بدترین فیلم تاریخ سینمای جهان را بشناسید | وقتی بی استعدادترین کارگردان جهان در تاریخ ماندگار شد
داستان عجیب فیلمی که با بشقابپرندههای پلاستیکی و مقوا ساخته شد، اما نام خالقش را در کنار بزرگان سینما جاودانه کرد.
۲۲ جولای ۱۹۵۹، اثری روی پرده سینماها رفت که نه جایزهای برد، نه فروشی خیرهکننده داشت و نه تشویق منتقدی را برانگیخت؛ فیلمی به نام «طرح شماره ۹ از فضای ماورایی» به کارگردانی «اد وود». با این حال، شش دهه پس از آن اکران کمرمق، این اثر نه تنها فراموش نشده، بلکه در جایگاهی جاودانه و شگفتانگیز ایستاده است: لقب رسمی «بدترین فیلم تاریخ سینما»؛ عنوانی که فراتر از یک شکست تحقیرآمیز، به مدال افتخاری برای عشاق سینمای تجربی و مستقل تبدیل شد.
پارادوکس جذاب شکست باشکوه
در تاریخ سینما، آثار متعددی بودهاند که در جلب نظر مخاطب یا منتقدان ناکام ماندهاند. فیلمهای بیشماری وجود دارند که با بودجههای هنگفت ساخته شده و در گرداب فراموشی تاریخ فرو رفتهاند. اما یک فیلم برای اینکه «بدترین فیلم تاریخ» نام بگیرد و همزمان میلیونها نفر در سراسر جهان عاشقانه آن را تماشا و تحسین کنند، به چیز دیگری نیاز دارد: شور و اشتیاق خالص.
«طرح شماره ۹ از فضای ماورایی» محصول سال ۱۹۵۹، زاییده ذهن مردی بود که سینما را با تمام وجودش میپرستید، اما حتی ذرهای استعداد فیلمسازی در وجودش یافت نمیشد؛ «ادوارد دی. وود جونیور» معروف به «اد وود». فیلم او نمونهای کامل از تقابل «اراده آهنین برای خلق هنر» در برابر «فقدان مطلق امکانات و تکنیک» است.
دقیقا همین پارادوکس است که فیلم را پس از سالها به اثری کُلت (Cult Classic)، الهامبخش و منبع الهام بزرگانی چون «تیم برتون» تبدیل کرده است.
داستان چیست؟ وقتی بیگانگان مردگان را زنده میکنند
خلاصه داستان فیلم به خودی خود شبیه به یک کابوس سورئال و خندهدار است. موجودات فضایی که از پیشرفت بشر و احتمال ساخت یک بمب ویرانگر به نام «سولارانیت» (که میتواند ذرات نور را نابود کند) نگران شدهاند، تصمیم میگیرند زمین را نابود کنند. آنها برای رسیدن به این هدف، هشت طرح مختلف را امتحان میکنند که همگی با شکست مواجه میشود.
در نهایت، فضاییها به سراغ «طرح شماره ۹» میروند: زنده کردن مردگان زمین
منطق فضاییها این است که با تبدیل کردن مردگان گورستانهای کالیفرنیا به زامبی و خونآشام، انسانها را وحشتزده کنند تا در نهایت حکومتهای زمین به فرمان فضاییها گردن نهند. تمام این پلات عجیب و غریب، در دل دیالوگهای شلوغ، اغراقآمیز و منطقزداییشدهای روایت میشود که مجری و غیبگوی مشهور آن دوران، «کریسول»، در ابتدا و انتهای فیلم با لحنی بسیار جدی برای مخاطب قرائت میکند.
گافهای فنی و ساختاری؛ شاهکارهای ناخواسته در صحنهپردازی
آنچه «طرح شماره ۹» را به چنین پدیده نادری بدل کرده، فهرستِ بیانتها و باورنکردنی خطاهای فنی، گافهای تداومی و ارزانقیمت بودن عریانِ تمامی صحنههای آن است. اد وود که با بودجهای بسیار ناچیز (حدود ۶۰ هزار دلار) فیلم را میساخت، مجبور بود از هر چیزی که در دسترس داشت برای خلق افکتهای ویژه استفاده کند.
۱. بشقابپرندههای شیوهساز و نخهای نامرئی
در صحنههای نبرد هوایی و پرواز بشقابپرندهها، آنچه بیننده روی پرده میبیند، تشتکهای قالپاق اتومبیل یا بشقابهای پلاستیکی بسیار ارزانی است که با نخ نخیاطی معمولی آویزان شدهاند و در طول تصویر به شدت میلرزند. حتی در برخی نسخههای باکیفیت امروزی، نخهایی که بشقابپرندهها را نگه داشتهاند به وضوح قاب تصویر را پر کردهاند.
۲. دکورهای مقوایی و قبرهای متحرک
گورستانی که بخش عمده فیلم در آن میگذرد، در واقع یک استودیوی کوچک با سنگقبرهای مقوایی و درختان پلاستیکی بود. در یکی از صحنههای مشهور فیلم، وقتی یکی از بازیگران به آرامی حرکت میکند، پایش به سنگ قبر میخورد و سنگ قبر مقوایی کاملا خم میشود و روی زمین میافتد، اما اد وود حتی زحمت ضبط مجدد صحنه را به خود نداد.
۳. جابهجایی روز و شب در یک پلک زدن
یکی از ساختارشکنانهترین جلوههای خندهدار فیلم، عدم هماهنگی نورپردازی است. در یک پلان، دو شخصیت در روز روشن در حال گفتگو در قبرستان هستند، اما به محض اینکه دوربین زاویه خود را عوض میکند تا نمای عکس را بگیرد، صحنه کاملا در تاریکی مطلق شب فرو میرود. این تغییرات مداوم روز و شب در طول یک چرخه واحد، به یکی از امضاهای فنی این اثر تبدیل شده است.
تراژدی «بلا لوگوسی»؛ حضور بازیگر مرده در فیلم
شاید عجیبترین و در عین حال اندوهناکترین بخش از تاریخچه ساخت این فیلم، حضور «بلا لوگوسی» ، ستاره افسانهای و ایفاگر نقش تاریخی «دراکولا» در سینمای کلاسیک باشد. لوگوسی در سالهای پایانی عمرش دچار فقر شدیدی شده بود و به مواد مخدر اعتیاد داشت. اد وود که عاشق و شیفته لوگوسی بود، او را در خانه سالمندان پیدا کرد و با او دوست شد.
لوگوسی در سال ۱۹۵۶، پیش از آنکه ساخت «طرح شماره ۹» اصلا آغاز شود، درگذشت. اما اد وود که چند دقیقه فیلم کوتاه از لوگوسی با شنل دراکولا در حال قدم زدن در حیاط خانهاش ضبط کرده بود، تصمیم گرفت هر طور شده نام این ستاره بزرگ را در تیتراژ فیلم جدیدش بگذارد.
نتیجه این تصمیم، یکی از عجیبترین تمهیدات تاریخ سینما شد:
اد وود آن چند ثانیه راش بیربط از لوگوسی را در طول فیلم چندین بار تکرار کرد.
برای مابقی صحنهها، او پزشک معالج همسرش را (که یک کایروپراکتور بود و هیچ تجربهای در بازیگری نداشت) استخدام کرد تا نقش لوگوسی را ادامه دهد.
از آنجایی که این پزشک هیچ شباهتی به لوگوسی نداشت و قدش بسیار بلندتر بود، اد وود از او خواست که در تمام طول فیلم، شنلش را جلوی صورتش بگیرد تا بینندگان چهره او را نبینند.
دیدگاه