ثبت جهانی یک فرش ایرانی | تقدیر از پژوهشگری که «هزار روایت» را نجات داد

در پی ثبت جهانی «فرش شهر بابک» در سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO)، مرکز ملی فرش ایران از محمدرضا میمند، پژوهشگر و مستندساز این فرش، به‌دلیل سال‌ها تلاش میدانی در شناسایی، گردآوری و حفظ نمونه‌های این دست‌بافته بومی که عامل ثبت جهانی آن شد، تقدیر کرد.

ثبت جهانی یک فرش ایرانی | تقدیر از پژوهشگری که «هزار روایت» را نجات داد

محمدرضا میمند، ‌که از سال ١٣٩٢ تا ١٣٩٧ با صرف هزینه‌های شخصی و تلاش میدانی گسترده، به شناسایی، ثبت و گردآوری نمونه‌های متنوعی از فرش‌های شهر بابک، ‌ اقدام کرده و حدود هزار تخته فرش را با هدف حفظ نقوش، طرح‌ها و روایت‌های نهفته در آن‌ها و صیانت از بافتگان فرش شهربابک جمع‌آوری کرده است تا به‌عنوان یک منبع پژوهشی و مستند، مورد استفاده قرار گیرد، گفت: فرش شهر بابک به تازگی در سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) ثبت جهانی شد. 

فرش شهر بابک، به‌عنوان یکی از جلوه‌های کمتر شناخته‌شده اما منحصربه‌فرد هنر قالیبافی ایران است که ویژگی‌هایی چون ذهنی‌بافی، تنوع چشمگیر نقوش و رنگ‌ها و بازتاب زیست‌بوم و تجربه زیسته بافندگان، آن را متمایز می‌کند. این نوع فرش که در محدوده شهربابک و روستاهای اطراف آن بافته می‌شود، بیش از آنکه محصولی صرفاً کاربردی باشد، روایتی بصری از فرهنگ، طبیعت و خلاقیت فردی بافندگان به‌شمار می‌رود، به‌گونه‌ای که هر قطعه، واجد هویتی مستقل و امضایی شخصی است.

فراکسیون فرش در مجلس تشکیل می‌شود

محمدمهدی فرشچی، سرپرست مرکز ملی فرش ایران در مراسم اهدای لوح تقدیر به محمدرضا میمند به پاس تلاش‌های این پژوهشگر برای حفظ و ثبت فرش شهربابک، گفت: فرش دستباف، علاوه بر اینکه یک اثر هنری است، ابعاد بسیار متنوع و گسترده‌ای نیز دارد. از ابعاد اجتماعی گرفته تا فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، همه در این هنر ـ صنعت نهفته است. فعالیت‌هایی که در این حوزه انجام می‌شود، دامنه‌ای وسیع دارد و نشان می‌دهد که فرش دستباف تا چه اندازه در ساختارهای مختلف جامعه اثرگذار است.

او افزود: فرش دستباف به اندازه‌ای اهمیت دارد که حتی به‌ عنوان نخستین کالای تحریمی ما نیز شناخته شده است؛ یعنی در کنار کالاهای استراتژیکی مانند نفت، فرش دستباف نیز در فهرست تحریم‌ها قرار گرفته است. بنابراین، کسی که چنین تصمیمی گرفته، قطعاً به اهمیت بالای این محصول واقف بوده است. از بعد اقتصادی اگر بخواهیم بررسی کنیم، باید گفت که ایجاد اشتغال در این حوزه بسیار مقرون‌به‌صرفه‌تر از بسیاری از صنایع دیگر است. شما در نظر بگیرید، برای اینکه یک نفر در بخش صنعت مشغول به کار شود، بر اساس آماری که البته مربوط به سال‌های گذشته است و هنوز به‌روزرسانی نشده، به سرمایه‌ای بالغ بر ۱۰ تا ۱۲ میلیارد تومان نیاز است. در برخی حوزه‌ها مانند پتروشیمی، این رقم به‌صورت تصاعدی حتی تا ۳۰ میلیارد تومان نیز افزایش پیدا می‌کند. در بخش‌های دیگر نیز حداقل سرمایه از ۵ میلیارد تومان به بالا، تا حدود ۷ یا ۸ میلیارد تومان متغیر است.

فرشچی اضافه کرد: در حوزه فرش دستباف، این رقم به‌مراتب پایین‌تر است. شما با تسهیلاتی در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان، بسته به ابعاد کار، یا به‌طور کلی با رقمی کمتر از یک میلیارد تومان، می‌توانید یک شغل پایدار ایجاد کنید، شغلی که علاوه بر ماندگاری، ارزآوری نیز برای کشور به همراه دارد؛ چراکه محصول تولیدشده قابلیت صادرات دارد و به‌راحتی می‌تواند ارز وارد کشور کند.

مدیر مرکز ملی فرش ایران گفت: از منظر اجتماعی نیز این موضوع بسیار حائز اهمیت است. بسیاری از افرادی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، در واقع شغل اصلی دیگری نیز دارند، مثلاً کشاورزی می‌کنند یا به کارهای دیگری مشغول‌اند و در کنار آن، در اوقات فراغت به قالیبافی می‌پردازند. حال اگر این حوزه با مشکل مواجه شود یا تحت تأثیر تحریم قرار گیرد، طبیعتاً پیامدهای آن در سطح جامعه نمایان خواهد شد. یکی از این پیامدها، افزایش مهاجرت از روستا به شهر است؛ چراکه وقتی در مسیر صادرات مانع ایجاد می‌شود و بازار این هنر ـ صنعت محدود و اشتغال نیز دچار آسیب می‌شود. این بیکاری به‌ نوبه خود بر افکار و روحیه افراد اثر می‌گذارد و حتی ممکن است پیامدهای سیاسی نیز به دنبال داشته باشد؛ چراکه وقتی اقتصاد دچار اختلال می‌شود، سایر جریان‌ها نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

او اضافه کرد: از بُعد فرهنگی، که دیگر جای بحثی باقی نمی‌ماند. می‌دانید که چه ظرافت‌ها، چه مفاهیم و چه پیشینه عمیقی در فرش دستباف نهفته است. این هنر ریشه در فرهنگ اصیل ایرانی دارد. اتفاقاً در یکی از جلساتی که اخیراً داشتیم، درباره طرح‌ها و نقوش فرش بحث می‌کردیم. در آنجا اشاره‌ای شد به این ادعا که می‌خواهند ایران را به عهد حجر بازگردانند. در پاسخ به این موضوع، می‌توان به فرش پازیریک اشاره کرد؛ فرشی که قدمتی حدود ۲۵۰۰ ساله دارد و نشان می‌دهد ما از هزاران سال پیش در عرصه هنر ـ صنعت فعال بوده‌ایم، در حالی که بسیاری از تمدن‌ها اساساً وجود نداشتند. این آثار باستانی که در نقاط مختلف کشف شده‌اند، همگی گواهی بر فرهنگ متمدن ایرانی هستند، فرهنگی که دیگران از آن الهام گرفته‌اند و درس آموخته‌اند.

فرشچی افزود: بنابراین، فرش دستباف دارای ابعاد مختلفی است که هر یک به‌تنهایی اهمیت بالایی دارند. این هنرـ صنعت به‌نوعی به‌عنوان پرچم دوم ایران شناخته می‌شود؛ به‌گونه‌ای که فرش را به نام ایران و ایران را به نام فرش می‌شناسند. از همین رو، لازم است تلاش کنیم تا صادرات فرش به جایگاه واقعی و تاریخی خود بازگردد، جایگاهی که در سال‌های گذشته از آن بهره‌مند بوده است. البته باید توجه داشت که کاهش فروش فرش، صرفاً محدود به ایران نیست، بلکه یک روند جهانی است. در حال حاضر، میزان فروش جهانی فرش با کاهش قابل‌توجهی مواجه شده است، به‌طوری که از حدود یک میلیارد و ۷۰۰ یا ۸۰۰ میلیون دلار، به حدود ۹۰۰ میلیون دلار رسیده است. این کاهش چشمگیر نشان می‌دهد که این مسئله یک پدیده جهانی است.

فرشچی اظهار کرد: در خصوص ثبت فرش نیز لازم می‌دانم از زحمات دوستان تقدیر و تشکر کنم. آقای میمند، آقای ویسیان و به‌ویژه آقای محمدی، واقعاً سنگ تمام گذاشتند و تلاش‌های زیادی انجام دادند. همچنین از معاونت و سایر همکارانی که در این مسیر همراه بودند و با دلسوزی در منطقه حضور پیدا کردند و این ثبت را به انجام رساندند، صمیمانه قدردانی می‌کنم. این اقدام بسیار مهم و ارزشمند است؛ چراکه از سوءاستفاده‌های احتمالی در آینده جلوگیری می‌کند. اگر چنین ثبت‌هایی انجام نشود، ممکن است کشورهای دیگر از این هنرـ صنعت بهره‌برداری نادرست کنند. بنابراین، تلاش‌های شما در راستای حفظ و صیانت از فرش دستباف و پاسداشت حرمت آن، بسیار قابل تقدیر است.

مدیر مرکز ملی فرش ایران همچنین گفت: در حوزه تولید نیز برنامه‌های مشخصی در دست اقدام است. با توجه به اهمیت این هنرـ صنعت، مجلس شورای اسلامی نیز به‌خوبی وارد این موضوع شده است. بسیاری از نمایندگان محترم در حال پیگیری این مسئله هستند و قصد دارند فراکسیون قدرتمندی در این حوزه تشکیل دهند. به نظر می‌رسد این فراکسیون بتواند نقش مؤثری ایفا کند. در دوره‌های گذشته نیز چنین فراکسیونی وجود داشت که حدود ۹۰ درصد فعالیت آن به حوزه زنان و صنایع دستی مرتبط بود. در حال حاضر نیز، با مذاکراتی که انجام شده، دوستان در تلاش هستند تا یک فراکسیون قوی و منسجم برای فرش ایجاد کنند که بتواند به‌طور جدی مسائل مربوط به فرش دستباف را پیگیری کند. ان‌شاءالله این فراکسیون به‌گونه‌ای شکل بگیرد که همه نمایندگان عضو آن باشند. در رابطه با فرش دستباف، یک موضوع بسیار مهم این است که خوشبختانه نمایندگان مجلس پای کار آمده‌اند و برای رفع مشکلات این حوزه تلاش می‌کنند. مقام عالی وزارت صنعت نیز تاکید دارند که این هنر ـ صنعت باید به جایگاه پیشین خود بازگردد و رشد مناسبی را تجربه کند.

او افزود: در این راستا، از ظرفیت افراد مجرب و مشاوران توانمند استفاده شده است، از جمله آقای آل‌اسحاق که از وزرای سابق بازرگانی بوده‌اند و در حال حاضر نیز از بازرگانان فعال و مؤثر در حوزه تجارت، به‌ویژه در تعاملات ایران و عراق هستند. ایشان به‌عنوان مشاور وزیر، نقش مهمی در ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای این هنر ـ صنعت ایفا کرده‌اند و پیگیر یافتن مسیرهای مناسب برای بهبود وضعیت فرش دستباف هستند. همچنین جناب آقای مفتح، قائم‌مقام وزیر در امور بازرگانی، که از مدیران باسابقه وزارت بازرگانی هستند، در جایگاه فعلی خود با جدیت در حال فعالیت‌اند. ایشان نیز معتقدند که باید در این دوره، تحول مثبتی در حوزه فرش دستباف رخ دهد و در همین راستا، به‌دنبال رفع موانع و مشکلات موجود هستند. در همین زمینه، سندی تحت عنوان «صنعت راهبردی فرش دستباف» تدوین شده است که پس از تکمیل، به‌وسیله مقام عالی وزارت به هیأت دولت ارائه خواهد شد تا به تصویب برسد. با تصویب این سند، بسیاری از مشکلات و موانع قانونی و مقرراتی که اکنون دست‌وپای این حوزه را بسته‌اند، اصلاح و برطرف خواهند شد. همچنین مجموعه‌ای از پیشنهادها در این سند گنجانده شده که در صورت اجرا، می‌تواند زمینه‌ساز رشد و جهش قابل‌توجهی در این هنر ـ صنعت باشد.

فرشچی همچنین درباره بازاریابی فروش فرش گفت: در حوزه بازاریابی فرش، دو دیدگاه اصلی وجود دارد. یک دیدگاه بر این باور است که چون فرش یک اثر هنری است، مخاطبان خود به‌سوی آن جذب می‌شوند و نیازی به تغییر در آن نیست؛ یعنی هنر، خود خریدارش را پیدا می‌کند. اما دیدگاه دیگر معتقد است که باید «بازارسازی» کرد؛ یعنی بر اساس سلیقه مشتری، محصول را طراحی و تولید کرد. این دیدگاه دوم البته چالش‌هایی هم به همراه دارد؛ چراکه ممکن است در مسیر تطبیق با سلیقه بازار، به اصالت و هویت هنری فرش آسیب وارد شود. بنابراین، هنر اصلی در این است که میان این دو رویکرد تعادل برقرار کنیم، به‌گونه‌ای که هم اصالت حفظ شود و هم نیاز و سلیقه مخاطب در نظر گرفته شود. برای مثال، در برخی کشورها مانند ایتالیا، نوع استفاده از فرش متفاوت است. در بازدیدی که داشتیم، مشاهده کردیم که خریداران، فرش را به‌عنوان کف‌پوش استفاده نمی‌کنند، بلکه آن را به‌صورت تابلو به دیوار می‌آویزند. حتی یکی از خریداران بعد از آنکه متوجه اهمیت و هنر فرش دستبافت شد، می‌گفت: «این فرش آن‌قدر ارزشمند است که حیف است زیر پا قرار بگیرد.» بنابراین، این تغییر نگرش در مصرف نیز باید در برنامه‌ریزی‌های ما لحاظ شود. در مجموع، باید این تفاوت‌ها و تنوع دیدگاه‌ها را به‌درستی مدیریت و تلطیف کرد تا بتوان از آن‌ها به بهترین شکل بهره برد و به نتیجه مطلوب رسید.

اگر این فرش پژوهش و ثبت نمی‌شد از دست می‌رفت

محمدرضا میمند، پژوهشگر و مستندنگاری «فرش شهر بابک» نیز در ادامه این مراسم، گفت: اگر بخواهیم به‌صورت مصداقی به برخی ظرفیت‌ها اشاره کنیم، باید از مناطقی مانند شهربابک نام ببریم. این منطقه ویژگی‌های خاصی دارد که فرش آن را از سایر انواع، به‌ویژه فرش‌های روستایی، متمایز می‌کند. به‌نظر بنده، فرش شهربابک را نمی‌توان در دسته فرش افشاری قرار داد؛ چراکه این فرش‌ها معمولاً ریزبافت، نازک، با رج‌شمار بالا و با استفاده از پودهای ظریف بافته می‌شوند. علاوه بر این، خلاقیت بافندگان در آن‌ها بسیار چشمگیرتر از بسیاری از نمونه‌های دیگر است.

او افزود: نکته مهم دیگر این است که در فرش‌های این منطقه، تأثیرپذیری از استان‌های مختلف به‌وضوح دیده می‌شود؛ از فارس گرفته تا یزد، کرمان و حتی سیستان و بلوچستان. به‌عبارت دیگر، این فرش‌ها حاصل نوعی هم‌نشینی فرهنگی و هنری هستند. حتی ممکن است یک بافنده، تصویری از یک فرش اصفهان را در ذهن خود ثبت کرده و آن را به سبک و سلیقه خود بازآفرینی کرده باشد. در برخی روستاها، نقوش خاصی مانند نقش «مکه‌ای» یا طرح‌های محلی با ویژگی‌های منحصربه‌فرد بافته می‌شوند. هر روستا، حال‌وهوا و امضای خاص خود را دارد و همین موضوع باعث شده که این محصولات، کاملاً منحصربه‌فرد باشند. در واقع، هر بافنده یک هنرمند است و اثر او بازتابی از ذهن، تجربه و زیست اوست.

میمند اظهار کرد: از نظر تنوع نقشه و رنگ نیز این فرش‌ها بسیار غنی هستند و از نظر کیفیت، در مقایسه با برخی نمونه‌ها مانند افشار، تمایز قابل‌توجهی دارند. این ویژگی‌ها باعث شده که برای خریداران خارجی نیز جذابیت بالایی داشته باشند. شخصاً نمونه‌های زیادی از این فرش‌ها را جمع‌آوری کرده‌ام، حدود هزار نمونه که در مقطعی در حال خروج از کشور بودند. این فرش‌ها به‌گونه‌ای هستند که تا می‌شوند اما لوله نمی‌شوند و ویژگی‌های خاص خود را دارند. اگر این اقدام انجام نمی‌شد، بخش قابل‌توجهی از این آثار از کشور خارج می‌شد، در حالی که این مجموعه اکنون به‌عنوان یک سند پژوهشی ارزشمند حفظ شده است.

این پژوهشگر ادامه داد: با توجه به این ظرفیت‌ها، معتقدم که فرش روستایی، به‌ویژه در شرایط فعلی، پتانسیل ارزآوری بیشتری نسبت به فرش شهری دارد. سبک زندگی در جهان تغییر کرده است، همان‌طور که اشاره شد، حجم بازار از حدود ۲ میلیارد دلار به حدود ۹۰۰ میلیون دلار کاهش یافته است. یکی از دلایل این کاهش، تغییر سبک زندگی است. دیگر کمتر کسی از فرش‌های بزرگ پارچه در منازل استفاده می‌کند و توجه به فضاهای شخصی و سبک زندگی مدرن افزایش یافته است. در این میان، فرش‌های کوچک، سبک و نازک مانند برخی از نمونه‌های شهربابک، می‌توانند جایگاه بهتری در بازار پیدا کنند. این فرش‌ها علاوه‌بر زیبایی، حامل داستان هستند. هر فرش مانند یک تابلوی نقاشی است که صاحب آن می‌تواند داستانش را برای مهمانان تعریف کند.

او افزود: در مقابل، بسیاری از فرش‌های شهری به‌صورت کارگاهی و بر اساس نقشه‌های از پیش طراحی‌شده تولید می‌شوند و بافنده نقش خلاقانه‌ای در طراحی آن ندارد. اما در فرش‌های روستایی، بافنده هم‌زمان طراح و مجری است، هم «ذهنی‌بافی» دارد و هم «حفظی‌بافی». به همین دلیل، هر فرش دارای هویت و امضای منحصربه‌فردی است. بنده بر این باورم که ارزآوری این نوع فرش‌ها بسیار بالاست و اگر یک بنگاه اقتصادی به‌صورت هدفمند از این حوزه حمایت کند، می‌توان به نتایج بسیار خوبی دست یافت. شخصاً نیز تلاش‌هایی در این زمینه داشته‌ام، از جمله برنامه‌ای برای توزیع حدود هزار دار قالی، با این هدف که حداقل ۲۰۰ بافنده فعال شوند.

میمند با بیان اینکه در بحث برندسازی نیز، اقداماتی مانند ثبت ملی و ثبت جهانی می‌تواند نقش بسیار مهمی ایفا کند، گفت:  این فرآیندها به معرفی بهتر این هنرـ صنعت در سطح بین‌المللی کمک می‌کنند و باعث می‌شوند که جهان با این ظرفیت آشنا شود. باید به دنیا نشان دهیم که در گوشه‌ای از ایران، نوعی بافت وجود دارد که کاملاً ذهنی و حفظی است و هر بافنده، اثر خود را با امضای شخصی خلق می‌کند. این امضا در انتخاب رنگ‌ها، در تغییر حاشیه‌ها، و در استفاده از نقوشی مانند حیوانات، گل‌ها، بوته‌ها و پرندگان نمایان است. در واقع، طبیعت و زیست‌بوم، به‌زیبایی در تار و پود این قالی‌ها تنیده شده و حتی پرندگان آسمان نیز در نقش قالی جای می‌گیرند.

او اضافه کرد: یعنی حتی اگر همه بافندگان یک طرح را به یک شکل ببافند، باز هم ممکن است یک نفر در همان لحظه، آن را به شیوه‌ای متفاوت اجرا کند. همین ویژگی است که به این فرش‌ها هویت منحصربه‌فرد می‌دهد. به همین دلیل، با توجه به تغییر سبک زندگی خریداران خارجی و این‌که این نوع آثار برای هنرمندان، افراد تحصیل‌کرده و فرهیخته جذابیت بالایی دارد، اگر قرار باشد به نتیجه‌ای واقعی برسیم، به‌نظرم باید تمرکز خود را بر فرش روستایی بگذاریم. اما متأسفانه در مقاطعی شاهد بودیم که مسیر به‌درستی طی نشده است. به یاد دارم زمانی که دانشجو بودم، در برخی مناطق به بافندگان نقشه داده می‌شد. هرچقدر هم توضیح می‌دادیم که این کار را نکنند و اجازه بدهند بافت به‌صورت ذهنی و اصیل باقی بماند، می‌گفتند که باید بر اساس نقشه کار کنند. در حالی‌که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این فرش‌ها همین اصالت و بداهه‌پردازی در بافت است؛ ویژگی‌ای که برای مخاطب خارجی بسیار جذاب است.

میمند افزود: حتی در برخی موارد، برای افزایش سرعت تولید، توصیه می‌کردند از پودهای ضخیم‌تر استفاده شود یا رج‌شمار کاهش یابد تا کار سریع‌تر به پایان برسد. در حالی‌که واقعیت این است که بسیاری از این فرش‌ها، صرف‌نظر از نوع نقش، در بازار فروش می‌رفتند و آنچه اهمیت داشت، همان اصالت و جذابیت ذاتی آن‌ها بود. به همین دلیل معتقدم این موضوع ظرفیت کار و سرمایه‌گذاری جدی دارد. البته بنده خودم نه تاجر هستم و نه تولیدکننده، و از این حوزه منفعت مستقیم ندارم؛ صرفاً از منظر دغدغه‌مندی این مسائل را مطرح می‌کنم.

این پژوهشگر فرش اظهار کرد: یکی از نکات مهم این است که زنان و دختران بافنده شهر بابک بتوانند در بستر خودشان، مستقیماً به‌عنوان هنرمند، آثارشان را عرضه کنند؛ درست مانند یک تابلوی نقاشی. اگر بتوانیم این هنر را به جامعه هنری از معماران گرفته تا نقاشان، فیلم‌سازان و سایر افراد فرهیخته، معرفی کنیم، بدون تردید بازار داخلی نیز به آن پاسخ مثبت خواهد داد، حتی در سطح همین شهرستان‌ها، چه برسد به بازارهای صادراتی.

برگزاری نمایشگاه فرش در شهریورماه و تجلیل از مفاخر فرش

سید محمد ویسیان، معاون مرکز ملی فرش نیز در سخنانی به تلاش‌های محمدرضا میمند برای گردآوری، پژوهش و مستندنگاری فرش شهربابک که به ثبت جهانی آن منجر شده است، اشاره کرد و گفت: مجموعه‌ای که تهیه شده، به‌نوعی یک دایرةالمعارف است. شما این کار را نه در قالب یک وظیفه اداری، بلکه از سر مسئولیت‌پذیری اجتماعی و با هزینه شخصی انجام داده‌اید، که جای تقدیر فراوان دارد. بنده نیز در سال‌هایی که در حوزه فرش دستباف فعالیت داشته‌ام، کار خود را از بخش‌های پژوهشی آغاز کرده‌ام و به‌خوبی درک می‌کنم که چنین کاری تا چه اندازه ارزشمند است.  

او همچنین با اشاره به به اقدامات مسئول مالکیت فکری مرکز ملی فرش ایران، گفت: یکی از اقدامات بسیار مهمی که انجام شده، ثبت ۴۵ منطقه در سطح جهانی از طریق سازمان جهانی مالکیت فکری است؛ اقدامی بسیار ارزشمند که در کنار آن، ثبت ملی ۴۸ منطقه نیز انجام شده است. این موضوع نشان می‌دهد که ایران چه گستره وسیع و ظرفیت عظیمی در حوزه فرش دستباف دارد، به‌گونه‌ای که در هر نقطه‌ای از کشور، می‌توان نمونه‌ای را در سطح جهانی معرفی کرد.

ویسیان اظهار کرد: مهم‌ترین مسئله در حوزه فرش، موضوع بازار است. اگر بخواهیم به‌صورت خلاصه بیان کنیم، فرش دستباف را می‌توان مردمی‌ترین هنر ایران دانست. حتی اگر فرض کنیم که کشور در شرایطی قرار بگیرد که از نظر اقتصادی و تجاری در محاصره باشد، باز هم در حوزه فرش دستباف با کمبود مواجه نخواهیم شد. چراکه تمام زنجیره تولید از مواد اولیه و رنگ‌ها گرفته تا نیروی انسانی ماهر، در داخل کشور وجود دارد. ایران از نظر تنوع اقلیمی نیز ظرفیت بسیار بالایی دارد؛ به‌گونه‌ای که در مناطق مختلف، انواع مواد اولیه با کیفیت‌های متفاوت تولید می‌شود. از شمال کشور گرفته تا جنوب، از سیرجان و کرمان تا مناطق غربی مانند کرمانشاه، هر یک ویژگی‌های خاص خود را دارند. برای مثال، پشم کرمانشاه از کیفیت بالایی برخوردار است و در سایر مناطق نیز ظرفیت‌های مشابهی وجود دارد. این تنوع و خودکفایی، یک مزیت بزرگ برای هنرـ صنعت فرش دستباف به‌شمار می‌رود که باید به‌درستی از آن بهره‌برداری شود. ما در ایران، تقریباً همه اقلیم‌ها را در اختیار داریم؛ از مناطق سردسیر تا گرمسیر. این تنوع اقلیمی، در واقع یکی از مزیت‌های بسیار مهم در حوزه فرش دستباف به‌شمار می‌رود.

 

کد مطلب: ۳۸۹۴۵۸
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت