در شاهنامه کرد. به‌نظر می‌رسد، چون ایشان در خارج از ایران تحصیلات دکتری خود را به پایان رساند و همانجا در آلمان استخدام شد، تدریس کرد و بازنشسته شد، روش درست مطالعه و تحقیق را از شیوه‌های اروپایی‌ها آموخت و به صورت مشخص در حوزه شاهنامه کار کرد.

 

شاهکار تصحیح متون فارسی

 

این شاهنامه‌شناس درباره دیگر ویژگی مهم شخصیت علمی جلال خالقی مطلق گفت: ایشان با مطالعه مبانی نظری اصول تصحیح و تحقیق متن در اروپا و با تأمل در تحقیقات ایران‌شناسان غربی، روش‌شناسی درست تحقیق متن و یا متن‌شناسی را آموخته بود که این موضوع را روی شاهنامه فردوسی پیاده کرد. از نظر روشی می‌شود تصحیح ایشان را جزو شاهکارهای تصحیح متون فارسی از نظر روش به شمار آورد. اگر بخواهیم چند متن را که نمونه شاخص به کار بستن روش درست تحقیق و تصحیح و تحلیل متن در ادب فارسی هستند مطرح کنیم، یکی از برجسته‌ترین آن‌ها، کار آقای خالقی مطلق است و به جرأت اگر بخواهیم دو یا سه اثر شاهکار نام ببریم حتما تصحیح جلال خالقی مطلق به لحاظ روش جزو دو سه تای اول است.

نویسنده «آذربایجان و شاهنامه» ادامه داد: زحمتی که ایشان برای تصحیح کشید مبتنی بر روشی که اشاره رفت، این است که سال‌ها با هزینه شخصی بعد از شناسایی نسخ خطی شاهنامه، تصویر آن‌ها را به دست آورد. صحبت زمانی است که مانند امروز پی‌دی‌اف و تصویر دیجیتال‌شده نسخ در دسترس نبود و لزوما باید به شکل کاغذی یا میکروفیلم در اختیار می‌داشتید. استاد خالقی با زحمت این میکروفیلم‌ها را از کتابخانه‌های جهان جمع‌آوری کرده بود. البته خودشان هم به ماجراهای رسیدن یا نرسیدن برخی از نسخه‌ها به دستشان و زحمت‌هایی که کشیده بود تا آن‌ها به دست آورد، اشاره کرده بود. پس از بررسی ۵۰ نسخه خطی شاهنامه که متنی گسترده و زمان‌بر است و بررسی این نسخه‌ها ۱۰ سال زمان برده، ۱۶ نسخه خطی را برای تصحیح خود مبنا قرار داده است. برای اولین‌بار کسی با این تعدد و کمیت از نسخه‌های خطی یعنی ۱۶ نسخه از دست‌نویس‌های شاهنامه به کار تصحیح شاهنامه پرداخته است.

 

 او سپس اظهار کرد: پیش از کار آقای خالقی مطلق هیچ تصحیحی از شاهنامه ‌نداریم که بر این تعداد نسخ قدیمی و معتبر استوار بوده باشد. البته ایشان فقط به نسخه‌ها اکتفا نکرده‌ و از منابع فرعی و جانبی تصحیح شاهنامه هم استفاده کرده که این امر کار تصحیح او را استوار کرده است، به‌ویژه‌ اینکه برای اولین‌بار قدیمی‌ترین نسخه شناخته‌شده شاهنامه تا امروز، نسخه فلورانس ۶۱۴ هجری قمری را اساس کار خود قرار داد و آن را با عرضه گسترده نسخه بدل‌ها یا اختلاف نسخه‌ها در زیرنویس‌های متن منتشر کرد که این شیوه برای نسختین بار بود که در تصحیح متون فارسی عرضه می‌شد؛ یعنی آوردن اختلاف نسخه‌ها در زیر صفحات به شکل گسترده‌.

 

به تصحیح متن اکتفا نکرد

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: استاد خالقی مطلق فقط به تصحیح شاهنامه با اصول درست اکتفا نکرد بلکه برای بیت‌های دشوار و مهم شاهنامه توضیحاتی نوشت که با عنوان «یادداشت‌های شاهنامه» نخست در آمریکا و بعد در ایران چاپ کرد؛ یعنی ما هم متن ایشان را در اختیار داریم و هم نظر ایشان را درباره معانی لغات و ترکیب‌ها و علل انتخاب برخی از صورت‌ها در متن. در واقع متن همراه با توضیح است؛ معمولا بسیاری از متون تصحیحی ما فقط متن هستند و شما توضیحات مصحح را نمی‌بینید. اگر به دیوان‌های حافظ به عنوان یکی از دو متن پرخواننده و پرتصحیح ادب فارسی در کنار شاهنامه نگاهی بیندازید، متوجه می‌شوید همه تصحیح متن است یعنی مصحح متن را تصحیح کرده و کنار گذاشته است و دیگران هستند که بر روی آن‌ها شرح و توضیح نوشته‌اند؛ اما دکتر خالقی هم تصحیح کرده، هم شرح نوشته و هم واژه‌نامه نوشته است. این مزیت دیگر ایشان است.

 

 او سپس بیان کرد: ویژگی منحصر به‌فرد دیگر استاد خالقی مطلق این است که ایشان در تمرکز تخصصی درباره شاهنامه فقط به تصحیح و توضیح متن اکتفا نکرده بلکه در کنار این کار بزرگ و سنگین، سالیان سال مقالات، یادداشت‌ها و مدخل‌های دانشنامه‌ایِ بسیار دانشورانه و محققانه‌ هم نوشته‌ است. همانطور که اشاره رفت مصححان عموما به تصحیح متن‌های ادبی اکتفا کرده‌اند و ممکن است افرادی دیگر هم بر روی تصحیح‌شان شرح بنویسد اما ما کسی را نداریم که روی یک متن متمرکز هم تصحیح کند، هم مقالات فراوان و روشنگری در تحقیق متن بنویسد. این ویژگی دکتر خالقی مطلق است که هم مصحح و هم محقق برجسته شاهنامه محسوب می‌شود. 

 

سجاد آیدنلو با بیان اینکه اهمیت و تعدد مقالات و آثار خالقی مطلق در حوزه شاهنامه‌شناسی در یک مصاحبه کوتاه نمی‌گنجد و با اشاره به مجموعه مقالات «گل‌رنج‌های کهن»، «سخن‌های دیرینه»، «شاهنامه از دست‌نویس تا متن» و «جای پای سال‌ها»، یادآور شد: خالقی مطلق در خارج در دایرة‌المعارف و دانشنامه ایرانیکا به زبان انگلیسی و در دانشنامه‌های داخل ایران مانند «دانشنامه جهان اسلام»، « دانشنامه زبان و ادب فارسی» و «دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی» مدخل‌های عالمانه‌ای هم نوشته‌ است. مدخل مقالاتی است که در دایره‌المعارف و دانشنامه‌ها چاپ می‌شود و کمتر محققی تن به نوشتن مدخل می‌دهد زیرا کار سخت و زمان‌بری است. آقای خالقی مطلق در کارنامه کاری خود مدخل‌های دانشورانه‌ای هم دارد که بسیار ارزشمند و خواندنی و آموختنی است.

 

شاعر هم بود

این شاهنامه‌شناس وجه دیگر شخصیت خالقی مطلق را وجه خلاقیت و آفرینش ادبی خواند و گفت: استاد خالقی ذوق شعری داشتند و غزل‌ها و رباعی‌های بسیار نغزی گفته، نمایشنامه ‌نوشته و بخشی از اشعارش هم به شکل جداگانه و هم به شکل مجموعه‌ چاپ شده است. ما معمولا کمتر محققی داریم که هم در حوزه تحقیق و هم در حوزه شعر فعال و شاخص باشد، بعضا یا شاعران خوبی هستند و یا محققان خوبی. اجتماع این دو یعنی شاعری و محققی خوب در معدودی از افراد دیده می‌شود که شاخص‌ترین آن‌ها در بین محققان مرحوم ملک‌الشعرای بهار و استاد شفیعی کدکنی هستند که هم محققان درجه یکی بوده و هستند و هم شاعران درجه یکی بوده و هستند. آقای خالقی مطلق نیز هم در زمینه تحقیق و هم خلاقیت ادبی فعالیت کرد.

 

 نبودش موجب بی‌فیضی نشد

 

او درباره اینکه استاد خالقی مطلق سال‌ها به دور از ایران به شاهنامه پرداخت، نیز گفت: اقامت درازمدت ایشان از حدود ۵۰ سال پیش در آلمان، ما دانشجویان و شاگردان و علاقه‌مندان ایرانی را از بهره‌مندی مدام از محضر ایشان بی‌فیض می‌کرد اما خوشبختانه ایشان از میانه‌های دهه ۸۰ به بعد تا زمانی که توان جسمی داشتند سفرهای متعدد خوب و پرباری به ایران کرد، مخصوصا در ایام اردیبهشت در جلساتی که به مناسب روز بزرگداشت فردوسی برگزار می‌شد، در ایران حضور می‌داشت. خود بنده افتخار داشتم چندین بار در تهران و مشهد و در اصفهان در محضر ایشان باشم و از سخنرانی‌ها و حضورشان بهرمند شوم.

آیدنلو با بیان اینکه خالقی مطلق همواره با ایران ارتباط داشت، گفت: ایشان عضو شورای علمی دایره‌المعارف بزرگ اسلامی بود و از این جهت با ایران و محققان داخل کشور ارتباط خوبی داشت، ضمن اینکه در تصحیح هشت‌جلدی خود از دو محقق ایرانی هم کمک گرفته بود؛ آقای دکتر محمود امیدسالار، ایرانی ساکن امریکا (امیدوارم سلامت باشند، اخیرا کسالتی داشت) و مرحوم دکتر ابوالفضل خطیبی که ساکن ایران بود. استاد خالقی با نشریات ایران نیز ارتباط خوبی داشت و در مجلات مختلف ایران مقاله چاپ می‌کرد، به‌ویژه مجله بخارا. بنابراین با فعالیت‌های ایران و پژوهشگران ایرانی ارتباط مستمر داشت. خوشبختانه در سال‌های اخیر عدم حضورشان در ایران باعث بی‌بهرگی و بی‌فیضی علاقه‌مندان شاهنامه نشد.

 

 ارتقای فن تحقیق

 او خاطرنشان کرد: باید تاریخ تحقیق و تصحیح شاهنامه را به دو برهه و مقطع زمانی پیش از دکتر خالقی مطلق و پس از او تقسیم کنیم؛ قبل از ظهور شخصیتی به نام خالقی مطلق که از اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسی دست به قلم برد و درباره شاهنامه مقاله نوشت (نخستین مقاله‌های ایشان سال‌های ۴۸-۴۹ شمسی منتشر شد) و بعد از او. دکتر خالقی مطلق در تحقیقات شاهنامه‌شناختی تحول ایجاد کرد و جریان‌ساز شد. او نه تنها در شاهنامه بلکه فن تصحیح انتقادی متنون فارسی را ارتقا داد. بعد از ایشان هر کسی که هر متنی را بخواهد در ایران و خارج از ایران تصحیح کند، یکی از الگوها و معیارهایی که باید به آن توجه ‌شود، آقای دکتر خالقی و شاهنامه اوست. یعنی با آن معیار و ضابطه می‌سنجند و این باعث می‌شود محققان روش‌ کار خود را ارتقا دهند و بگویند مبنا و معیار خالقی مطلق را داریم که اصول را برای ما تعریف کرده است و هر متنی که تصحیح کنیم بر این مبنا پیش می‌بریم.

 

مدیون او هستیم

 

این شاهنامه‌شناس خود را وام‌دار خالقی مطلق خواند و گفت: در کارهایی که انجام داده‌ام و سیاه‌مشق‌هایی که تا کنون نوشته‌ام و من‌بعد هم انجام خواهم داد، بسیار وام‌دار روش و بینش استاد خالقی مطلق هستم. از دوره دبیرستان ایشان به بنده لطف داشت و در آخر جشن‌نامه بنده که با عنوان «یکی اُرموی مردِ شاهنامه‌دان» منتشر شد، نامه‌های ایشان چاپ شده است. سال ۱۳۷۶ که بنده دانش‌آموز سال سوم دبیرستان بودم. با قلم کودکانه یک دانش‌آموز سوم دبیرستان، نظریات خودم را درباره دفتر اول تصحیح شاهنامه ایشان نوشته بودم و از طریق یکی از خویشاوندان که ساکن آلمان است، متن دست‌نویس خودم را با خط کودکانه دانش‌آموزی برای ایشان فرستاده بودم. ایشان بزرگوارانه به مقاله و نامه بنده که دانش‌آموز دبیرستان بودم پاسخ داده بود و با تشویق آموخته بود. این وجه از روحیه نقدپ‍ذیری و تشویق نوجوانان و جوانان و علاقه‌مندان را جزو فضائل اخلاقی ایشان می‌توان در نظر گرفت که به کرات شامل بنده شده است.

 

او افزود: برای مجموعه مقالات بنده «نارسیده ترنج» نیز مقدمه‌ای نوشت که به آن مجموعه اعتبار بخشید. خود بنده به لحاظ روش کار و تحقیقات شاهنامه‌شناختی مدیون چیزی هستم که از روش و بینش استاد خالقی مطلق درباره شاهنامه‌شناسی آموختم. غیر از من دیگرانی چون ابوالفضل خطیبی، شاهنامه‌شناس برجسته و دوست صمیمی بنده، روش کار خود را مدیون روش کار خالقی مطلق بود. ما از تجربیات کار تصحیح او آموخته‌ایم و از این نظر وامدار و مدیون خالقی مطلق هستیم. دیگرانی که در حوزه شاهنامه کار می‌کنند، ان‌شاءالله راه ایشان را ادامه دهند. من برای آن مرحوم آرزوی مغفرت از درگاه خداوند را دارم. البته کسی که عمرش را در راه فرهنگ و ادب ایران گذاشته باشد از نگاه ما مسلمان به دلیل اهمیت دانش و قلم، آمرزیده است. ان‌شاء‌الله در جوار دیگر خادمان فرهنگ و ادب ایران بهشت‌نشین است و برای باقی‌ماندگان بزرگ و محققان جوان آرزوی سلامتی و طول عمر دارم. با این بیت از حافظ عرایضم را به پایان می‌رسانم، زمانی که ضایعه‌ای نظیر این روی می‌دهد باید بگوییم «نظیر خویش بنگذاشتند و بگذشتند/ خدای عزوجل جمله را بیامرزاد».

منبع: ایسنا
کد مطلب: ۳۸۸۲۴۹
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت