تیتان؛ رابطه جنسی با ماشین به انضمام خشونت

«تیتان» برنده‌ی نخل طلای امسال کن شد، همین باعث می‌شود کنجکاوی‌ها نسبت به فیلم زیاد باشد.

فیلم سینمایی «تیتان» (Titane‎) به کارگردانی ژولیا دوکورنو برنده‌ی نخل طلای امسال کن شد. داستان فیلم درباره پدری است که پس از وقوع مجموعه‌ای از جنایت‌های غیرمنتظره پس از ۱۰ سال موفق به یافتن پسر گمشده‌اش می‌شود. فیلم با یک تصادف ماشین شروع می‌شود. بعد از تصادف است که یک تکه فلز روی سر الکسیا قرار می‌گیرد و از همان‌جا، عشق و عطش شدید این دختر به آهن آلات شروع می‌شود. بعدا الکسیا را در بزرگسالی می‌بینیم و متوجه می‌شویم کل زندگی‌اش در تلاش برای رسیدن به اوج لذت خلاصه شده است. اما این لذت با رابطه‌ی جنسی به دست نمی‌آید. انسان‌ها برای او کافی نیستند. او بعدا متوجه می‌شود لذت او در نزدیکی به آهن‌آلات خلاصه می‌شود.

محمدامیر جلالی درباره فیلم در زومجی نوشت: از همان فیلم کوتاه Junior تا دو فیلم بلنداش جوهره آثار جولیا دوکورنو، جهان تقریبا واحدی را می‌سازند. خویی درنده، در درون کاراکتر محوری، به تدریج بیدار می‌شود تا تمام وجود او را فراگیرد. این کاراکتر، همچون مواجهه با کشف امیال و نیاز‌های خود، با گذشت زمان، با این خوی آشنا می‌شود و درمی‌یابد که قادر است از آن پوسته معصومانه و خام خود بیرون بیاید و صورتی وحشیانه از خود به نمایش بگذارد. این خوی وحشی، درست به سان یک حیوان، از روی غریزه در درون این کاراکتر بیدار می‌شود. درست مثل آنکه بگوییم، او گرسنه است پس باید برای سیر کردن شکم خود، طعمه‌ای را بدرد.

حال، اما چه می‌شود اگر این وجود درنده خو، در کالبد یک انسان متبلور شود و بخواهد با جهان آن‌ها ارتباط برقرار کند؟ آن وقت از دید دیگران، او یک هیولای ترسناک است، اما از دید خود تنها دارد برای بقا تلاش می‌کند و مطابق با غریزه خود پیش می‌رود. دوکورنو برای پیشبرد چنین پرسش‌هایی، زیر ژانر Body Horror را به خدمت می‌گیرد تا در قواعد ژانر بتواند وحشت صریح و بی‌پرده خود را از چنین موقعیتی به تصویر بکشد. بدن، اساسن به‌عنوان مهم‌ترین عنصری که به واسطه تغییر و تحولات درونی‌اش، به تدریج کاراکتر را با امیال و غرایز خود آشنا می‌کند نقشی کلیدی دارد. گویی آن خوی درنده که پیش‌تر به آن اشاره شد، اولین نشانه‌هایش را در تغییر و تحولات بدن نشان می‌دهد.

تیتان؛ رابطه جنسی با ماشین به انضمام خشونت

سینا بحیرایی در دیجی کالا مگ نوشت: یک ایراد، یا شاید بتوان گفت یک گاف در «تیتان» وجود دارد که فیلم خیلی به آن نمی‌پردازد. بعد از این که آن تکه فلز را روی سر الکسیا نصب می‌کنند، می‌بینیم که او به سمت ماشین می‌رود و آن را می‌بوسد. در واقع این‌طور به نظر می‌آید که این روحیه‌ی سرکشانه‌ی الکسیا با تصادف و قرار دادن این فلز است که سر برمی‌آورد. ولی ما در ابتدای فیلم و پیش از وقوع تصادف هم می‌بینیم که الکسا در ماشین بسیار شیطنت می‌کند و پیوسته دنبال خرابکاری است. به نظر می‌رسد این روحیه‌ی هنجارشکنانه از بدو تولد با او وجود داشته است و لزوما با تماس با فلزات، به سراغش نمی‌آید. این چیزی است که فیلم خیلی خوب مطرح نمی‌کند. ما نمی‌دانیم داستان پرماجرای الکسیا با فلزات دقیقا از کی شروع شده است؟ از زمان تصادف؟ یا پیشتر از این‌ها؟ آیا او ذاتا هنجارشکن است و فلزات تنها عطش او را بیشتر می‌کنند؟

غریب‌ترین صحنه‌ی فیلم بدون تردید جایی است که الکسیا با یک ماشین وارد آمیزش جنسی می‌شود! این تنها باری است که الکسیا به اوج لذت می‌رسد. گویی این‌جاست که بالاخره معشوق خود را پیدا می‌کند شاید فیلمساز با این صحنه می‌خواسته نگاهی مادی‌گرایانه و آهن‌پرستانه انسان‌های عصر حاضر را مورد انتقاد قرار دهد. ولی قطعا می‌شد روش‌های ظریف‌تر و عمیق‌تری برای مطرح کردن این انتقاد پیدا کرد! در هر صورت، الکسیا در اثر این رابطه آبستن می‌شود و داستان زندگی‌اش وارد عصر جدیدی می‌شود.

تیتان؛ رابطه جنسی با ماشین به انضمام خشونت

جاناتان رامنی در اسکرین‌دیلی نوشت: هر کس به دنبال یک اثر شوکه‌کننده در بخش مسابقه جشنواره کن امسال می‌گشت حال نهایتا می‌تواند از اثر به شدت عجیب و گیج‌کننده ژولیا دوکورنو لذت ببرد. تیتان اثر دوم کارگردان فیلم ترسناک خام که سال ۲۰۱۶ اکران شد و مخاطبان مدت‌ها انتظارش را می‌کشیدند حال به نمایش درآمده، اما فیلم آنچنان جهت‌گیری‌های متنوعی دارد که تماشاگران ممکن است به سرعت از یافتن هر نوع منطق در آن ناامید شده و صرفا خود را به جریان فزاینده‌ی هذیانی اثر بسپارند. فیلم آنچنان مملو از پتانسیل‌های استفاده‌نشده است – پتانسیل‌هایی تماما جسورانه – که در نهایت به نمایشی ناامیدکننده شبیه شده؛ نمایشی که البته مخاطب هرگز نمی‌تواند از آن چشم بردارد.

فیلم قبلی دیدگاهی زنانه و رودررویی‌های خصمانه و شدید داشت؛ حال این کارگردان پس از اثر قبلی‌اش در فیلم تیتان قصد دارد برای خود هوادارانی از میان علاقه‌مندان به سینمای رادیکال بیاید؛ عاشقان بعضی آثار به شدت ناخوشایند زیرژانر وحشت جسمی و همچنین خبرگان تئوری پست‌مدرن، همه این‌ها در حالی است که سپردن نقش اصلی فیلم به ونسان لندون باید عملکرد موفق فیلم در گیشه را هم تضمین کند؛ گرچه هواداران با دیدن اینکه او تا چه حد نقش متفاوتی با آثار همیشگی‌اش برعهده گرفته، ممکن است حسابی شگفت‌زده شوند.

 

کد مطلب: ۳۵۵۱۳۵
لینک کوتاه کپی شد

دیدگاه

تازه ها

یادداشت