مجموعه «درام معاصر فرانسوی» فرصتی برای آشنایی با نمایشنامهنویسان جدید
در مجموعه «درام معاصر فرانسوی» تقریبا مطابق هر سلیقه، متونی با مضامین طنز، فلسفی، چالشهای اجتماعی، روانشناسی، معضلات جوامع بشری جمعآوری شده است.
مجموعه «درام معاصر فرانسوی» آثار درامنویسان معاصر و گاه جوان فرانسوی است که تا کنون در ایران معرفی نشده اند. انتشار این متون میتواند آثاری مثبت و قابل توجه بر روند نمایش داشته باشند. آثاری که در فهم خواننده از ادبیات نمایشی روز اروپایی بیتاثیر نبوده و از درجا زدن گروههای نمایشی کشور جلوگیری خواهدکرد.
همانگونه که پیش از این نمایشنامهنویسان فرانسوی یا فرانسه زبانان، از مولیر، یونسکو، یون فوسه و دیگر نویسندگان در سالهای دور و یاسمینا رضا، اریک امانوئل اشمیت، ماتثی ویسنی یک و دیگران در سالهای اخیر، تاثیرات خود را بر آثار نمایشی داشته و دارند. انتخاب این مجموعه طی یک سال مطالعه از بین دهها اثر گوناگون انجام شده و سعی شد علاقهمندان را با گونهای متفاوت نمایشی معاصر فرانسه آشنا کند. در این مجموعه تقریبا مطابق هر سلیقه، متونی با مضامین طنز، فلسفی، چالشهای اجتماعی، روانشناسی، معضلات جوامع بشری جمعآوری شده است و از میان همه این نویسندگان، برخی پرکارتر و فعالترند.
تاکنون نمایشنامههای «پدر»، «مادر»، «یک ساعت آرامش»، «توتو»، «شام خداحافظی»، «دروغ»، «در جستوجوی فردا»، «من، خودم و فرانسواب»، «این بچه»، «خوک هندی»، «قبل از پروتز»، «زنهای ما»، «حق با پدرم بود»، «او منتظرت است»، «مومو»، «با هم و جدا جدا»، «فردا سپیئهدم»، «زنان پنجشنبه»، «دوستان کمدی»، «یک خانواده دوستداشتنی لیاقت دارد یک غذای خوب درست کند» و «انگار بارون میباره» در این مجموعه منتشر شده است.
قسمتی از متن کتاب
مادلن: اگر ترجیح میدی... من فکر میکردم خوشحال میشی. همین...
آندره: نه.
مادلن: من اگه یه دوست قدیمی داشتیم که سروکلهاش پیدا میشد، خوشحال میشدم باهاش چایی بخورم.
آندره:من نمیشم.
مادلن: دونستن اینکه زندگیش چطوری بوده...
آندره: (تند) بهت گفتم نه. شنیدی؟
مادلن: خیلی خب. مجبور نیستی با همچین لحنی بگی.
آندره به گوشهای از اتاق پناه میبرد. درنگ. حالتی عصبی حاکم است.
الیز: شما چِهتونه که گذشتهی من رو اینطوری جلوی چشمم میآرین؟ دنبال چی هستین؟ تا اونجا که میدونم، جنایتی مرتکب نشدم.
مادلن: هیچکس همچین حرفی نزده.
آندره: پس چی؟ راحتم بذارید! اون یکی داره کاغذهای من رو زیر و رو میکنه...
مادلن: طبیعیه. توی همچین شرایطی همه همین کار رو میکنن.
آندره: کدوم شرایط؟
مادلن: هان؟
آندره: کدوم شرایط؟ از چی حرف میزنی؟
الیز: (آرام) خوب میدونی. (درنگ. آندره سعی دارد بفهمد چرا لیز طوری حرف میزند گویی آندره مرده است؟) دارم فکر میکنم کی ممکنه این گلها رو فرستاده باشه...
مادلن: چه اهمیتی داره؟
الیز داخل دسته گل را میگردد.
الیز: حتماً کارت از روش افتاده...
مادلن: حالا خوبه تاکید کرده بودم... گل نفرستید... هیچکس گوش نکرده. همیشه همینطوریه.
الیز: بههرحال بوشون خوبه. مادلن حتماً از این بدش میاومد.
آندره: کی؟
مادلن: (گویی آندره هیچ نگفته است) این همه گل.. حتماً به نظرش مسخره میاومد. توی خیابون... دیدی؟ وقتی راه میرم... همه در مورد اون باهام حرف میزنن.
الیز: طبیعیه. مردم خیلی تحسینش میکردن.
مادلن: شاید. وای اینکه یه بند از اون با من حرف میزنن...از این گلها آزاردهندهتره...
(صفحه ۲۸ و ۲۹- نمایشنامه قبل از پرواز)
هر جلداز این مجموعه در قطع پالتویی و توسط یک مترجم ترجمه شده، شمارگان هر جلد ۵۰۰ نسخه است و مجموعه در سال ۱۴۰۳ توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.
دیدگاه