«دختر پری خانوم» فیلمی ‌برای شخص کارگردان/وقتی دلیل منطقی برای ساخت نداریم

دختر پری خانوم که تبلیغات گسترده خود را به دلیل بازی مرضیه برومند از چند ماه قبل کلید زده بود بعد از تماشا به اثری برای شخص کارگردان و نه تماشاگر دیگری تبدیل شد.

«دختر پری خانوم» فیلمی ‌برای شخص کارگردان/وقتی دلیل منطقی برای ساخت نداریم

ونوس بهنود- علیرضا معتمدی نویسنده، تهیه کننده، کارگردان و بازیگر فیلمی ‌است که در نشست خبری آن گفت مدت‌ها برای تولیدش اندیشیده است اما در همان نشست نیز اذعان کرد این فیلم به باور فلسفی و شرایط زندگی او ربطی نداشته و بنابراین دلیل منطقی برای ساختن داستانش ندارد و جالب اینکه در همان جلسه وی عنوان کرد که من مادرم را در سن پایین از دست دادم و این ترومای وحشتناک باعث شد تا فیلم سومم را بسازم.

داستان دختر پری خانوم ماجرای مردی 40 ساله تقریبا بیکار و خانه نشین، عاشق دختر پری خانوم و پرستار مادر در کمای خود است.

این ترکیب موضوعی مشخص نیست مخاطب را قرار است به کجا ببرد اما همچنان که در ابتدای فیلم اعلام می‌شود این فیلم بیشتر فانتزی است.

ادای رئالیسم جادویی، بازی رئال، بازیگران فانتزی

علیرضا معتمدی خود بازیگر نقش اول فیلم خود است. با وجود اینکه انتظار می‌رود به عنوان نقش اول نیز پذیرفته شود اما کرختی و یکنواختی بازی وی موجب می‌شود تا از دقایق نخست فیلم، مخاطب به دنبال یک کاراکتر هیجان انگیزتر برسد. مادر او20 سال است که در کماست با موهایی بلند و سفید اما صورتی به جوانی یک جوان 30 ساله. این فیلم بهره‌ای از رئالیسم جادویی ندارد و فانتزی‌هایی است که معتمدی مقابل دوربین قرار داده اما چرا مخاطب نمی‌خندد و بیشتر منتظر است نهایت فیلم را ببیند تا دست خالی سالن را ترک نکند.

 

مخاطب بعد از معرفی دختر پری خانوم با بازی سها نیاستی متوجه او می‌شود. دختری که در فیزیک ظاهر می‌بایست تقریباً هم سن و سال بازیگر نقش اول باشد اما به مراتب جوانتر از اوست. رفتارهای بی‌پروا دارد و به قول بازیگر نقش اول دو بار زن او شده و هربار با دعوا و ناراحتی همدیگر را ترک کرده‌اند. بیشتر دعواها به دلیل خیانت زن بوده و از قضا زمانی که در پایان فیلم عاشق او می‌شود- آرزویی که در کودکی داشته-دیگر عشق او را نمی‌خواهد.

حرکت دوربین در یک خانه بدون معنا سازی

فیلم دختر پری خانوم در فضای داخلی یک خانه ساخته شده است. مخاطب تمام مدت با ساکنان در این خانه همراه می‌شود. ما در سکانس‌هایی کوچه را می‌بینیم اما معتمدی فیلم خود را به دوران کرونا برده. زمانی که دیگر تاریخ مصرف آن سپری شده و گویی اندیشه فیلمساز از این دوران شکل گرفته اما نخواسته بازنگری کرده باشد.

5820474

 

تمامی ‌خانه پر از تابلوها و اشیا قدیمی ‌است. ما هیچ معنایی از این اشیا دریافت نمی‌کنیم. بازیگر نقش اول، راوی اول شخص نیز هست. چنین فضایی اجازه نظر دهی، قضاوت و دیالوگ را از کلیت فیلم گرفته است. او حرف می‌زند، او تصمیم می‌گیرد و او پاسخ می‌دهد. بدون اینکه به کوچکترین نظری در پیرامون خود اهمیتی قائل باشد. نه نظرات پرستار مادرش، نه دختر پری خانوم و نه تعمیرکار لوله را قبول ندارد.

این همه زنانگی فوران شده با حضور کمرنگ مرضیه برومند

موضوعی که در فیلم دختر پری خانوم در نهایت به آن می‌رسیم انتخاب بین آرزوهاست. در کمال شگفتی تمامی ‌بازیگران فیلم حتی تعمیرکار لوله و پیکی که مواد غذایی آورده به غیر از اول شخص که خود معتمدی است، زن هستند. این همه زنانگی هیچ معنای خاصی به فیلم نبخشیده  و تلاشی هم ندارد معنایی القا کند.حتی در جشن هالووین که تصور می کنیم دو نفر مرد هستند به دلیل لباسی که دارند صورتشان پیدا نیست.

زنان در فیلم معتمدی در دو دسته قرار می‌گیرند یا خنثی هستند، در صحنه حضور دارند و بود و نبود آن‌ها تفاوتی ندارد و یا اینکه جسور، اغواگر و فتنه‌گر هستند.

 

ما نمی‌دانیم چرا پرستار مادرش به هر قیمتی می‌خواهد با او زندگی کند و حتی بدون دعوت چمدانش را برمی‌دارد و می‌آورد. برای مردی که نه چهره جذابی دارد و نه پولی در جیب، این میزان از اصرار برای ماندن بدون اینکه عشقی در کار باشد عجیب است.

نمی‌دانیم چرا فرشته‌ها از آسمان پایین می‌آیند تا آرزوی آدم‌ها را برآورده کنند و چرا نقش مرضیه برومند فقط ایستادن و سیگار کشیدن است. با حداقل اکت‌ها و حداقل انتقال معنی. او فرشته‌ای است که آمده آرزوهای نقش اول را برآورده کند اما عبوس است یا غذا می‌خورد یا سیگار می‌کشد و در انتهای فیلم در کمال شگفتی آرزوی دختر پری خانوم را هم برآورده می‌کند. شاید اگر معتمدی کل این فیلم را به برومند واگذار می‌کرد و این فیلم برای رده سنی کودک ساخته می‌شد و آن چشمه آرزوها در بحران بی‌آبی محور فیلم بود، سناریوی قابل تامل‌تری از دختر پری خانوم داشتیم.

در نهایت نمی‌دانیم چرا دختر پری خانوم با وجود این همه اغواگری و اعتراف به اینکه هیچگاه این مرد برایش کافی نبوده مرتب به سمت او بازمی‌گردد و حتی 5 سال عمر خود را می‌بخشد تا مادرش از کما درآید.

شخصیت سازی در فیلم معتمدی معیوب است. حرف حساب نمی‌شنویم و احساسمان هم درگیر نمی‌شود.شاید واقعا این فیلم دغدغه ذهنی کارگردان بوده و اثری تولید کرده برای خودش. فارغ از اینکه در یک جشنواره بین‌المللی بتواند حضور یابد.

 

منبع: خبر فوری
کد مطلب: ۳۸۷۶۷۷
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت