از یک اجرای پر ریسک تا تمام دغدغههای یک هنرمند
«در این شرایط سخت اقتصادی، وقتی کسی تئاتر را در سبد هزینههای ماهیانهاش قرار میدهد، دنبال حس "ما داریم زندگی میکنیم" است. دنبال دو ساعتی که از فشار روزمره بیرون بیاید، به دنیاهای جدید پرواز کند. این یک تراپی است.»
اینها بخشی از سخنان آروند دشتآرای است که این روزها نمایش «ماهی بلژیکی» را روی صحنه برده است.
نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشتآرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمهکاره ماند.
حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را در پردیس تئاتر و موسیقی دکر (باغ کتاب) انجام میدهد.
دشتآرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش در گفتگو با ایسنا از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحانپس داده میپردازد و از نیازی که تماشاگران با تماشای تئاتر و ورزش به آن پاسخ میگویند؛ نیاز به این حس که «ما داریم زندگی میکنیم»
او در آغاز در پاسخ به این پرسش که چه شد که پس از پشتسر گذاشتن ناآرامیهای اجتماعی و بروز اتفاقاتی مانند جنگ، دوباره «ماهی بلژیکی» را به صحنه بردید، توضیح داد: همانطور که میدانید، متأسفانه در تئاتر ایران کوچکترین حمایت مالی از پروژهها موجود صورت نمیگیرد و هیچ ضمانت یا پشتیبانیای از اجراها وجود ندارد و برای کارکنان و عوامل نمایشها، هیچ گونه تأمین اجتماعی هم نداریم. یعنی هیچ ارگان و هیچ سازمانی به این فکر نکرده که ما در تئاتر یک جمعیت نسبتاً زیاد تولیدکننده داریم که در این بحرانها و شرایط، وقتی کارشان که اجرای عمومی نمایش است، تعطیل میشود، واقعاً چه بلایی سرشان میآید.
دشتآرای با اشاره به شرایط دشوار اقتصادی هنرمندان تئاتر در مقاطعی که این هنر با تعطیلی مواجه میشود، ادامه داد: در چنین شرایطی، این جامعه هنرمند و عزتمند چه کار باید بکنند؟ هر پروژه نمایشی که روی صحنه میرود، تقریباً برای ۳۰ تن، گاهی ۶۰ نفر و بعضاً حتی برای ۱۰۰ نفر کارآفرینی میکند. یعنی به هر حال هر یک از پروژههای کوتاهمدت تئاتر، برای عدهای، یک چرخه تأمین اقتصادی است؛ از کسی که کارگردانی یا تهیهکنندگی میکند، تا بازیگرها و سایر عواملی که در اجرا هستند. اما در وضعیت تعطیلی، آنان باید چه کار کنند؟ نه کمپانی تئاتری داریم که مثلاً حقوق ثابت بدهد، نه حامی داریم، نه ارگانی مانند مرکز هنرهای نمایشی، کوچکترین دغدغهای برای رسیدگی به هنرمندان بیکارشده ندارد. در نتیجه وقتی تئاتر تعطیل میشود، دچار مساله میشویم.
او با یادآوری توقف اجرای نمایش خود در دی ماه گذشته اضافه کرد: ما پارسال نتوانستیم اجرای نمایشمان را کامل کنیم. وقتی شما تلاش میکنید مبنای کارتان را بر بخش سختترِ تئاتر بگذارید، نمیتوانید فقط به فروش گیشه تکیه کنید. زیرا با بروز هر مشکلی مانند جنگ یا شرایط دیگر، کار شما عملاً تعطیل خواهد شد و در نتیجه بدهیِ خیلی بزرگی برایتان میماند و باید صبر کنید تا دوباره شرایطی پیش بیاید که بتوانید نمایش را اجرا کنید تا بخشی از هزینههایتان را جبران کنید و بتوانید دستمزد گروه را بدهید.
تئاتریها در بحرانِ نگرانکنندهای هستند ولی برای کسی مهم نیست
دشت آرای با اشاره به شرایط دشوار تمرین و آمادهسازی این اثر نمایشی افزود: گروهی سهماه زحمت کشیده و کارش را به صحنه رسانده و بعد نمایشش نیمهکاره مانده، آن گروه در این وضعیت اقتصادی و این گرانیِ افسارگسیخته چطور میتوانند زندگی کنند؟ چطور میتوانند هزینههای زندگی خود را تامین کنند؟ فعالان تئاتر در بحرانِ نگرانکنندهای هستند و وظیفه متولیانی که بالای سر تئاتر ایستادهاند، این است که این وضعیت را مدیریت کنند ولی دوستان با وجود تاکیدی که بر نظارت و کنترل پروژهها دارند، مدیریت وضعیت اقتصادی و بحرانهایی که در این شرایط برای فعالان تئاتر پیش میآید، برایشان اهمیتی ندارد و این واقعاً تأسفآور است.
او ادامه داد: ما هم بنا به این اصل که همهچیز در تئاتر ایران خودجوش است و هر دستاوردی که بوده، به خاطر خودِ گروهها و بچههای تئاتر بوده، نیرویمان را جمع کردیم و تصمیم گرفتیم دوباره روی صحنه برویم تا بخشی از ضررهای پروژه را جبران کنیم و این یکی از دلایل کاربردی ماجراست ولی دلیل اصلی این است که وقتی شما با عشق و دغدغهمندی فرهنگی هنری، نمایشی را میسازید، طبیعتا دلتان میخواهد که آن اثر دیده شود و تماشاگر از کاری که با وسواس، خونِ دل خوردن و با رنجِ زیاد بازیگران و تلاشِ عجیب گروه اجرایی ساختهاید، لذت ببرد ولی متأسفانه سال گذشته نمایش ما دیده نشد چون اجرای آن بعد از ۲۰ شب متوقف شد. ما میخواستیم تماشاگر، نمایشی را که این همه برایش زحمت کشیده شده، ببیند.
دیدگاه