جنگ ایران با سلاح تصویر | راز بیلبوردهای جنگی تهران چیست؟
دیوارهای تهران، بیلبوردهای عظیم و تصاویر پرشمار خیابانی در پایتخت ایران، سالهاست فراتر از عناصر صرفا شهری عمل میکنند.
آنچه در سالهای اخیر رخ داده، اما یک گام فراتر از سنت قدیمی دیوارنگاری سیاسی است: تبلیغات تصویری ایران اکنون به بخشی از جنگ روایتها در مقیاس منطقهای و جهانی بدل شده است.
استفاده سیاسی از نقاشیهای دیواری در ایران به روزهای پس از انقلاب بازمیگردد. دیوارها بهسرعت به تریبونی برای نمایش چهره رهبران انقلاب، نمادهای مذهبی، شعارهای انقلابی و پیامهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی تبدیل شدند. این تصاویر نهفقط برای زیبایی شهری، بلکه برای تثبیت نظم جدید سیاسی طراحی شده بودند؛ نظمی که میخواست خیابان را به رسانهای دائمی برای دولت بدل کند.
در سالهای جنگ ایران و عراق، این زبان تصویری شدت بیشتری گرفت. تصاویر شهدا، صحنههای نبرد و نمادهای ایثار و مقاومت در سراسر شهرها گسترش یافت و مفهوم «شهادت» به محور اصلی این روایت شهری تبدیل شد.
از دیوارنگاری ثابت تا بیلبوردهای متحرک
با گذشت زمان، ابزار تبلیغاتی نیز تغییر کرد. اگر دیوارنگاریهای سنتی ماهها و گاه سالها بر یک نما باقی میماندند، امروز بیلبوردهای عظیم و قابل تعویض جای آنها را گرفتهاند. این تغییر، صرفاً فنی نیست؛ بلکه نشانهای از چابکتر شدن در جنگ روایت است.
میدان انقلاب تهران یکی از اصلیترین صحنههای این تحول است. در این نقطه، تصاویر متعددی در فاصلههای کوتاه جایگزین یکدیگر شدهاند: از شعارهای مربوط به برنامه هستهای و علم بهمثابه قدرت گرفته تا موشکهایی که به سمت اسرائیل نشانه رفتهاند. این تصاویر با ابعاد بسیار بزرگ خود، بهگونهای طراحی میشوند که در عکسها و ویدئوها برجسته باشند؛ درست همان جایی که رسانههای جهانی به آنها حساساند.
به بیان دیگر، بیلبورد فقط برای رهگذران نیست. مخاطب دوم، بسیار مهمتر است: دوربینها، خبرنگاران و الگوریتمهای شبکههای اجتماعی.

تصویر بهعنوان سلاح روانی
در این چارچوب، هر تصویر بخشی از یک عملیات روانی است. هدف فقط اعلام موضع نیست؛ هدف نمایش قدرت و بازدارندگی است. در برخی بیلبوردها، ناو هواپیمابر آسیبدیده، موشکهای در حال پرتاب یا چهرههای نمادین دشمنان ایران به نمایش درمیآید؛ تصاویری که همزمان دو سطح از پیام را حمل میکنند: برای مخاطب داخلی، پیام مقاومت و اقتدار؛ برای مخاطب خارجی، هشداری درباره هزینه رویارویی.
دارن لینویل، پژوهشگر رسانه، این فرایند را نوعی بازی هوشمندانه با چرخه خبر میداند: تصویری که در خیابان نصب میشود، از طریق رسانهها به تصویر خبری تبدیل میشود و سپس در شبکههای اجتماعی بازنشر میگردد. در نتیجه، تهران بدون آنکه نیازی به کمپین رسمی در رسانههای بینالمللی داشته باشد، میتواند خود را وارد فضای خبری غرب کند.
میدان فلسطین و واکنش به تحولات منطقه
میدان فلسطین تهران نیز در سالهای اخیر به یکی از مهمترین بومهای این نبرد تصویری تبدیل شده است. در این محدوده، تصاویر و شعارها اغلب متناسب با تحولات منطقهای تغییر میکنند. برای نمونه، در سال ۲۰۲۵ تصویری از یک خنجر یمنی که نقشه اسرائیل را هدف گرفته بود، همزمان با حملات موشکی حوثیها در منطقه ظاهر شد. این هماهنگی سریع، نشان میدهد که تبلیغات شهری ایران دیگر یک پیام ثابت و بلندمدت نیست، بلکه میتواند تقریبا همزمان با تحولات نظامی و سیاسی بازنویسی شود.
این انعطاف، تفاوت مهمی با نقاشیهای دیواری قدیمی دارد. دیوار دیگر فقط یادمان گذشته نیست؛ صفحهای است برای پاسخ فوری به رویدادهای روز.
از سفارت سابق آمریکا تا بازنشر جهانی
دیوارهای سفارت سابق آمریکا در تهران نیز سالهاست بخشی از همین منظومهاند. از تبدیل نمادهای آمریکایی به نشانههای تهدیدآمیز تا استفاده از پرچم آمریکا در کنار تصاویر جنگی، همه در خدمت ساختن روایتی ساده و درست، قابلفهم و تأثیرگذار از دشمن خارجی قرار گرفتهاند. این تصاویر در طول دههها نهتنها در تهران، بلکه در رسانههای بینالمللی نیز بارها بازنشر شدهاند و به بخشی از تصویر جهانی از ایران بدل شدهاند.
خیابان بهمثابه رسانه جهانی
در نهایت، آنچه امروز در تهران دیده میشود فقط تبلیغات شهری نیست؛ بخشی از یک نبرد بزرگتر بر سر معناست. در عصر شبکههای اجتماعی، یک تصویر عظیم در خیابان میتواند ظرف چند دقیقه از تهران به لندن، واشنگتن یا بیروت برسد. به همین دلیل، خیابان به استودیوی تولید روایت سیاسی بدل شده است.
دیدگاه