«معبد سرچشمه» روایت تأسیس و نقش‌آفرینی حزب جمهوری اسلامی

موضوع تدوین قانون اساسی یکی از اولین موضوعاتی بود که کشور با آن درگیر بود. یک موضوع مهم و حیاتی و در عین حال غیرقابل عبور بود.

«معبد سرچشمه» روایت تأسیس و نقش‌آفرینی حزب جمهوری اسلامی

 کتاب معبد سرچشمه(حزب جمهوری اسلامی از 1357 تا 1359) نوشته سیدمجتبی مؤمنی و محمدمهدی اسلامی در 10 فصل همراه با تصاویر مربوط به حزب توسط مؤسسه فرهنگی هنری سرچشمه نور انقلاب اسلامی منتشر شد.

حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در شامگاه هفتم تیر 1360 یکی از بزرگترین حوادث تروریستی دنیا است.شاید اگر دو مؤلفه تعداد شهدا و جانبازان و نیز اثر سیاسی این ترور را همزمان در نظر بگیری، بزرگترین ترور جهان شناخته می‌شود.

خاصه آنکه این حادثه درجغرافیای سیاسی جنگ سرد نیز خوانش خاص خود را داشت. ترور در روزهای استقرار انقلابی رخ داده بود که منافع آمریکا و متحدانش در منطقه را به چالش کشید و رئیس کاخ سفید را سیاست این کشور تغییر داد اما با بلوک شرق نیز مرزبندی آشکار داشت.

عامل این انفجار تشکیلاتی بود که عضو ارشد آن در لحظه جاسوسی برای شوروی بازداشت شد و بعدها از اسناد کاخ صدام، فیلمی به دست آمد که مسعود رجوی انفجار حزب جمهوری اسلامی را با اطلاع دولت ایالت متحده آمریکا اعلام کرده بود. شاید یافتن نقطه آغاز تشکیل حزب جمهوری اسلامی کار راحتی نباشد. عده‌ای ریش این امر را در نگاه حضرت امام خمینی(ره) و مطالبه او می‌دانند، عده‌ای دیگر جرقه‌های ذهنی سیدمحمد حسینی‌بهشتی، از اواخر دهه 20 و عده‌ای دیگر نتیجه جلسات طلاب مشهد و...

اما همه این‌ها یک فصل مشترک دارد. جلسه‌ای در مشهد، در یک روز تابستانی است. جلسه‌ای که در آن دبیران کل آتی حزب، یعنی دکتر سیدمحمد حسینی‌بهشتی، دکترمحمدجواد باهنر و آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای همراه با دونفر دیگر حضور داشتند.

داشتن حزب به ویژه در روزهای اول بعد از پیروزی انقلاب، موضوعی کلیدی است که نمی‌توان به راحتی از آن گذشت. اینکه طراحان حزب در آن زمان چه افکاری داشتند و با چه دقت و اهمیتی آن را پایه‌گذاری کردند، نکته مهمی است.

روزهایی پر از هیجان و تغییرات که هر لحظه اتفاقات جدیدی رخ می‌داد و نیاز به پاسخگویی سریع وجود داشت، به وجود آوردن چنین حزبی، گزینه‌ای مهم و متفاوت به شمار می‌رود. کسی تردید ندارد که مؤثرترین چهره در تأسیس حزب آیت‌الله سیدمحمد حسینی‌بهشتی است که آن روزها به دکتر بهشتی مشهور بود. او معتقد بود تداوم انقلاب بعد از پیروزی‌اش نیاز به مدیریت دارد؛ وقتی انقلاب پیروز می‌شود نوبت به تداوم انقلاب، نوبت به مدیریت، نوبت به برنامه‌ریزی در زمینه‌های مختلف روحی و معنوی، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی، بهداشتی و امثال آن می‌رسد.

معمولا نگاه احزاب معطوف به دبیرکل است، اما دکتر بهشتی بر ضرورت سازماندهی تحت رهبری «ولی» تأکید ویژه‌ای داشت. موضوع حزب و داشتن آن، منحصر به دکتر بهشتی نیست. یک گمشده برای افراد صاحب رأی در آن دوره بوده است.

کار ویژه حزب چه بود؟

کار ویژه حزب به خصوص در روزهای نخست انقلاب اسلامی کادرسازی و سازماندهی نیروهای مؤمن به انقلاب بود. بنا به گفته دکتر باهنر حزب جمهوری اسلامی بر این اساس تشکیل شد که نیروهای پراکنده و مؤمن به انقلاب را سامان دهد و هماهنگ کند و از نظر بینش ایدئولوژیکی آن را مجهز کند و به مشارکت و فعالیت وا دارد.

برای ساختارهایی مثل احزباب با عقبه طولانی، مثل حزب جمهوری اسلامی شنیدن روایت تأسیس و ایده اولیه جذاب است. اما وقتی مدتی از تأسیس آن گذشته باشد، طبیعی است که به روایت‌های متنوعی برسیم. حزب جمهوری اسلامی هم از این قاعده مستثنی نیست. این مورد در مورد حزب جمهوری اسلامی تا اندازه زیادی متفاوت است. این ایده زمانی مطرح شده بود که حتی حرفی از جمهوری اسلامی هم به میان نیامده بود و تمرکز روی حکومت اسلامی بود. اصلا تا پیش از آنکه امام خمینی(ره) در مهرماه 1357 بگویند: جمهوری اسلامی رژیم است متکی بر آرای عمومی و رفراندوم و قانون اساسی اش قانون اسلام و باید منطبق با قانون اسلام باشد. موضوع شعارهای مردم اغلب مطالبه حکومت اسلامی بود.

بهشتی معتقد بود حزب جمهوری یک طلسم را شکسته است؛ اینکه مسلمان‌ها قادر به تشکیل حزب اجتماعی، سیاسی، اسلامی برخاسته از توده مردم، آن هم با شرکت فعال روحانیت نیستند.

مأموریتی متفاوت در روزهای متفاوت

نگرانی‌های مطرح شده از سوی برخی مبارزین درباره پیامدهای تشکیل حزب، سد راه دکتر بهشتی و دوستان هم‌فکرش نشد. آن‌ها برای کار تشکیلاتی مدت‌ها بود شروع کرده‌ بودند و می‌خواستند تا انتهای مسیری که از سال‌ها قبل برای آن وقت گذاشتند، پیش بروند. حتی برای آن پیش‌نویس اساس‌نامه‌ای هم تهیه کرده بود و اینک قدم بعدی؛ تکمیل تدوین اساس‌نامه ریخته شده بود، اما برخی اقتضائات جدید در این فاصله رخ نموده بود، نیاز به یک بازبینی نهایی داشت.

آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای یکی از اعضای تیم دونفره تدوین اساس‌نامه بود. «این مأموریت به من و مرحوم باهنر داده شد و باید بگویم که بیشترین کارش را مرحوم باهنر کرد»

بنا به گفته ایشان مرحوم باهنر فرد پرکار و خستگی‌ناپذیری بود. این تنظیم اساس‌نامه در روزهایی بود که امام در مدرسه علوی مستقر بودند و خیابان ایران، مرکز اداره انقلاب اسلامی بود. از آیت‌الله خامنه‌ای نقل شده است: اساسنامه تمام شد و به نظر دوستان رسید و تصویب شد. قرار شد که آن را چاپ کنیم. من چاپ نشده‌اش را بردم خدمت امام؛ این آخرین پیگیری تأیید از امام است. اساسنامه را من خودم شب بردم خدمت امام و به حاج احمد آقا دادم که امام ببینند اگر نظر مخالفی یا تذکری دارند بگویند که ما اصلاح کنیم. البته از همان روزهایی که امام تشریف آورده بودند تا وقتی که ما حزب را اعلام کردیم امام حداقل دو مرتبه از آقای هاشمی رفسنجانی پرسیده بودند که اچرا اعلام نمی کنید. ایشان هم منتظر بودند که این کار انجام بگیرد. این مرحله خیلی طول نکشید و بلاخره خبر تنظیم اساسنامه حزب جمهوری اسلامی در 44 ماده در روزنامه‌های دوم اسفند سال 57 درج شد.

آغاز رسمی حزب دکتر باهنر آغاز حزب در روزهای اول انقلاب اسلامی را چنین روایت کرده است؛ ما در روز 29 بهمن یعنی یک هفته بعد از پیروزی انقلاب، تأسیس حزب را اعلام کردیم و از آنجا که باید گفت ناگهان مواجه با این موقعیت شده بودیم و در واقع بایستی گفت غافلگیری شده بودیم.

تنوع فکری و شخصیت‌های حاضر در حزب یکی از گزینه‌های مهم در انتخابات اعضا بود. نگاه آیت‌الله بهشتی به تعدد و تنوع در شورای مرکزی جزئیات بیشتری دارد. شورای مرکزی حزب که براساس 30 نفر انتخاب شده‌اند، از روحانیون مبارز، دانشگاهیان، پیشه‌وران، دانشجویان، فرهنگیان و کارگران از خواهران و برادران تشکیل شده و در حال حاضر که در این شورا 31 عضو دارد، در شورا عده زیادی از چهره‌هایی هستند که سال‌ها فعالیت مبارزاتی دارند و بسیاری از آن‌ها سابقه زندان طولانی دارند. انتخاب این دوستان به وسیله هیئت مؤسس براساس معیارها و ضوابطی که حزب برای عضو در اساسنامه مشخص کرده انجام گرفته است.

تقریبا همزمان با بنا نهادن شورای مرکزی موقت، فراخوان عضویت نیز صورت گرفت و البته در اعلام، مقدم برآن بود. شروع فعالیت رسمی با انتشار بیانیه اعلام موجودیت حزب در 29 بهمن آغاز شد. در همان بیانیه از همه کسانی که تمایل به عضویت در حزب داشتند، دعوت شد. این فراخوان با واکنش و اشتیاق بسیار عجیب مردم مواجه شد.

راه‌اندازی تشکیلات حزب جمهوری نیاز به منبع مالی برای تأمین هزینه‌ها داشت. هزینه‌هایی که بتواند مسائل مالی ساختار عریض و طویل حزب به خصوص در شهرستان‌ها را سامان دهد. هزینه‌های مالی حزب از چند طریق تأمین می‌شد. بخشی از این منابع، کمک‌های امام و سایر روحانیون از محل سهم امام بود. بنا به گفته دکتر بهشتی در مورد سابقه جمع‌آوری کمک‌های مالی برای حزب به تجربه انقلاب، بودجه حزب از کمک افراد علاقمند تأمین می‌شود.

موضوع تدوین قانون اساسی یکی از اولین موضوعاتی بود که کشور با آن درگیر بود. یک موضوع مهم و حیاتی و در عین حال غیرقابل عبور بود. امام در روز دوازدهم بهمن در بهشت زهرا(س) به مردم وعده داده بود که مجلس مؤسسان تشکیل ودر آن قانون اساسی جدید به تصویب خواهد رسید.

در حکم نخست‌وزیری بازرگان نیز به تشکیل این مجلس اشاره شده بود، اما در زمان تصمیم‌گیری درباره چگونگی تدوین و تصویب نهایی قانون اساسی، بین اعضای شورای انقلاب و دولت، اختلاف نظر به وجود آمد.

حتی امام خمینی(ره) نیز در موضعی آشکار از تلاش عده‌ای برای طورانی کردن روند تصویب قانون اساسی تا دو سال، اظهار نگرانی کردند. اعضای شورای انقلاب و دولت موقت سراغ امام رفتند. در آن جلسه دو نظر مطرح شد؛ تأسیس مجلس مؤسسان و همه پرسی قانون اساسی.

انتخابات در روز جمعه 12 مرداد 1358 برگزار شد. با پایان یافتن شمارش آرا، 75 نفر از سراسر کشور انتخاب شدند. اعلام اسامی،خبر از پیروزی قطعی نیروهای مذهبی، انقلاب و ائتلافی حزب جمهوری اسلامی در سراسر کشور داشت و حدود 80 درصد کرسی‌های مجلس در اختیار روحانیت قرار گرفت، جناح مخالف خط امام که حول محور سازمان مجاهدین خلق شکل گرفته بود، شکست سختی متحمل شدند.

یک اصل پرچالش بحث ولایت فقیه و تصویب آن در مجلس خبرگان قانون اساسی، یکی از موضوعات پرچالش بود. بهشتی در مورد اصل ولایت فقیه بحث‌های زیادی کرده بود. او معتقد بود که آنچه در قانون اساسی پیش‌بینی شده مبنی بر اینکه رهبری عالی فقیه با تقوا، متعهد مبارز، آگاه، فقیهی که ریاست دوست نیست، دنیا طلب نیست، مستبد نیست، دیکتاتور نیست، فقیهی که مردم دوست است. این اشتباه است اگر کسی خیال کند که ما می‌گوییم فقها در رأس هستند یعنی باید با کبکبه و دبدبه و سیاست‌فروشی و بزرگی‌فروشی به رخ مردم بکشند که ما رئیس شمائیم. همینطور که امام فرمودند اگر یک فقیهی دچار این بیماری باشد دیگر بر مردم ولایت ندارد.

اولین انتخابات ریاست جمهوری

قانون اساسی تصویب شد. روزها به سمت روی روال افتادن کارها پیش می‌رفت. ماجرای تصرب سفارت آمریکا (لانه جاسوسی) توسط دانشجویان پیرو خط امام و برخی ناهماهنگی‌های دولت موقت با سیاست‌های انقلاب، آن‌ها را به سمت استعفا پیش برد. بازرگان شروع کننده جریان استعفا بود.

پس از استعفای بازرگان به دستور امام، وظایف دولت موقت به شورای انقلاب سپرده شد. در این مدت هرچه زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در بهمن سال 58 نزدیک‌تر می‌شد، رقابت بین گروه‌های سیاسی بیشتر می‌شد. با وجود اینکه سازمان مجاهدین خلق رفراندوم قانون اساسی را تحریم کرده و قانون اساسی مصوب مجلس خبرگان را نپذیرفت، هنگام برگزاری نخستین انتخابات ریاست جمهوری، سازمان اقدام به معرفی نامزد کرد.

در این انتخابات چهار گروه عمده لیست انتخاباتی خود را منتشر کردند؛ جریان اسلامی با ائتلاف بزرگ، گروه‌های همنام (نهضت آزادی و همراهان)، سازمان مجاهدین خلق(منافقین)، دفتر هماهنگی رئیس جمهور وابسته به بنی‌صدر. پس از چند هفته بحث پیرامون نحوه برگزاری انتخابات، بلاخره مصوبه شورای انقلاب مبنی بر دومرحله‌ای برگزار شدن دوره اول مجلس شورای اسلامی تصویب شد.

مجلس مهم‌تر از دولت

بعد از انتخابات ریاست جمهوری، جمع‌بندی اعضای اصلی حزب این بود که اهمیت مجلس نه تنها کمتراز ریاست جمهوری نیست بلکه بیشتر است. گویا این رهنمود از سوی امام به شاگردان نگرانش درباره نتیجه انتخابات گوشزد شده بود و حوادث سال‌های بعد درستی آن را نشان داد.

پس از ناکامی حزب در انتخابات ریاست جمهوری برنامه‌ریزی‌ها برای برگزاری نخستین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی آغاز شد. جلال‌الدین فارسی از حال و هوای آن زمان حزب در جلسه دو روز پس از انتخابات ریاست جمهوری چنین روایت کرده است: اولین جلسه مسئولان ایالتی و مسئولان مرکزی حزب، پس از انتخاب بنی‌صدر به ریاست جمهوری و برای تصمیم‌گیری درباره انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی تشکیل شد. در این جلسه آقای موسوی اردبیلی از مؤسسان حزب و عضو شورای مرکزی آن اظهار داشت با شکستی که در انتخابات ریاست جمهوری خوردیم در انتخابات مجلس هم شکست سختی خواهیم خورد.

حزب پس از کسب اکثریت مجلس، در ابعاد جهانی نیز اعتبار بیشتری یافت و از آن برای صدور پیام انقلاب بهره برد. هاشمی رفسنجانی با کسب اکثریت آرای نمایندگان، به عنوان رئیس مجلس انتخاب شد و در روز چهارشنبه هفتم خرداد سال 59 اولین مجلس شورای اسلامی رسما افتتاح شد. بعد از آن در روز سی و یکم تیر، مراسم سوگند رئیس جمهور در حضور نمایندگان مجلس و رئیس دیوان عالی کشور انجام شد. بعد از این مراحل مسئله مهم تشکیل کابینه بود.

از روی اول مردادماه مسئله انتخاب نخست‌وزیر که یکی از اساسی‌ترین وظایف بنی‌صدر بود طرح شد. با توجه به اینکه بیشتر نمایندگان انتخاب شده هم فکر بنی‌صدر نبودند و او را برای تأیید گزینه نخست‌وزیر در مرحله اول و تأیید وزرای دولت در مرحله دوم نیاز به تأیید و رأی مجلس داشت؛ این انتخاب کار را برایش سخت کرده بود.
یکی از مواردی که حزب به آن اهمیت می‌داد، توجه به مسائل اجتماعی و به نوعی نقش‌آفرینی اجتماعی بود. با توجه به شرایط اضطراری اولی انقلاب و اقدامات ضدامنیتی سلطنت‌طلبان و گروهک‌های مخالف انقلاب، مشارکت در تأمین امنیت هم که در شرایط طبیعی از یک حزب انتظار نمی‌رود، در ردیف این نوع اقدامات حزب قرار گرفت.

این نقش تا اندازه‌ای پررنگ و مهم بود که حزب برای آن برنامه‌ریزی مشخص، منظم و کافی داشت، تا اندازه ای که در روزنامه جمهوری اسلامی برنامه‌های آن منتشر می‌شد. با نگاهی به صفحات اول روزنامه حزب می‌توان دریافت که در دوسال نخست پس از تأسیس از این نوع مشارکت‌های اجتماعی با تنوع بسیار و در دو جای جای پهنه کشور در جریان بوده است و همین امر موجب اثر اجتماعی گسترده حزب در آن سال‌ها بود.امری که پس از غائله 14 اسفند، مجال آن رو به کاهش گذاشت و با ورود سازمان مجاهدین خلق به فاز نظامی و آغاز هزاران ترور که از مسئولان تراز اول تا مردم عادی را شامل می‌شد و ناگریز مناسبات سیاسی کشور را به مقطع دیگری وارد ساخت.

این اثر با مرور دقیق اسناد و روایت‌های دست‌اول، نه تنها گامی مؤثر در ثبت خاطرات تاریخی و تشریح نقش کلیدی حزب جمهوری اسلامی در تثبیت پایه‌های نظام نوپاست، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از ایثار و مجاهدت‌های انقلاب در برابر توطئه‌های داخلی و خارجی است تا نسل‌های آینده با درک صحیح از گذشته، هوشیارانه‌تر مسیر آینده را هموار کنند.

 

منبع: مهر
کد مطلب: ۳۸۸۷۳۲
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت