۷ سریال علمی-تخیلی در مورد حمله موجودات فضایی
سریالهای علمی-تخیلی مربوط به حمله موجودات فضایی دقیقاً روی یک حس خاص دست میگذارند. هیجان اینکه زندگی روزمرهات ناگهان توسط چیزی بزرگتر، عجیبتر و کاملاً خارج از کنترل تصرف شود، چیزی که واقعاً دیوانه کننده خواهد بود. این سریالها ترکیبی از پارانویا، نمایش پرهیجان و فانتزی بقا هستند و همین ترکیب باعث شده این زیرژانر دههها زنده بماند.

آثار کلاسیک این ژانر برای همیشه در فرهنگ عامه ثبت شدهاند. The X-Files کاری کرد که بشقاب پرندهها انگار همین حوالی، پشت خیابان کناری کمین کردهاند. Falling Skies سراغ درامی خشن و آخرالزمانی رفت؛ جایی که خانوادهها تلاش میکنند در حالی که دنیا در آستانه فروپاشی کامل است، کنار هم بمانند. Resident Alien هم که حالا یک کلاسیک مدرن محسوب میشود، طنز را به شکلی بیسابقه وارد این ژانر کرد. اینها سریالهایی هستند که همه میشناسند؛ آثاری که تصور ما از هجوم بیگانگان به زمین را شکل دادهاند.
اما همه سریالهای حمله موجودات فضایی به یک اندازه دیده نشدند. بعضیها در ساعتهای نامناسب پخش شدند، بعضی زیر سایه آثار بزرگتر قرار گرفته و بعضی پیش از آنکه بتوانند مخاطبان وفاداری پیدا کنند، خیلی زود به پایان رسیدند. شاید این سریالها بودجههای عظیم یا ستارههای مشهور نداشتند، اما ایدههای جسورانه و لحظات ماندگاری خلق کردند که ارزش یک بار دیگر دیده شدن را دارند. در ادامه این مطلب شما را با ۷ سریال در مورد حمله موجودات فضایی آشنا میکنیم که به اندازه کافی دیده نشدند.
سریالهای کمتر شناخته شده در مورد حمله موجودات فضایی
- Colony (۲۰۱۶ -۲۰۱۸)
- Hard Time on Planet Earth (۱۹۸۹ -۱۹۹۰)
- Invasion (۲۰۰۵ -۲۰۰۶)
- Defiance (۲۰۱۳ -۲۰۱۵)
- People of Earth (۲۰۱۶- ۲۰۱۷)
- BrainDead (۲۰۱۶)
- V (۲۰۰۹ -۲۰۱۱)

۷- Colony (۲۰۱۶ -۲۰۱۸)
در این سریال که در آینده لسآنجلس روایت میشود، شهر تحت اشغال موجودات فرازمینی مرموزی به نام «میزبانها» قرار گرفته است. شهر با دیوار محصور شده، پهپادها از آسمان همه چیز را تحت کنترل دارند و انسانها تحت کنترل شدید زندگی میکنند. در مرکز داستان سریال کلونی، ویل بومن، مأمور سابق افبیآی قرار دارد که برای محافظت از خانوادهاش ناچار میشود با نیروهای اشغالگر همکاری کند، در حالی که همسرش کیتی مخفیانه به گروه مقاومت میپیوندد.
این سریال در دنیایی روایت میشود که اعتماد کالایی کمیاب است و آزادی دستنیافتنی به نظر میرسد. داستان بر انتخابهایی تمرکز دارد که پیامدهای سنگینی به همراه دارند. جاش هالووی و سارا وین کالیز بهخوبی کشمکش میان خانواده و ایدئولوژی را به تصویر میکشند. اما میزبانها همچنان در هالهای از رمز و راز باقی میمانند، فناوریشان هم ترسناک است و هم شگفتانگیز، اما حضور بیگانگان همیشه مانند سایهای سنگین بالای سر داستان حس میشود.

۶- Hard Time on Planet Earth (۱۹۸۹ -۱۹۹۰)
Hard Time on Planet Earth یک سریال شبکه CBS با عمری کوتاه بود که داستان جسی، یک سرباز فرازمینی سرسخت را دنبال میکرد؛ موجودی که بهدلیل گذشته خشونتبارش به زمین تبعید شده است. او از قدرتهایش محروم میشود و همراه با یک همراه رباتیک شناور به نام کنترل، مجبور است با زندگی در میان انسانها، فروتنی را یاد بگیرد.
در هر قسمت، جسی وارد موقعیتهای کاملاً عادی مثل شغل، دوستیها و درگیریهای روزمره میشود و میبینیم که غرایز خشن و نظامیاش چگونه با زندگی معمولی، درگیری پیدا میکند. سریال با ایجاد تعادلی میان کمدی «ماهی بیرون از آب» و یک جریان زیرپوستی از رستگاری، نشان میدهد که جسی کمکم در حال کشف همدلی است، آن هم در حالی که باید از دست مأموران دولتی که به منشأ واقعیاش شک کردهاند، فرار کند. مارتین کوو، که بیشتر به خاطر The Karate Kid شناخته میشود، نقش اصلی این سریال را بازی میکند و ترکیب طنز، اکشن و احساسات، این سریال را به اثری متفاوت در روایتهای حمله موجودات فضایی تبدیل کرده است.

۵- Invasion (۲۰۰۵ -۲۰۰۶)
سریال Invasion در یک شهر کوچک در فلوریدا روایت میشود، شهری که زیر ضربات یک طوفان ویرانگر قرار گرفته است. همزمان با این طوفان، چیزی فرازمینی و بیگانه نیز از راه میرسد؛ موجودی که بهطور پنهانی وارد آبها شده و ساکنان شهر را بهشکلی نامحسوس تغییر میدهد. کلانتر شهر، تام آندرلی با بازی ویلیام فیکتنر، انگار بیش از آنچه نشان میدهد میداند، در حالی که راسل وارن با بازی ادی سیبریان تلاش میکند از خانوادهاش محافظت کند، آن هم زمانی که همسایهها یکییکی به شکلهای نگرانکنندهای تغییر میکنند.
این سریال بهجای نمایشهای پرزرقوبرق، تنش را از طریق فضاسازی خلق کرده و مردابها و دریاچهها را به پسزمینههایی شیطانی و ترسناک برای یک تصرف خزنده تبدیل میکند. Invasion بهجای نبردهای پرهیجان، روی حس ترس و بدگمانی تمرکز دارد و هر قسمت را با لایههایی از شک و تردید پیش میبرد. هرچند تنها یک فصل دوام آورد، اما منتقدان از جاهطلبی این سریال و ایده هوشمندانهاش در استفاده از یک فاجعه طبیعی بهعنوان پوششی برای نفوذ بیگانگان تمجید کردند؛ مفهومی که هم خلاقانه است و هم عمیقاً ناآرامکننده.

۴- Defiance (۲۰۱۳ -۲۰۱۵)
سریال Defiance محصول شبکه Syfy، سیاره زمین در آیندهای نزدیک را تصور میکند که پس از دههها جنگ با ووتانها (ائتلافی از نژادهای فرازمینی) و عملیات تغییر زیستبوم توسط بیگانگان، کاملاً دگرگون شده است. داستان در شهری به نام دفاینس میگذرد، شهری که بر ویرانههای سنتلوئیس ساخته شده و انسانها و بیگانگان تلاش میکنند با وجود تهدیدهای دائمی و اتحادهای شکننده، در کنار هم زندگی کنند. این سریال علمی تخیلی، داستان نولان، سرباز سابقی خسته از جنگ، و دخترخوانده ایراثینتیاش، ایریسا، را دنبال میکند که در مسیر سیاست، جرم و درگیری راه خود را پیدا میکنند.
این سریال با ترکیب درام مرزی و جهانسازی گسترده، بهخاطر جاهطلبیاش برجسته بوده است. Defiance جامعهای را به تصویر میکشد که در آن هر نژاد رسوم، تنشها، زبانها و فناوریهای خاص خودش را دارد. رابطه میان نولان و ایریسا به داستان عمق احساسی میدهد و گروه بازیگران مکمل، دنیای خیالانگیز سریال را کاملتر میکنند. در مجموع، Defiance ژانر حمله موجودات فضایی را از زاویهای تازه بازتعریف میکند: اینکه بعد از پایان جنگ چه اتفاقی میافتد.

۳- People of Earth (۲۰۱۶- ۲۰۱۷)
People of Earth یک سریال کمدی-درام ساخته دیوید جنکینز است که داستان روزنامهنگاری به نام اوزی گراهام را دنبال میکند، کسی که برای تحقیق درباره گروهی از افرادی که ادعا میکنند توسط بیگانگان ربوده شدهاند، به شهری کوچک میرود. وقتی درمییابد شاید روایتهای اعضای این گروه واقعاً حقیقت داشته باشند، نگاه شکاکانه او خیلی زود تغییر میکند. این گروه از شخصیتهای عجیبوغریب تشکیل شده که هرکدام تجربهای متفاوت از ربودهشدن دارند و حتی خود بیگانگان هم با نگاهی طنزآمیز به تصویر کشیده میشوند.
این سریال با هوشمندی، کمدی محیط کار، مسیر رشد شخصیتها و یک توطئه آرام و تدریجی درباره بیگانگان را در هم میآمیزد. People of Earth همزمان بر پایه پوچگرایی و صداقت پیش میرود. بازی وایات سیناک ستون اصلی گروه بازیگران است و بیگانگان بهجای موجوداتی تهدیدآمیز، شخصیتپردازی انسانی و قابلدرکی دارند که آنها را عجیب اما دوستداشتنی میکند. هرچند این سریال فقط دو فصل ادامه داشت، اما جایگاه خاصی برای خودش ساخت و بهعنوان یکی از ملموسترین و قابلدرکترین روایتها از تماس با موجودات فضایی شناخته شد؛ مسیری که بعدها به درخشش سریالهایی مثل Resident Alien کمک کرد.

۲- BrainDead (۲۰۱۶)
سریال BrainDead در واشنگتن دیسی روایت شده و داستان لورل هیلی با بازی مری الیزابت وینستد را دنبال میکند؛ مستندسازی که شغلی در دفتر برادرش در کنگره میگیرد و خیلی زود به کشفی هولناک میرسد: حشرات فضایی در حال آلوده کردن سیاستمداران هستند. این انگلها وارد مغز انسان شده، نیمی از آن را میخورند و قربانیان را به موجوداتی عجیب، افراطی، رباتگونه و وسواسی نسبت به درگیریهای حزبی تبدیل میکنند.
BrainDead عملاً ساختمان کنگره آمریکا را به نقطه صفر یک تهاجم بیگانه عجیب بدل میکند و ترکیبی غریب از ناکارآمدی سیاسی و وحشت علمی-تخیلی ارائه میدهد. بازی وینستد فوقالعاده است و تونی شالهوب در نقش یک سناتور آلوده، بهشکلی خندهدار و بهیادماندنی میدرخشد. خود حشرات فرازمینی هم زشتاند و هم باهوش؛ استعارهای تند و هوشمندانه از قطبیشدن سیاسی که نیشدار است، اما هرگز شعارزده نمیشود. کمتر پیش میآید تهاجم بیگانگان از دریچه بوروکراسی روایت شود، اما BrainDead این سناریو کار را بهشکلی موفق و موثر به تصویر میکشد.

۱- V (۲۰۰۹ -۲۰۱۱)
نسخه شبکه ABC از این کلاسیک دهه ۱۹۸۰، «بازدیدکنندگان» را معرفی میکند؛ بیگانگانی شیک و مرموز به رهبری آنا که با وعده صلح و شگفتیهای فناورانه وارد زمین میشوند. اما زیر این ظاهر پرزرق و برق، چهرهای مرموز و نقشهای برای سلطه بر بشریت پنهان کردهاند. اریکا ایوانز، مأمور افبیآی، بوی این توطئه را حس میکند و به یک جنبش مقاومت میپیوندد، در حالی که دیگر شخصیتها میان ایمان، بقا و تردید گرفتار میشوند.
نقطه قوت سریال V در فضای مدرن و گروه بازیگران قدرتمند آن است. مورنا باکارین در نقش آنا، رهبر آرام اما بیرحم بازدیدکنندگان، مسحورکننده ظاهر میشود؛ سخنرانیهایش همزمان الهامبخش و ترسناکند. در سوی دیگر، الیزابت میچل تعادلی ظریف میان غریزه مادری و رهبری برقرار میکند. افزون بر این، تنش میان وعدههای فریبنده بازدیدکنندگان و آگاهی تدریجی از اهداف شوم آنها، پرسشهایی جدی درباره اعتماد مطرح میکند. هرچند واکنشها به سریال یکدست نبود، V اثری پرکشش و دستکمگرفتهشده است که شایسته مخاطبان بسیار بیشتری است.
دیدگاه