آقای سالار عقیلی، چقدر بدهیم که دیگر نخوانی؟

در سالیان اخیر و با گسترده‌تر شدن شبکه‌های اجتماعی، رفتار سلبریتی‌ها به سرعت نور در فضای مجازی دست به دست می‌شود و چیزی از دیدگان کاربران سوشال مدیا پنهان نمی‌ماند.

برای مثال سالار خان عقیلی که با عنصر «وطن» سالیان سال است در تمام میادین و استیج‌ها حضور می‌یابد یکبار دیگر خبرساز شده. باز هم به نظر می‌رسد که با درونمایه وطن، شوآفی جدید را شاهدیم. ویدئو را ببینید تا بهتر متوجه شوید.

علی نامجو در یادداشتی با عنوان «تهی کردن وطن‌دوستی از معنا» در روزنامه همدلی می‌نویسد:

25تیرماه امسال، نخستین همایش دیپلماسی اقتصادی در تهران برگزار شد و رامین مهمانپرست هم دبیر این همایش بود. او گفت: «از اهداف همایش برای دیپلماسی اقتصادی این است که چالش فکری میان مسئولان اصلی داشته باشیم تا برای ساختار موردنیاز به جمع‌بندی برسیم. این موضوعی ملی است که منافع ملی را در بردارد و از طریق آن کار بزرگی برای کشور انجام شود.»

ممکن است دنبال کنندگان صفحه فرهنگ و هنر روزنامه همدلی تعجب کنند که این جملات اساساً چه ارتباطی به فرهنگ و بیش از آن هنر پیدا می‌کند؛ اما کافی است کمی صبر کنید تا متوجه ارتباط زیاد این همایش، موضوعش و البته سخنان دبیر آن با سرویس فرهنگ و هنر بشوید.

آقای سالار عقیلی، چقدر بدهیم که دیگر نخوانی؟

 

بیش از یک هفته از برگزاری این همایش گذشته اما بیش از همه آنچه در فضای مجازی در ارتباط با آن دست‌به‌دست می‌شود یک اجرای زنده است با شعر زیر:

«وقت سکوت ما نیست، باید که گفت‌وگو کرد/ خورشید مشرقی را با غرب روبه‌رو کرد/سرمایه من و تو یعنی همین تفاهم/ کشتی به دست دریا، سکان به دست مردم/از غیرت جوانان خالی مباد میدان/ عاشق همیشه عاشق، ایران همیشه ایران»

حتماً اگر شما جزو آن‌کسانی نباشید که این کلیپ ویدیویی را در اینستاگرام یا تلگرام ندیده‌اید، می‌توانید حدس بزنید خواننده این شعر کدام‌یک از خوانندگان شناخته‌شده کشورمان بوده است؟ بله؛ درست حدس زدید؛ سالار عقیلی. او با ارکستر خودش رازونیاز در سالن همایش‌های بین‌المللی صداوسیما حاضرشده بود تا در اولین همایش بزرگ دیپلماسی اقتصادی با حضور مهدی صفری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه، علی‌اکبر صالحی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی، رامین مهمانپرست دبیر اولین همایش دیپلماسی اقتصادی و جمعی از سفرای کشورهای مختلف و تجار و فعالان اقتصادی در سالن از ایران بخواند.

 

آقای سالار عقیلی، چقدر بدهیم که دیگر نخوانی؟

نکته جالب اما در عرصه موسیقی ایران در سال‌های گذشته آن است که خواندن یا نخواندن از ایران در طول این دوران بدل به سوژه یا دست‌آویزی شده تا آنان که از راه هنر ارتزاق می‌کنند حرفی برای گفتن داشته باشند یا دست‌کم این‌طور وانمود کنند.

در این نوشته مجالی برای بررسی فنی این اجرا که بیش از یک هفته پیش در تهران و با حضور میهمانانی خاص به روی صحنه رفت، نیست اما همین بس که یکی از نامدارترین نوازندگان ویلن ایران در این اجرای سفارشی اساساً خط ملودی را گم می‌کند و خواننده هم یا به دلیل مناسب نبودن مانیتورینگ یا به دلیل نا آمادگی و عدم تمرین کافی همراه او می‌رود و یک خوانش فالش و گوش‌خراش را پیش روی میهمانان ویژه آن مراسم قرار می‌دهد.

مهم‌ترین نکته درباره این اجرا اما محتوایی است که سالار عقیلی در طول سال‌های گذشته به آن دست یازیده و در اصطلاح بیش‌ازاندازه از درانداختنش نان خورده است. عشق و علاقه به وطن در میان کسانی که نگاهی جهان‌وطنی (با گرایشی که مثلاً دولتمردان آمریکایی دوست دارند ما داشته باشیم)، ندارند، امری دور از انتظار نیست و کم‌وبیش همگی ما ایرانمان را دوست داریم، به خاکمان عشق می‌ورزیم و در طول تاریخ این سرزمین، برادران، خواهران، پدران، مادران و نیاکانمان را در راه حفظ این آب‌وخاک تقدیم کرده‌ایم.

اما نگاه صرف اقتصادی به وطن و خالی کردنش از معنا دست‌کم برای کسی چون سالار عقیلی که روزگاری به‌عنوان خواننده‌ای جوان به آینده‌اش امیدی بود و گمان می‌رفت می‌تواند با حفظ برخی شئون جایگاهی میان عموم مردم و البته در تاریخ این سرزمین پیدا کند، اقدام مخربی است که حتی می‌تواند باعث بی باوری نسل جوان به واژه وطن شود؛ همان‌طور که گاهی از جوان‌ترها می‌شنویم مثلاً اگر دین‌داری آن است که محمودرضا خاوری یا اکبر طبری دارند، ما نمی‌خواهیم دین‌دار باشیم.

آقای سالار عقیلی، چقدر بدهیم که دیگر نخوانی؟

از سوی دیگر یک آوازخوان یا در معنای عام‌ترش و البته دقیق‌تر با توجه به مسیری که عقیلی در این سال‌ها دارد طی می‌کند، بهتر است آثاری با درون‌مایه‌های گوناگون داشته باشد و خودش هم به معرفی کارهایی با موضوعات و طعم و مزه گوناگون همت کند نه اینکه برای مثال در آخرین کنسرتش از یک رپرتوار 10قطعه‌ای نیمی از اجرا به کارهایی با معنای جعلی و ساختگی ملی میهنی اختصاص داشته باشد. البته عقیلی در آخرین گفت‌وگویی که با او انجام دادم توضیح داد در کارنامه خودش صدها اثر دارد که شاید سی‌تایش ملی میهنی باشد؛ هرچند از آن زمان تاکنون او دست‌کم تعداد کارهایی را که خوانده دو برابر کرده و البته بیشتر تمرکزش هم بر همین فقره جعلی و ساختگی بوده است. در نهایت ممکن است او یا طرفدارانش انتخاب او از درون‌مایه و معنای کارهایی را که می‌خواند انتخابی شخصی بنامند که در شرایطی خاص می‌تواند درست باشد؛ آنجایی که فاکتورهای انتخاب آثار تکنیکال باشد نه اینکه بدون دخیل بودن کوچک‌ترین معیار دیگری فقط و فقط در اصطلاح به خاطر بگیر بودن چنین آثاری از سوی این خواننده اجرا بشود.

ممکن است برخی بپرسند از کجا متوجه شدیم او برای خواندن آثار فقط به بگیر بودنش توجه می‌کند. پاسخ روشن است؛ چون او اساساً در معنای درست کلمه انتخابی ندارد و به همه پیشنهادهای اقناع کننده و اغواکننده مالی پاسخ مثبت می‌دهد. می‌پرسید این بخش از نتیجه را چطور می‌شود دریافت؛ ازآنجاکه روزگاری به شبکه من و تو می‌رود، قبلش تیتراژ معمای شاه را می‌خواند، کمی بعد حماسه بصیرت (9 دی) با صدای او منتشر می‌شود، در تجمع انتخاباتی حسن روحانی به‌عنوان خواننده حاضر می‌شود، به دورهمی و خندوانه می‌رود و برای پزشکان، دندان‌پزشکان، اتحادیه پوشاک، باشگاه‌داران و... به‌صورت خصوصی اجرا می‌کند. در پایان می‌شود این‌طور نتیجه گرفت که بهره‌گیری از واژه‌هایی نظیر ایران، وطن، میهن و نظایر آن بیش آنکه به دلیل ارادت او به این آب‌وخاک باشد به این دلیل است که خیالش را از در صدر ماندن البته از نظر عوام، فروخته شدن بلیت کنسرت‌ها و دعوت به برنامه‌های صداوسیما راحت می‌کند؛ این کاربرد تنزل واژه مقدس وطن است.

کاربران هم نظرات خود را بیان کردند

آقای سالار عقیلی، چقدر بدهیم که دیگر نخوانی؟

آقای سالار عقیلی، چقدر بدهیم که دیگر نخوانی؟

آقای سالار عقیلی، چقدر بدهیم که دیگر نخوانی؟

 

آقای سالار عقیلی، چقدر بدهیم که دیگر نخوانی؟

منبع: برترین ها
کد مطلب: ۳۶۱۴۱۶
لینک کوتاه کپی شد

دیدگاه

تازه ها

یادداشت