«دلهره»، جستوجوی حقیقت در میان خاطرات فراموششده
«دلهره» روایتی وهمآلود و شاعرانه از دختری جوان با خاطرات فراموششده است که در کلاف سردرگم روابط خانوادگی، اندک اندک به کشف حقیقت نزدیک میشود.
«دلهره» رمانی کوتاه و درخشان از نویسنده پرآوازه ژاپنی، بنانا یوشیموتو است. این اثر نخستین بار در سال ۱۹۸۸ در ژاپن منتشر شد و تا امروز در میان آثارِ مهم ادبیات ژاپن در دهه نود میلادی قرار دارد.
یایوی، دختری نوزدهساله، در نگاه اول زندگی معمولی و آرامی دارد؛ او با پدر، مادر و برادر کوچکترش، تتسوئو، زندگی میکند اما در پس این آرامش، یایوی با احساسی مبهم و ناآرام دستوپنجه نرم میکند، احساسی که به او میگوید چیزی مهم از کودکیاش گم شده است. فراموش کرده است. یایویی هیچ خاطرهای از گذشتهاش ندارد: «نه در ذهنم، نه در عکسها... هیچی.»
یایویی از خاله خوشش میآید و هرچه بیشتر بهسویش کشیده میشود.
سرانجام از خانه میگریزد و نزد خاله میرود و همین آغاز سفری است که به رویارویی با حوادث گذشته میانجامد و زندگیهایی زیرورو میشوند.
آنچه نویسنده بهخوبی برای خواننده ترسیم میکند، کلافی است بهظاهر پیچیده در هم، از رخدادهای واقعی و بازنمایی و بازنوازی آنها در ذهن و روان انسانها.
شخصیتهای این کتاب همه چیزی برای پنهان کردن دارند. همهشان هم میدانند که این پنهانکاریها آخر سر یک روز کار دستشان میدهند اما در قالب عشق، محافظت از عزیزان و ترس از تغییر به هر دری میزنند تا هیچچیز رو نشود و روند آرامِ زندگیهاشان بر هم نخورد.
اما کسی واقعا چه میداند وقتی پردهها بیفتند و واقعیت رو شود، آیا زندگی بدتر میشود یا بهتر؟ انسان بهخاطر ترسِ ندانستههاست که احساس تلاطم و ناآرامی میکند و دلهره کتابی کوچک است با داستانی عمیق که قلب خواننده را به تپش میاندازد و حقیقت سرانجام رو میشود.
«دلهره» داستانی نسبتا ساده است. شاید بشود گفت حتی قصه جستوجوی قهرمان داستان در نهایت با تزکیه تکمیل میشود: «هیچچیز از دست نرفته، بلکه همه چیز به دست آمده.»
«دلهره»، نوشته بنانا یوشیموتو، با ترجمه مهدی غبرایی، در ۱۶۸ توسط نشر افق به چاپ رسیده است.
دیدگاه