سعید صادقی:
باید عکسی گرفته شود که جهان با دیدن آن به حرکت دربیاید
سعید صادقی که به مدت ۹۸ ماه با حضور در عملیاتهای نظامی جنگ ایران و عراق از صحنههای نبرد عکاسی کرده است، این تجربه را به عنوان پیوندی محکم با اشک مادران به یاد میآورد. عکاسی که در این روزهای جنگ نیز بارها ترغیب شده تا بار دیگر دوربین به دست بگیرد، اما به دلایل مختلفی منصرف شده است. او میگوید باید عکسی گرفته شود که جهان با دیدن آن به حرکت دربیاید.
سعید صادقی که از او با عنوان عکاس جنگ یاد میشود، درباره تجربه عکاسی از جنگ میگوید که این تجربه با دوخته شدن نگاه، جان و دوربین او به بندر اشکهای مادران ایرانی در لحظه وداع اعزام فرزندانشان و احساس خالصانه باورهای صادقانه به وطن، پیوند خورده است.
یکی از اصلیترین سوژههای سعید صادقی در جنگ هشتساله، خداحافظی مادران با فرزندانشان پیش از اعزام به جبهههای جنگ بوده است. تجربهای که به گفته او عمیقترین اثر را روی او گذاشته است و در تمام این سالها با سفر به شهرهای مختلف ایران تلاش کرده است که بتواند برخی از آن مادران را پیدا کند. تجربه او زمانی تلختر شده است که با پیدا کردن برخی از مادران رزمندگان، متوجه شده که آنها هنوز نتوانستهاند با گذشت این همه سال، فرزندانشان را پیدا کنند.
او البته هنوز هم بندر اشک مادران ایران را پرآب میداند و میگوید: «هنوز هم در این تاریکی تهاجم بیگانه، روشنی نفسهای عاشقانه مادران ایرانزمین است که نور شرافت را بر من و دوربین نگاهم، تابانده است. وداع مادران با فرزندانشان آنقدر خالصانه و عاشقانه بود که بیش از جنگ من را تحت تاثیر قرار داد. همان زمان به این باور رسیدم که همین خلوص است که ما را نگه داشته است، نه کلمات و جملههای کلیشهای که برای تبلیغات از آنها استفاده میشود.»
صادقی با تاکید بر اینکه عکاسی از جنگ باید فراتر از سیاستها و تجارتها باشد، درباره لزوم واقعگرا بودن عکسهای جنگی میگوید: «هر کسی نمیتواند صحنههای جنگ را درست عین واقعیت به ثبت برساند. در جریان همین جنگ امروز نیز عکاسی از خرابهها هم حتی نیاز به مهارت و تجربه دارد. در واقع، عکاسها باید بتوانند به فضای کلیشههای مرسوم غالب شوند.
من به شخصه هیچوقت، عکسهای هنری از جنگ نگرفتم و تمام عکسهایم مستند هستند.»
او همچنین درباره میزان تاثیرگذاری عکسهایی که در این روزها از جنگ منتشر میشود، میگوید: حس عکس امروز را باید نسبت به جهان و انسان امروز بررسی کرد. انسانها هم فقط در کشور ما زندگی نمیکنند! بنابراین باید عکسی گرفته شود که جهان با دیدن آن به حرکت دربیاید. عکسهایی که بتوانند بیعدالتی جنگ را نسبت به غیرنظامیها نشان بدهند. در این مدت به غیر از یک یا دو فریم که از زندگی مردم در ویرانی بوده است، عکسهای دیگری ندیدم که راویان خوبی برای این روزها باشند. اغلب عکسها کلیشههای همان دوران دهه ۶۰ است.
صادقی با باور بر اینکه عکاسی ایدئوژیک هیچگاه ماندگار نیست، بر لزوم انتقال دانش و تجربه به نسلهای جدید تاکید میکند و میگوید شاید الان دیگر فرصت خوبی برای این کار نباشد. باید پیشتر این جلسات نقد و بررسی را محیطهای آموزشی و حرفهای برگزار میکردند.
او همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا در این روزها عکاسی نمیکند، میگوید که اگر محدودیتها نسبت به عکاسان خبری کمتر بود، این کار را انجام میداد. او میگوید که بارها ترغیب شده است که در این روزها باز هم دوربین به دست بگیرد، اما دلایل متعددی همانند محدودیتها او را منصرف کرده است.
صادقی میگوید آن چیزی که یک عکس را ماندگار میکند، اخلاق عکاسی است؛ در واقع همان نگاه اخلاقی عکاس که در تصاویر او خودش را نشان میدهد و ماندگار میشود. به باور صادقی، یکی از دلایل محدودیتهایی که برای برخی از عکاسان خبری وجود دارد، همین اخلاق عکاس خبری آنها است.
او بیان میکند: «اینکه بگوییم همانگونه که ما میگوییم عکس بگیرید تا فقط عکس گرفته باشیم که فایدهای ندارد. اما اتفاق بدتر این است که این مدل تصاویر اصلا تاثیرگذار نیست. جهان هنوز احساس نکرده است که اسرائیل و آمریکا در حال انجام بیعدالتی غیرنظانی هستند و یکی از علل اصلی این موضوع این است که عکسهای واقعگرایانه گرفته نشده یا جهان هنوز این تصاویر را ندیده است.»
این عکاس پیشکسوت همچنین با تاکید بر لزوم برگزاری جلسات نقد و بررسی در حوزه عکاسی جنگ، یادآور میشود که اگر نقد انجام میشد، امروز با این موضوعات مواجه نبودیم.
دیدگاه