علی قمصری: نمیخواهم قهرمان باشم!
علی قمصری که به واسطه حضورش در نیروگاه برق در حساسترین روزهای جنگ، همچنان مورد توجه است، میگوید: «اگر روزی میان قهرمان شدن و حفاظت از مردم مجبور به انتخاب شوم، مردم را انتخاب میکنم.»
محمد معتمدی (خواننده) به تازگی با بازنشر ویدئویی از علی قمصری نوشته است: «کاری که او در جنگ کرد، دههها بعد دستمایه خلق داستانها و فیلمها خواهد شد.»
به این بهانه نگاهی داریم به مسیری که قمصری تا به امروز طی کرده است، حضورش در نیروگاه برق دماوند و واکنشهایی که اقدام او در پی داشت.
علی قمصری ۴۳ ساله، یکی از آهنگسازان و نوازندگان تار ایرانی است که در سالهای فعالیتش به علت پیشرو بودن در عرصه موسیقی، توانسته است به اعتباری در هنر و موسیقی ایرانی برسد.
او که فارغالتحصیل هنرستان موسیقی است، در دانشگاه نیز در همین رشته تحصیل کرده، و از همان ابتدای جوانی یعنی ۱۸ سالگی که ارکستر «سرمد» را تأسیس کرد، به صورت جدی فعالیتش را به عنوان نوازنده و آهنگساز موسیقی آغاز کرد و با کسب رتبه اول در جشنواره موسیقی جوان جایگاه خود را تا حدی در عرصه موسیقی تثبیت کرد.
اما نقطه عطف شهرت قمصری به آلبوم «نقش خیال» ِ او در ۲۲ سالگیاش برمیگردد. آن زمان، همایون شجریان ۳۰ ساله که تاکنون سه آلبوم موسیقی «نسیم وصل»، «شوق دوست» و «ناشکیبا» را منتشر کرده بود، به واسطه کنسرتها و آثار مشترکش با پدرش محمدرضا شجریان و البته آثار مستقل خود به شهرت رسیده بود، به قمصری جوان اعتماد کرد و چهارمین آلبوم رسمی خود را با همراهی او در سال ۱۳۸۴ منتشر کرد.
این اثر مشترک با شجریان و بعدا یک آلبوم مشترک دیگر با او به نام «آب، نان، آواز»، مسیر قمصری را برای فعالیت با دیگر خوانندگان سرشناس همچون علیرضا قربانی و محمد معتمدی هموار کرد.
اما یکی از مهمترین دلایل اعتبار این هنرمند در عرصه موسیقی، به واسطه تمرکز جدی بر تار و بازتعریف نقش آن در موسیقی معاصر ایران است. آغاز پروژه «تار ایرانی» در سراسر کشور و همکاری با هنرمندان موسیقی نواحی نیز یکی دیگر از دلایل سرشناسی این هنرمند در موسیقی بوده است.
قمصری به واسطه سبک و سیاق کاری خود، چه در آهنگسازی و نوازندگی، چه در پروژهای مانند «تار ایرانی» و چه در کنسرتهایی که برگزار کرده است، همواره به عنوان فردی پیشرو شناخته میشود. اما فعالیتهای او گاه به مذاق هنرمندان سنتیتر خوش نیامده و بعضا سیلی از انتقادات را روانه او کرده است، تا حدی که در این زمینه گفته است: «آنقدر به خاطر شیوه ساز زدنم از سنتگراها و همصنفها فحش خورده بودم که فولاد آبدیده شده بودم و ترسی از دشنام در من باقی نمانده بود.»
علی قمصری، چه در زمان جنگ ۱۲ روزه که به میدان رفت و رایگان برای مردم اجرا کرد و چه در زمان جنگ تحمیلی سوم که با تار خود به نیروگاه برق رفت، به نوعی دین خود را به کشور و مردم ادا کرد. اما پیش از آنها نیز نسبت به وقایع جامعه بیتفاوت نبود و قبل از اجرای زندان اوین، به حاشیه دریاچه ارومیه رفت و با اجرای ملودی «سویله سویله» نسبت به خشک شدن آن واکنش نشان داد.
خود او درباره حضورش در نیروگاه برق اینگونه گفته است: «در روزهایی که زیرساختهایمان مورد تهدید نابودی قرار گرفته بود و هر لحظه ممکن بود برق و در نتیجه آب خانهها قطع شود و تا دهها سال امکان جبرانش وجود نداشته باشد، به نیروگاه برق دماوند رفتم. نه برای حرکتی نمادین، رفتم که برنگردم و خداحافظیهایم را انجام دادم؛ چراکه در مرام تارنوازِ دماوند، حرکت نمادین جایی ندارد.»
قمصری که به قول خود معترض بعد از مهاجرت نیست، میگوید داخل ایران پا به پای مردم مانده اما پشت آنها حرکت نمیکند.
این اقدامات قمصری در ایام جنگ واکنشهای زیادی را در بین مردم، چهرهها و رسانههای داخلی و خارجی به همراه داشت؛ واکنشهایی از هنرمندانی مانند الهام پاوهنژاد، امیرحسین سمیعی و زهرا خادم یا محمد معتمدی.
پیشتر اما افرادی در دولت، از جمله وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیرکل دفتر موسیقی نسبت به تارنوازی قمصری در کنار نیروگاه برق دماوند واکنشهایی داشتند. سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره این اقدام قمصری گفته بود: «تار هم سپر حفاظتی ایران است و ابزار دفاعی ما فقط موشک نیست.»
بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی هم در یادداشتی با عنوان «راز جاودانگی ایران» از این اقدام قمصری قدردانی کرده و نوشته بود: «انتظار خبر بستنشینی هنری علی قمصری، از جوانان سرآمد موسیقی در کنار نیروگاه دماوند، مصداق بارز جنگیدن برای آن است که «چراغ از تو نگیرد دشمن».»
محمد بهشتی شیرازی، از چهرههای فرهنگ و میراث فرهنگی و رئیس اسبق سازمان میراث فرهنگی ایران نیز درباره او گفته بود: «کاری که آقای علی قمصری انجام داد ـ البته علاوه بر ایشان، افراد دیگری هم چنین کارهای بزرگی انجام دادهاند ـ از بسیاری از اقدامات دیگر اثرگذارتر بود. ما ظرفیتهایی مانند «قمصری» داریم، چقدر از این ظرفیتها داریم؟ و چقدر از آنها استفاده کردهایم؟ چقدر میتوانستیم از موسیقی استفاده کنیم؟ چقدر میتوانستیم به این بدنه اجتماعی اعتماد کنیم؟»
دیدگاه