نگاهی به شعر و زندگی نزار قبانی، شاعر وطن و زندگی
نزار قبانی دیپلمات و شاعر سوری متعلق به عصر خودش و تمامی عصرهاست که تاکنون به عنوان محبوبترین شاعر جهان عرب شناخته شده است.
نزار قبانی دیپلمات و شاعر سوری متولد ۱۹۲۳ بود، او در سال ۱۹۹۸ درگذشت. قبانی با شعرهای عاشقانهاش که معقولههای وطن و مسائل زن عرب را نیز در آن آمیخته، مشهور است. اشعار نزار قبانی را بسیاری از خوانندگان مشهور جهان عرب همچون ام کلثوم، عبدالحلیم حافظ، فیروز، ماجده الرومی و… خواندهاند. شعرهای قبانی از شهرتی بیهمتا برخوردار است. این اشعار به اکثر زبانهای دنیا از جمله فارسی ترجمه شده و انتشار یافتهاست.
قبانی متولد دمشق بود. سرودن شعر را از شانزدهسالگی آغاز کرد. در ۱۹۴۴ از دانشکده حقوق در دمشق فارغالتحصیل و در وزارت خارجهٔ سوریه به کار مشغول شد؛ در ۱۹۶۶ کار دیپلماسی را رها کرد و فقط به شعر پرداخت. با شکست و عقبنشینی اعراب در موضوع فلسطین، از شعر عاشقانه به شعرسیاسی و شعر مقاومت رویآورد. خودکشی خواهرش در برابر ازدواج اجباری (۱۹۳۸)، مرگ پسر نوجوانش به بیماری قلبی و سرانجام کشتهشدن همسرش «بلقیسالراوی» در بمبگذاری سفارت عراق (۱۹۸۱)، بر زندگی و شعرش آثار بسیار گذاشت.
نزار قبانی در زندگی خود دو بار ازدواج کرد. همسر اول او دختر عمویش، زهرا آقبیق بود. آنها با هم یک دختر، هدبا و یک پسر به نام توفیق داشتند. توفیق هنگامی که در لندن بود در ۲۲ سالگی به دلیل حمله قلبی درگذشت. زهرا آقبیق در سال ۲۰۰۷ درگذشت. دخترش هادبا، متولد ۱۹۴۷، دو بار ازدواج کرد و تا زمان مرگ در آوریل ۲۰۰۹ در لندن زندگی میکرد.
ازدواج دوم او با یک زن عراقی به نام بالقیس الراوی، معلم مدرسهای بود که در یک همایش شعر در بغداد ملاقات کرد. وی در بمبگذاری در سال ۱۹۸۱ در سفارت عراق در بیروت در جریان جنگ داخلی لبنان در ۱۵ دسامبر ۱۹۸۱ کشته شد. مرگ وی بر قبانی تاثیر روانی شدیدی داشت. او غم و اندوه خود را در شعر معروف خود «بلقیس» ابراز داشت و تمام جهان عرب را مقصر مرگ او دانست. آنها با هم یک پسر به نام عمر و یک دختر به نام زینب داشتند. پس از مرگ بالقیس، قبانی دیگر ازدواج نکرد.
هنگامی که قبانی ۱۵ ساله بود، خواهرش که در آن زمان ۲۵ سال داشت، خودکشی کرد. زیرا وی از ازدواج با مردی که دوستش نداشت، خودداری کرد. هنگام تشییع جنازه خواهرش تصمیم گرفت با شرایط اجتماعی که به نظر او باعث مرگ خواهرش است مبارزه کند. نزار قبانی در پاسخ این سوال که آیا انقلابی است یا خیر ، پاسخ داد: «عشق در جهان عرب مانند زندانی است و من میخواهم آن را آزاد کنم. من میخواهم روح و حس و جسم عرب را با شعر خود آزاد کنم. روابط زن و مرد در جامعه سالم نیست.» وی به عنوان یکی از مترقیترین روشنفکران زمان خود شناخته میشود.
در ادامه یک شعر قبانی با ترجمه یدالله گودرزی درباره وطن را میخوانید:
روز خواهد شد
و درآن تو را دوست خواهم داشت،
روز خواهد شد
پس نگران نباش اگر بهار
تاخیر کرده است
و غمگین نباش اگر باران
متوقف شده است.
بناچار رنگ آسمان تغییر خواهد کرد
و ماه بر مدار میگردد،
روز خواهد شد!
روز خواهد شد
آن روز خواهم دانست چرا تمدن، زنانه است
و چرا شعر، زنانه است
و چرا نامههای عاشقانه زنانه هستند
و چرا زنان، هنگامی که عاشقند
به گنجشک و نور و آتش
بدل میشوند!
روز خواهد شد
لباسهای بدوی را بر میافکنم
تا اصولِ گفتوگو را بیاموزم!
روز خواهد شد
و آن روز، دوره انحطاطم را رها میکنم
و برای تو کلماتِ زیبا مینویسم
و مرزهای واژه را پشت سر مینهم
و شیشه کلام را میشکنم!
روز خواهد شد
آن روز، احساساتم را هدایت میکنم
غرورم را سرمیبُرم
و میراثِ تعصبِ قبیلهای را از درونم میشویم
و قیام میکنم
علیه پادشاه.
روز خواهد شد
سربازانم را مرخّص،
و اسبانم را رها میکنم
فتوحاتم را پایان میدهم
و به مردم، اعلام میکنم:
رسیدن ِ به ساحل ِ چشمهایت
بزرگترین پیروزی است!
کتابهای نزار قبانی
اشعار قبانی در ایران بر قلبها نشست، احساس او به مخاطب ایرانی نزدیک است و آثارش در این کشور ترجمه و منتشر شده است. جوانان اشعار او را میخوانند و ازبر میکنند.
کتاب «در بندر آبی چشمانت»
«در بندر آبی چشمانت» مجموعهای است از اشعار خاص و خارق العاده یکی از مشهورترین شاعران جهان عرب. در عصر سیاست که نزاع علیه سرکوبهای بیرونی و درونی به یکی از کلیدیترین مسائل در شعر عرب تبدیل شده، قبانی موفق شده تا نشاط و نیروی دائمی عشق و انگیختگی را در زندگی بشر از نو برقرار سازد. او با برگزیدن شعر سنتی و عاشقانه عربی که میراثی از هنر قرنهای متمادی بود، با افزودن تجربه خود به آن غنای بیشتری بخشید. تجربه مردی مدرن که از اعماق وجود به شاخصهای در حال تغییر، درباره وضعیت زنان در عصر حاضر آگاه بوده و شیواترین اشعار خود را در «در بندر آبی چشمانت» به بیان ضرورت آزادی زنان و حق کامل او نسبت جسم و روح و احساساتش اختصاص داده است.
قبانی که استاد برانگیختن و یکی از افراد قرار گرفته در صف برترین شاعران در زمینه شعر عاشقانه جهان محسوب میشود، با لذت و زندگی، درست چشم در چشم آشوب و تراژدی مواجه شده و توانسته بزرگداشتی پرشور از دوست داشتنی بودن و شکوه زنانه ایجاد کند که با گذشت سالهای طولانی هنوز پا برجا و شورانگیز باقی مانده است.
در همین راستا در کتاب «در بندر آبی چشمانت» او موفق شده تا تعادل و نزاکتی به اشعار بحران زده برگرداند و ایمان به ممکن بودن شادی و کامیابی احساسی را از نو زنده کند. با این حال او هم تحت تاثیر نیروهای پلیدی که او را احاطه کرده بود، قطبهای مخالف تعالی و غضب و رنج و نشاط، به سمت خشم حرکت کرد و این تجربه به خصوص نیز در اشعار او هویداست. قبانی مردی متعلق به عصر خودش و تمامی عصرهاست که تاکنون به عنوان محبوبترین شاعر جهان عرب شناخته شده است.
کتاب «در بندر آبی چشمانت» نوشته نزار قبانی، ترجمه احمد پوری، در قطع رقعی، جلد شومیز، در ۱۰۱ صفحه، توسط نشر چشمه در سال ۱۴۰۳ به چاپ ۲۱ رسید.
کتاب «صد نامه عاشقانه»
آیان در سنین پایین عاشق سارا میشود. او تصمیم میگیرد که هرطور شده رویاهای خود را دنبال کند. او در لحظات ناامید کنندهای که در عشق فرو رفته است، نامههایی عاشقانه به سارا مینویسد اما هرگز آنها را برای او نمیفرستد. هفت سال میگذرد اما او هرگز از دوست داشتن او یا نوشتن نامهها دست نمیکشد.
ماز اما کاملا ضدعشق و عاشقی است. او معتقد است که همه افراد از ماسک استفاده میکنند و ماهیت واقعی آنها فقط در لحظات بحران کامل آشکار میشود. او برعکس آیان است. آنها همچنین به عنوان بهترین دوستان یکدیگر را تکمیل و در تضاد قرار میدهند. سارا، بیتوجه به عشق آیان یا وجود او، معتقد است که عشق واقعی وجود دارد و در انتظار او است.
کتاب «صد نامه عاشقانه» یک عاشقانه عصر جدید است که به همه عاشقانی اختصاص داده شده است که عشق آنها ناشناخته مانده و برای همیشه رویایی خاموش است. آیا سارا نامههای آیان را میخواند؟ آیا آنها هرگز ملاقات خواهند کرد؟ آیا ماز ایدئولوژیهای خود را رها میکند و خطر عشق را برای یک بار هم شده در آغوش میگیرد؟
«صد نامه عاشقانه» نوشته نزار قبانی و ترجمه رضا عامری، در قطع رقعی، جلد شومیز، در ۱۷۴ صفحه، توسط نشر چشمه در سال ۱۴۰۴ به چاپ ۱۵ رسید.
کتاب «داستان من و شعر»
در این کتاب میخوانیم که نزار قبانی از روزگار دانشآموزی به فرهنگ و ادبیات فرانسوی معرفت پیدا کرد. بعد طی ۲۱ سال کار در وزارت امور خارجه سوریه، در بسیاری از نقاط جهان اقامت گزید. چند زبان عمده غربی را آموخت و در آثار ادبی آنها غور کرد. از فرهنگ هر قوم بهرهها گرفت و فکر و دیدش وسعت یافت. اما با همه برخورداری از معارف و ادبیات غرب، شرقی و عرب باقی ماند و این نکتهای است باریک که شاعر و هنرمند باید از رگ و ریشه به منش و فرهنگ و مرزوبوم خویش پیوسته بماند تا آثارش اصالتی داشته باشد. از این رو از موطن خویش عاشقانه سخن میگوید یا شاعران و هنرمندانی که اندیشه و عواطف و دید شاعرانه خود را از مکتبهای غرب به عاریه میگیرند، در نظر او به شکل سن ژون پرس شاعر فرانسوی جلوه میکنند، با چهره و دهان و زبان عربی که در یکی از محلات بیروت به سر می برد، یعنی با مردم خویش بیگانه اند.
کتاب «داستان من و شعر» نوشته نزار قبانی و ترجمه رضا عامری، در قطع رقعی، جلد شومیز، در ۲۰۲ صفحه توسط انتشارات سرزمین اهورایی در سال ۱۳۹۸ منتشر شد.
دیدگاه