وقتی زینک جای شیشه را میگیرد
دفاتر و فروشگاههای، ناشران و کتابفروشان در روزهای جنگ تحمیلی سوم آسیب دید، آنها از زینک برای پوشاندن فضای خالی پنجره، جای شیشه استفاده میکنند، ضروری به نظر میرسد که با برنامهریزی دقیق به خواستههای این صنف فرهنگساز رسیدگی شود.
دفاتر نشر و کتابفروشیهای متعددی در شهرهای مختلف در طول جنگ تحمیلی سوم آسیب دیدند، یکی از نقاط مهم تخریب شده در تهران، راسته انقلاب و خیابانهای پایینی آن به دید نزدیک بودن به یکی از اهداف دشمن بود. دفاتر نزدیکتر به محل اصابت با تخریب بیشتری مواجه هستند، دیوارها ترک برداشته و درها از قاب کنده شده است. هرچه به سمت شرق میرویم آسیب کمتر میشود اما تا ۲ خیابان شیشههای بسیاری از دفاتر شکسته است.
هرچند دفاتر و فروشگاههای آنها هدف مستقیم موشکهای آمریکایی و اسرائیلی قرار نگرفت، اما موج انفجار به کتابفروشیها و دفاتر نشر آسیب زد. در میانه جنگ و حتی بعد از آن، فرصتی برای همراهی با این صنف پیدا نشده است و ناشران با هر آنچه در دفاتر خود داشتند تلاش کردند تا جای ویرانیها را بپوشانند، امنیت دفاتر خود را حفظ و برای از سرگیری فعالیت تلاش کنند. ورقههای زینک یکی از راههای چاره این گروه فرهنگی بود.

خبرنگار چند روز پس از موشکباران خیابان انقلاب به این راسته سرزد و آسیبها را در یک گزارش نوشت. این روزها، زمان بیشتری از حادثه گذشته است و ناشران در تلاش برای بازگشت به فعالیت هستند. آنها با هر آنچه در دفتر نشر پیدا میشود، برای خود امنیت میسازند. ورقههای زینک فکر خوبی برای جایگزینی شیشههای شکسته است. این رفتاری است که در هر جنگ از مردم سر میزند، وقتی آرد گندم کم میشود، مردم از دیگر غلات مانند جو و ذرت برای تهیه نان استفاده میکنند یا بیشتر از گذشته از سیبزمینی را مصرف میکنند، اگر سوخت کم شود، مردم از نانواها کمک میگیرند و با گرمای بعد از پخت تنور، غذای خود را میپزند. وقتی سوخت کم باشد، مردم بیش از گذشته از وسایل نقلیه عمومی استفاده میکنند. مردم همواره راهی برای ادامه زندگی پیدا کردند و این رفتار هنوز هم جاری است.

یکی از ناشران که نزدیک خیابان انقلاب کتابفروشی دارد، زینکها را برداشته و جای آنها شیشه نصب کرده است. او که دائم سرفه میکند، میگوید: «سالها در چاپخانه کار کردم و ریههایم آسیب دیده و امروز تحمل این حجم از خاک و غبار برایم دشوار است. در اثر انفجار کل شیشههای مغازه ریخت، کرکره از جایش جدا شد و درها از قاب بیرون آمد. فقط ۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان برای شیشهها هزینه کردم.» این فروشگاه با مرکز انفجار ۲ خیابان فاصله دارد و برای همین کمتر آسیب دیده است. مدیرکتابفروشی قفسههایی را که روی هم افتادهاند، بلند کرده، کتابها را دستمال کشیده و فروشگاه را منظم کرده است.

حدود یک میلیارد و ۲۰۰ هزار تومان کتاب از بین رفت
دو کوچه نظری و شهدای ژاندارمری از موشکی که در نزدیکی میدان انقلاب اصابت کرد، بیش از سایر نقاط آسیب دیدند. ابتدای هر دو کوچه پاساژهایی وجود دارد که در آنها کتابفروشیهای متعددی، آثار دست دوم و نایاب را میفروشند. در داخل این مرکز خرید امنیت بیشتر از کوچهها است، برای همین کتابفروشیها با نایلون ویترین شکسته خود را پوشاندهاند. یک کتابفروش در طبقه دوم مشغول دستمال کشیدن کتابهایش است، میگوید: «برای ضرری که به کتابفروشی وارد شد، ناراحت نیستم؛ فقط دلم برای دختری میسوزد که روبهروی فلافلفروش، عطر میفروخت. موشک حدود ساعت ۱۷:۱۵ اصابت کرد و براثر ضربه فلزاتی که پرتاب شده بودند، آن دختر جان خود را از دست داد.»

این کتابفروش از حدود هفت سال قبل در این مرکز خرید فعال است، کتابفروشی را ۲ نفری اجاره کرده بودند و ماهی ۱۶ میلیون تومان اجاره پرداخت میکردند، بعد از انفجار همکارش کتابهایش را جمع کرده و گفته جای دیگری به فعالیتش ادامه خواهد داد، همچنین صاحب این فروشگاه میخواهد اجاره را بالا ببرد. کتابفروش که اجاره فروردین و اسفند را نتوانسته پرداخت کند، میگوید:«وقتی به فروشگاه آمدم، همه کتابها روی هم ریخته بود، قفسهها شکسته بودند و میتوان گفت حدود یک میلیارد و ۲۰۰ هزار تومان کتاب از بین رفت، در میان آنها یک دوره شاهنامه از بین رفت که دیگر آن را پیدا نمیکنم.»
لرزه بعد از انفجار بیشتر از موج آن به این مرکز خرید آسیب وارد کرده است، فروشگاههایی که روی ستون بودند، کمتر از دیگر مغازهها آسیب دیدند، به همین دلیل سه فروشگاه به شکل کامل تخلیه کردند و از مرکز خرید رفتند. یک کتابفروش که ویترینش کامل شکسته و خرد شده است، درباره قیمت آن گفت: «شیشه برای در و ویترین حدود ۲۵ میلیون تومان است، نیسان پنج میلیون تومان میگیرد تا شیشه را از کارخانه به اینجا بیاورد و این پایان ماجرا نیست، کارگر برای بالا آوردن شیشه بزرگ هفت میلیون تومان دستمزد میخواهد و بعد از آن هم باید هزینههای نصب شیشه را محاسبه کرد.»
هنوز راهروهای پاساژ پر از خاک و خرده شیشه است
مرکز خرید نادر از شنبه ۲۲ فروردین شروع به کار کرده است، تا آن روز کرکرهاش پایین بود و کسی حق ورود به آن را نداشت. به همین دلیل هنوز راهروهای پاساژ پر از خاک و خرده شیشه است و برخی کتابفروشان، مغازه خود را بازدید نکردند. یکی از کتابفروشانی که در شیشهایاش شکسته و برای آن شیشه سفارش داده است، میگوید: «برای ثبت خسارات به اتحادیه ناشران و کتابفروشان رفتم و فرمی پُر کردم تا آن را به اتاق اصناف بفرستند، اما هنوز هیچ خبری به من نرسیده است. شیشه مغازه را ۱۹ میلیون تومان خریدم و هر فروشگاه سه میلیون برای تعویض کرکره هزینه دادیم.»

نگهبان مرکز خرید در ساعتی که موشک اصابت کرد در زیرزمین خوابیده بوده و برای همین به او آسیبی وارد نشده است، اما بعد از آن ترسیده و برای همیشه خداحافظی کرد به شهرستان محل زندگیاش بازگشته است.
ناشران و کتابفروشان سود تجاری را در فعالیت خود نادیده میگیرند
پس از مرکز خرید نادر، در کوچه نظری ساختمانها آسیب زیادی دیدند، در هر کدام چند ناشر و چند نفر مشغول به کارهای مختلف بودند. همه آنها این روزها خالی هستند. حتی در خیابان کارگر جنوبی، روبهروی خیابان ژاندارمری چند مجتمع ساختمانی هستند که آسیب دیدند، در آنها هم ناشران و کتابفروشیهایی فعال بود و آسیب دیدند.
ناشران و کتابفروشان فعالان فرهنگی هستند که خوراک فکری مردم را تامین میکنند، آنها سود تجاری را در فعالیت خود نادیده میگیرند، بارها ثابت شده است که اگر ناشران دفاتر خود را اجاره بدهند یا اگر کتابفروشان در فروشگاه خود هر کاری جز فروش کتاب را انجام بدهند، درآمد و سود بالاتری خواهند داشت. در این روزهای سخت این صنف با مشکلات متعددی مواجه هستند، ضروری به نظر میرسد که هرچه سریعتر دولت و به خصوص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای همیاری به این گروه اقدام کنند تا با پشت سر گذاشتن این روزها بتوانند برای آینده ایران فرهنگسازی کنند.
دیدگاه