گاندو؛ خشم و هیاهوی یک سریال سیاسی

آخرین قسمت سریال گاندو روی آنتن شبکه سه رفت و این سریال پرحاشیه به پایان کار خود در فصل دوم رسید.

سریال گاندو ۲ درباره نفوذ اشخاص دو تابعیتی و جاسوس در وزارت امور خارجه ایران و گروه مذاکره کننده هسته‌ای بود.

رضا بردستانی در روزنامه آفتاب یزد نوشت: به فاصله‌ی کمتر از ده روز، در قسمت‌های بیست و نهم و سی و پنجم، سریال گاندو۲، عامدانه دست روی مسئله‌ای مهم می‌گذارد: «به جریان افتادن پرونده‌ی غلامرضا رحمانیِ سریال گاندو بعدِ تمام شدنِ مدت مسئولیت پسرعموی وی» و حالا، یکی از نمایندگان مجلس خواهان شفاف‌سازی شده است که اگر «گاندو» دروغ می‌گوید صدا و سیما ادامه‌ی پخش آن را متوقف کند و اگر «گاندو» راست می‌گوید قوه قضائیه به این مسئله‌ی خیلی مهم وارد شده ابعاد پنهانِ خیانت به منافع ملی ایران را برای همگان آشکار سازد.

هیچ یک از عوامل فیلم چنین حرفی نزده‌اند، اما شواهد و قرائن و نیز نشانه‌های کلیدی حکایت از آن دارد که غلامرضا رحمانیِ گاندو، همان حسین فریدون است که اینک در زندان به سر می‌برد. حتی یکی از دیپلمات‌های ایرانی که پیشتر در لندن بوده تلویحاً تایید می‌کند که استخدام یکی از نزدیکان «فریدون» در یکی از بانک‌های لندن موجبات تعجب همه را فراهم آورده و در بین جماعتِ آقازاده‌ها (!) چنین نقل می‌شود که این استخدام برای بستگان وی که در ایران سکونت دارند قطعاً دردسر‌هایی به وجود خواهد آورد.

گاندو؛ خشم و هیاهوی یک سریال سیاسی

پیشتر به تفصیل در باره‌ی حدس و گمان‌ها که غلامرضا رحمانی کیست و چرا همه با دیدنِ او به حسین فریدون و زندان اوین نظر می‌اندازند، اما مباحثی این روز‌ها در محافل رسانه‌ای دست به دست می‌شود که بین سکوتِ سنگینِ «حسن روحانی» از بعدِ مراسم تحلیف و تحویل کلید پاستور به «رئیسی»، پخش باقیمانده‌ی سریال گاندو۲، اظهار نظرات برخی سیاسیون و اینک نمایندگان مجلس می‌تواند ارتباطاتی وجود داشته باشد و این مسئله البته با تکرار یک مسئله به اوج نیز می‌رسد. در روز‌هایی که هنوز «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه بود، جمله‌ی «سرتاپای گاندو دروغ است» ِ ظریف دست اندرکاران این سریال را به پاسخگویی و دفاع وادار کرد.

ظریف که همچنان می‌گوید «محمدعلی شعبانی» یا به تعبیرِ گاندوسازان؛ محمدعیل موسی‌پور نه تنها جاسوس نیست که بی‌هیچ چشمداشتی خدمت کرده است در مقابل این عبارت که «سریال گاندو بر اساس یک پرونده‌ی امنیتی واقعی ساخته شده» قرار می‌گیرد و حال جای این پرسش خالی است که: تبدیل پرونده‌های امنیتی به سریال کار درستی است؟!

گاندو؛ خشم و هیاهوی یک سریال سیاسی

علی بحرینی نوشت: چرا دروغ بگویم؟ «گاندو ۲» را می‌بینم! افسوس می‌خورم که هسته اصلی‌اش به یک جناح یا بهتراست گویم به یک تفکر سیاسی، تعلق دارد. «گاندو» که شاید به خاطر همین ویژگی تولید شده باشد، دقیقا به خاطر همین ویژگی لطمه خورده است. کاش از جواد افشار خواسته می‌شد که سریالی در جهت حمایت از تمام سلایق سیاسی بسازد. «گاندو» در فصل دومش شانس بیشتری داشت تا یک اثر ملی باشد. می‌شد ماا– همه‌ی ما -در سوی دیگر آن. گاندو ۲ را وقتی اسیر حزب بازی نمی‌شود می‌پسندم هیجان دارد گاهی اوقات حس مهین دوستی ام راتقویت می‌کند و ساختارش هم یک سر و گردن بالاتر از فصل اول این سریال است، اما افسوس که رشته الفت من با گاندو ۲ رشته محکمی نیست. نیش‌ها و کنایه‌ها شعار‌ها تسویه حساب‌های سیاسی آزارم می‌دهد.

گاندو؛ خشم و هیاهوی یک سریال سیاسی

وحید رهبانی، با همه توانش در گاندو بازی نکرده و اتفاقا به همین دلیل برگ برنده این سریال است! وحید رهبانی را کاپیتان گروه بازیگران گاندو می‌دانم بازیگری باهوش که پایش را روی پدال گاز نگه نداشته و با بازی عاقلانه‌اش دیگران را به بهترین شکل ممکن مدیریت می‌کند. کاراکتر محمد با بازی او بدون آنکه فیل هوا کند فرصت نقش آفرینی را از سایر بازیگر‌ها بگیرد مهم‌ترین و به یاد ماندنی‌ترین شخصیت هر دو فصل گاندوست.

منبع: برترین ها

کد مطلب: ۳۵۳۵۷۴
لینک کوتاه کپی شد

دیدگاه

تازه ها

یادداشت

پیشنهاد سردبیر