پُز دادن با بلیط ۵ میلیون تومانی تئاتر | سلبریتیها خرج دارند و تماشاگران باید آن را بپردازند!
اعلام قیمت نزدیک به ۵ میلیون تومان برای گرانترین بلیت تئاتر ارکسترال «آرش»، موجی از واکنشها را در میان مخاطبان، هنرمندان و رسانهها برانگیخته است؛ واکنشهایی که تنها متوجه یک اجرای خاص نیست، بلکه به نگرانی بزرگتری درباره مسیر اقتصادی تئاتر ایران اشاره دارد: آیا هنر نمایش، که زمانی یکی از در دسترسترین تفریحات فرهنگی شهروندان محسوب میشد، در حال تبدیلشدن به کالایی لوکس و مخصوص طبقات برخوردار است؟
بلیتهای نمایش «آرش» که قرار است در رویالهال هتل اسپیناس پالاس تهران روی صحنه برود، از حدود ۹۹۰ هزار تومان آغاز میشود و در برخی جایگاهها به چهار میلیون و ۹۸۰ هزار تومان میرسد؛ رقمی که در عمل، نام «بلیت ۵ میلیون تومانی» را بر سر زبانها انداخته است. این قیمتگذاری از سوی منتقدان، رکوردی تازه در بازار تئاتر ایران توصیف شده؛ رکوردی که فاصله میان تماشاگر عادی و صحنه تئاتر را بیش از هر زمان دیگری برجسته میکند.
اعتراض به «تئاتر لاکچری»
این نگرانی پیشتر درباره بازار کتاب نیز مطرح شده بود. افزایش مداوم قیمت کاغذ، چاپ و کتاب، بسیاری از خانوادهها را به کاهش خرید کتاب یا حذف آن از برنامه ماهانهشان واداشته است. اکنون بیم آن میرود که تئاتر هم به همان سرنوشت دچار شود؛ نه به این معنا که تئاتر بهکلی تعطیل میشود، بلکه به این معنا که مخاطب گسترده و متنوع خود را از دست میدهد و به مصرف فرهنگی گروهی محدود فروکاسته میشود.
سلبریتیها و معادله قیمت بلیت
یکی از اصلیترین محورهای انتقاد، حضور پررنگ بازیگران چهره و سلبریتیها در چنین پروژههایی است. «آرش» فهرستی از بازیگران شناختهشده را در اختیار دارد؛ چهرههایی که حضورشان، از نگاه تهیهکنندگان، میتواند ضامن فروش و جلب توجه رسانهای باشد. با این حال، منتقدان میگویند همین الگو، به چرخهای از افزایش هزینه و گرانشدن بلیت دامن میزند.
برخی فعالان تئاتر معتقدند هزینه بالای تولیداتی از این دست، تا حد زیادی با دستمزد بازیگران مشهور ارتباط دارد و بخش مهمی از درآمد بلیتفروشی قرار است صرف تأمین هزینه حضور همین چهرهها شود.
مسئله منتقدان صرفا دستمزد گرفتن بازیگران نیست؛ هر گروه حرفهای حق دارد در برابر کار خود دستمزد منصفانه دریافت کند. اعتراض اصلی آنجاست که آیا باید تمام بار اقتصادی استفاده از ستارهها بر دوش تماشاگر قرار گیرد؟ و آیا تئاتر باید برای رقابت در بازار سرگرمی، قواعد ستارهمحور سینما و نمایش خانگی را بدون ملاحظه به خود بگیرد؟
هنرمندانی چون شکرخدا گودرزی نسبت به گسترش «تئاتر لاکچری» هشدار دادهاند؛ پدیدهای که به باور آنان، تئاتر اندیشهورز و گروههای مستقل را به حاشیه میراند. در این نگاه، تولیدی که بودجهاش را بر شهرت بازیگران و فروش بلیتهای بسیار گران استوار میکند، نهفقط مخاطب کمدرآمد، بلکه گروههای جوان و کمامکان را نیز از میدان رقابت خارج میسازد.
از تجربه فرهنگی تا نمایش منزلت
ماجرا اما تنها اقتصادی نیست. تماشای تئاترهای گرانقیمت میتواند به نوعی «وجه تمایز طبقاتی» تبدیل شود؛ جایی که حضور در سالن، بیش از آنکه صرفا تجربه مواجهه با یک اثر هنری باشد، نشانهای از توان مالی، سبک زندگی و عضویت در یک حلقه اجتماعی خاص تلقی میشود. در این وضعیت، بلیت گران نه فقط مجوز ورود به سالن، بلکه کالایی نمادین است؛ کالایی که امکان تمایزگذاری میان «کسانی که میتوانند بروند» و «کسانی که نمیتوانند» را فراهم میکند.
این همان نقطهای است که تئاتر از کارکرد فرهنگی و انتقادی خود فاصله میگیرد. اگر ارزش یک اجرا با قیمت صندلی، هتل محل برگزاری یا شمار چهرههای مشهور آن سنجیده شود، کیفیت متن، کارگردانی، بازیگری و گفتوگویی که اثر با جامعه برقرار میکند، ممکن است به حاشیه رانده شود.
تئاتر ۵ میلیون تومانی، بنابراین فقط یک عدد در سامانه فروش بلیت نیست؛ نشانهای است از نزاعی بزرگتر بر سر دسترسی به فرهنگ. پرسش اصلی این است که متولیان، تهیهکنندگان و هنرمندان چه راهی برای حفظ کیفیت تولید و در عین حال، باز نگه داشتن درهای سالن به روی عموم جامعه خواهند یافت؛ پیش از آنکه تئاتر نیز مانند کتاب، آرامآرام از سبد فرهنگی بخش بزرگی از خانوارها حذف شود.
دیدگاه