چگونه کیومرث، ایران را از چنگال خواب مرگبار اهریمنان رهانید؟

در دل شبی سرد و سیاه، آنگاه که خورشید از ترس اهریمنان به خواب رفته بود و تاریکی بر سرزمین ایران سایه افکنده بود، افسانه‌ای کهن آغاز شد.

چگونه کیومرث، ایران را از چنگال خواب مرگبار اهریمنان رهانید؟

 رمان «ناریا؛ سرزمین وارونه» نوشته ابراهیم نصری در زمره آثار قابل توجه در حوزه ادبیات داستانی نوجوان و اساطیری ایران قرار می‌گیرد، به شکلی خلاقانه و در عین حال وفادارانه به ریشه‌های فرهنگی، به دوران کهن و وقایعی می‌پردازد که چگونگی شکل‌گیری ایران را رقم زدند، رویدادهایی که در دل حماسه‌های پیش از شاهنامه نهفته‌اند.

«ناریا؛ سرزمین وارونه» نه تنها پنجره‌ای به سوی دنیای افسانه‌ها برای مخاطبان جوان می‌گشاید، بلکه نقشی کلیدی در آشنایی آنان با اسطوره‌ها و هویت ملی ایفا می‌کند.

داستان با توصیفی از «یک ساعت شوم» آغاز می‌شود؛ شبی سرد و طولانی زمستانی که نمادی از سختی‌ها و تلخی‌های دوران است. اما این زمستان، پایانی اجتناب‌ناپذیر دارد. راوی، که خود شاهد و راوی این گذر پر فراز و نشیب است، نویدبخش رسیدن دوباره بهار و جشن باستانی نوروز است. این تحول، از دل تجربه‌ای تلخ و دشوار برمی‌آید و نشان از پیروزی زندگی بر مرگ، روشنایی بر تاریکی دارد. پرسش اساسی که در ذهن خواننده شکل می‌گیرد، چرایی این «ساعت شوم» و منشأ این سرمای فراگیر است. پاسخ در بطن داستانی نهفته است که از شخصیت‌های محوری آن، کیومرث دانا، شاهرخ و ماهرخ، نقشی حیاتی در آن ایفا می‌کنند.

کیومرث نجات‌دهنده ایران

«ناریا؛ سرزمین وارونه» با ظرافتی کم‌نظیر، جهانی از ایران باستان را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. جهانی که ریشه‌های آن عمیقاً در اساطیر و باورهای کهن این سرزمین تنیده شده است. این اثر به طور ویژه بر وقایعی تمرکز دارد که در آستانه یا پیش از آغاز حماسه سترگ شاهنامه رخ داده‌اند. کیومرث، که نامش به عنوان نخستین پادشاه در شاهنامه فردوسی نیز جاودانه شده است، در این داستان، قهرمانی است که مسئولیت خطیر نجات ایران را بر عهده می‌گیرد. او باید مردمان را از چنگال دو نیروی اهریمنی به نام ارتوت و فرتوت که سرزمین را در خوابی عمیق و سرمایی مرگبار فرو برده‌اند، رهایی بخشد.

ابراهیم نصری، نویسنده کتاب، با بهره‌گیری از خلاقیت، خوانندگان نوجوان را به سفری شگفت‌انگیز در دنیای اساطیری و کمتر شناخته‌شده پیش از شاهنامه دعوت می‌کند. او نه تنها روایتی دلنشین از زندگی کیومرث ارائه می‌دهد، بلکه با تخیلی پویا، چگونگی پایه‌گذاری ایران را در دل نبردی حماسی با اهریمنان، به شکلی جذاب و دوست‌داشتنی بازنمایی می‌نماید. این اثر، نمایشی هنرمندانه از تلاش قهرمانانی است که برای شکوفایی و استقرار نظم در این سرزمین با نیروهای تاریکی مبارزه می‌کنند.

داستان، با فلش‌بکی به دوران کودکی کیومرث آغاز می‌شود. در آن دوران، او به همراه خانواده و جمعی از مردم، مجبور به ترک شهر خود می‌شود. شهری که هشدارهای یک زلزله بزرگ، از سوی پدر کیومرث توسط مردم جدی گرفته نشد. این زلزله، که در واقع تجلی یا لشکرکشی ارتوت و فرتوت بود، باعث ویرانی و کوچ اجباری آنان به سرزمین مادری‌شان، «ناریا»، شد. این مهاجرت، سرآغاز تجربه‌های تلخ و در عین حال، زمینه‌ساز شکل‌گیری اراده‌ای پولادین برای مقابله با نیروهای ویرانگر است.

ایرانی که با آداب و رسوم زنده است

پس از سال‌ها، کیومرث که اکنون فردی سالخورده و باتجربه است، دختری به نام ماهرخ دارد. ماهرخ، تنها فرزند اوست و با وجود خواستگاران متعددی که از میان بزرگان شهر «جهان» دارد، علاقه‌ای به ازدواج نشان نمی‌دهد. این بخش از داستان، به معرفی آداب و رسوم کهن ایرانی، به‌ویژه «جشن سور» و «جشن نوروز» می‌پردازد.

جشن نوروز، نماد آغاز فصل بهار، رویش دوباره طبیعت و جاودانگی است. اما «جشن سور» که به «جشن یافتن همسران» معروف است، آداب ویژه‌ای دارد: دختران آماده ازدواج در میدان حاضر می‌شوند و پسران مجرد، با آماده کردن «هفت سین»، به دختری که مورد علاقه‌شان است، ابراز علاقه می‌کنند. اگر دختر هفت سین را بپذیرد، جشن سور برپا می‌شود؛ در غیر این صورت، او را رد کرده یا شرطی برای پذیرش هفت سین تعیین می‌کند. این رسم ازدواج، نشان‌دهنده اهمیت پیوندها و روابط اجتماعی در ایران باستان است.

با این حال، ماهرخ، علیرغم آمادگی برای ازدواج و حضور خواستگاران متعدد، در این میدان حاضر نمی‌شود و تمایلی به پذیرش این رسم نشان نمی‌دهد. این عدم تمایل، بخشی از گره داستانی است که نویسنده برای پیشبرد روایت و معرفی شخصیت‌های دیگر و چالش‌های پیش رو، آن را به کار گرفته است.

«ناریا؛ سرزمین وارونه»، کتابی است که با هدف آشنا کردن کودکان و نوجوانان با اسطوره‌های ایران باستان، به‌ویژه شخصیت نام‌آشنای کیومرث، خویشان و یاران او، نوشته شده است. این رمان، داستانی افسانه‌ای است که در آن، اساطیر ایران باستان و نبرد همیشگی خیر و شر، در قالب

روایتی جذاب از دوران پیش از شاهنامه و چگونگی پایه‌گذاری ایران، به تصویر کشیده شده است. ابراهیم نصری، در این اثر، با خلاقیت و تخیل ویژه‌ خود، مخاطبانش را به دنیای کهن دعوت کرده و داستانی دلنشین از پایه‌گذاری ایران در نبرد با اهریمنان ارائه می‌دهد.

این کتاب، که مناسب سنین نوجوان است و توسط انتشارات مهرستان منتشر شده، برای مخاطبانی که به دنبال درک عمیق‌تر هویت فرهنگی و اسطوره‌های ایرانی هستند، اثری بسیار ارزشمند محسوب می‌شود. «ناریا؛ سرزمین وارونه» نه تنها یک داستان سرگرم‌کننده، بلکه بستری برای یادگیری و پیوند نسل جوان با میراث غنی فرهنگی کشورشان است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

پس از سه روز، سرانجام از سرزمین برقی خارج شدند و قدم در بیابانی سوزان گذاشتند. شهر ناریا از دور چون جسدی در بیابان خفته بود. شاهرخ با آن تاول‌های سیاه و موهای سفید و ماهرخ با سیمایی که کم از شاهرخ نداشت، پا در بیابان گذاشتند.

شاهرخ گفت: «گمانم این بود که در ناریا زمستان باشد.»

_ در ناریا یک سال تمام برف می‌بارد و سال دیگر آفتاب، آن را می‌سوزاند. دئوریپ منتظر ماست، همین‌طور اژدهای هفت‌سر و ارجوس و مهم‌تر از آن‌ها، ارتوت و فرتت. اکنون باید چون دیوانگان شویم.

رمان «ناریا؛ سرزمین وارونه» نوشته ابراهیم نصری در۱۷۶ صفحه و از سوی انتشارات مهرستان منتشر شده است.

چگونه کیومرث، ایران را از چنگال خواب مرگبار اهریمنان رهانید؟

 

منبع: مهر
کد مطلب: ۳۸۸۹۰۰
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت