رویارویی خیر و شر با چاشنی طنز در شاهکار ایتالو کالوینو

کتاب «ویکنت دو نیم شده» اثر نویسنده بزرگ ایتالیایی ایتالو کالوینو رویارویی خیر و شر با چاشنی طنز است که از سوی غلامرضا امامی نویسنده و مترجم پیشکسوت کشور مستقیم از زبان ایتالیایی به فارسی ترجمه و وارد بازار نشر شده است.

ویکنت دونیم شده نام اثری از  ایتالو کالوینو نویسنده بزرگ ایتالیایی است که گابریل گارسیا مارکز در موردش گفته «شاید ایتالو کالینو بزرگ ترین   داستان نویس باشد». داستانی با ابعاد روانشناسانه، ماجراجویانه و فلسفی برای گروه سنی جوان و بزرگسال منتشر شده است.

کاراکتر محوری داستان، ویکُنت ، «راهی میدان نبرد می شود و با شلیک یک توپ دونیم می شود، البته زنده می ماند. حالا دو ویکنت از میدان جنگ به خانه برگشته اند، نیمه چپ سراسر شر و پلیدی و راست همه نیکی و خیرخواهی است.

 

نیمه خیر در مزرعه شب و روز کار می کند اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود. این دو نیمه همشهری ها را هم به دردسر انداخته اند و مردم نمی دانند با این دو شقه چه کنند.

درست وقتی که پای عشق به میان می آید این دو نیمه رودرروی هم قرار می گیرند و رقابتی سخت در می گیرد...»

این داستان ایتالو کالوینو در واقع رویارویی خیر و شر با چاشنی طنز است.

این کتاب نخستین بار است که با پرداخت حق کپی رایت به ناشر ایتالیایی از زبان اصلی با تصویرگری جذاب هنرمند جهانی امانوئل لوتزاتی و ترجمه غلامرضا امامی به زبان اصلی نشر می یابد. امامی در بخش آخر کتاب به زندگی و زمانه ایتالو کالوینو پرداخته است.

رویارویی خیر و شر با چاشنی طنز در شاهکار ایتالو کالوینو

ویکنت دونیم شده با همکاری نشر هوپا و نشر برج در ۱۳۶ صفحه و تیراژ و دو هزار نسخه منتشر شده است.

نشــر هوپا و برج در چارچوب قانون بین المللی حق انحصاری نشر اثر (Copyright )امتیاز انتشار ترجمه فارسی این کتاب را در سراسر دنیا با بستن قرارداد از آژانس ادبی نویسنده آن، Calvino Italo ،خریداری کرده اند. انتشـــار و ترجمه این اثر به زبان فارسـی از سوی ناشــران و مترجمان دیگر مخالف قوانین بین المللی و اخلاق حرفه ای نشر است.

رویارویی خیر و شر با چاشنی طنز در شاهکار ایتالو کالوینو

ایتالو کالوینو ، نویسنــده‌ی ایتالیایــی در قرن بیستم، فرزند پدر و مادری گیاه‌شناس بود که از او نوشته‌هــای بسیاری در زمینه‌ی ادبیات داستانی و غیرداستانی چاپ شده‌است. کالوینــو را نه‌تنها در ایتالیا که در بسیاری از کشورهای جهان نویسنده‌ای بزرگ می‌دانند که نوشته‌هایش اغلب حال‌وهوای سبکی دارد که در ادبیات به آن پست‌مدرن می‌گویند. او نویسنده‌ای خلاق و نوآور بود که آثارش در جوامع ادبی تحسین می‌شد. بسیاری از نوشته‌های او به فارسی ترجمه شده‌اند.

رویارویی خیر و شر با چاشنی طنز در شاهکار ایتالو کالوینو

امانوئل لوتزاتی (۱۹۲۱-۲۰۰۷) نقاش و هنرمند نامی ایتالیایی در شهر جنوا به دنیا آمد. او در زمان سلطه‌ی فاشیسم در ایتالیا، به سوئیس پناهنده شد و از دانشکده‌ی هنر لوزان در رشته‌ی هنر فارغ‌التحصیل شد. پس از آزادی ایتالیا، به زادگاهش بازگشت و به تصویرگری و کارگردانی و فیلم‌سازی پرداخت و برای دو فیلمش دو جایزه‌ی «اسکار» دریافت کرد. به افتخار شاهکارهای هنری این هنرمند، در سال ۲۰۰۰ موزه‌ای به نامش در جنوا گشایش یافت.

رویارویی خیر و شر با چاشنی طنز در شاهکار ایتالو کالوینو

غلامرضا امامی در سال ۱۳۲۵ در اراک متولد شد. او در دانشگاه رم در ایتالیا علوم سیاسی خوانده است. امامی مدتی طولانی مدیریت انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را بر ‌عهده داشت و با روحیه‌ای آشتی‌جویانه، برای برپاماندن کانون در دوره‌های مختلف تلاش کرد.

او که نویسنده و مترجم آثار کودک و نوجوانان از زبان ایتالیایی و عربی می باشد، در حوزه‌ی بزرگسال نیز آثاری به‌یادماندنی چاپ کرده است که از آن‌ جمله می‌توان به مصاحبه‌های اوریانا فالاچی با امام خمینی، مهندس بازرگان، قذافی و … اشاره کرد. ترجمه‌ی او از آثار امبرتو اکو، جانی روداری، غسان کنفانی، زکریا تامر و فیروزه دوما نیز در پرونده‌ی فعالیت‌های ادبی و فرهنگی‌اش چشمگیر است.

غلامرضا امامی معتقد است برای نویسنده‌بودن باید سهمی از کودکی‌مان را همواره زنده نگه‌ داریم. اثری از او با عنوان «آی ابراهیم» برنده‌ی جایزه‌ی شورای کتاب کودک و «عبادتی چون تفکر» و «فرزند زمان خویشتن باش» هم برنده‌ی جایزه‌های جهانی در جشنواره‌های لایپزیک و ژاپن شده‌اند. سه قصه‌ی امبرتو اکو به‌ترجمه‌ی او نیز در سال ۱۳۹۴ جایزه‌ی کتاب‌های برتر کودک و نوجوان را دریافت کرد.

ویکنت دو نیم شده اینگونه آغاز می شود: 

روزی روزگاری، بــا ترک هــا میجنگیدیم. دایی جــان ویکنت مداردو از ترالبا در دشت های بوهم با اسبش به سوی اردوگاه مسیحیان می تاخت.

گماشته اش، کورتزیو هم همراهش بود.

در هوایی راکد و آرام، لک لک ها، همچون رشته های سفیدی در آسمان، با ارتفاعی کم پرواز می کردند.

دایی ام از گماشــته اش پرسید: «چقدر لک لک! این همه لک لک به کجا میروند؟

«دایی جانم تازه کار بــود. به خاطر جلب رضایت چند دوک از منطقه مان که در جنگ شرکت کرده بودند، به تازگی اسمش را در ارتش نوشته بود.

او با گماشته اش از آخرین قلعه ای که دست مسیحیان بود، به سوی ستاد امپراتور به راه افتاده بود. گماشته اخم آلود جواب داد: لک لک ها به طرف میدان جنگ میروند و در تمام مسیر همراهمان خواهند بود...

منبع: ایرنا
کد مطلب: ۳۶۱۲۴۰
لینک کوتاه کپی شد

دیدگاه

تازه ها

یادداشت