چرا مرد عنکبوتی آینده‌ی دنیای سینمایی مارول است؟

از میان خاکسترهای «انتقام جویان: پایان بازی» و در میان گذار پیچیده‌ی ژانر ابرقهرمانی به سمت ابعاد چندگانه و کهکشان‌های دوردست، یک سوال بزرگ برای دنیای سینمایی مارول مطرح است: چه کسی می‌تواند نقش محوری را در این فصل تازه ایفا کند؟ چه کسی ظرفیت رهبری این جهان گسترده را دارد؟

چرا مرد عنکبوتی آینده‌ی دنیای سینمایی مارول است؟

پاسخ، شاید دقیقاً در مقابل چشمان ما باشد، در حالی که ماسکی به صورت دارد و از ساختمان‌های نیویورک بالا می‌رود. به نظر من، مرد عنکبوتی نه تنها یک گزینه، که آینده‌ی قطعی دنیای سینمایی مارول است. و نشانه‌های این اتفاق، همه جا پخش شده‌اند. وقتی یک فیلم ابرقهرمانی نیاز به نجات دارد، به چه کسی باید متوسل شد؟ در میان همه‌ی ابرقهرمان‌ها، به نظر می‌رسد که مرد عنکبوتی در ۲۵ سال گذشته بیشترین فشار را تحمل کرده است. این ابرقهرمان محبوب محله‌ها نه یک، نه دو، نه حتی سه، بلکه چهار فرنچایز جداگانه را در طول چند دهه‌ی گذشته تجربه کرده است.

جدای از این سینما در عالی‌ترین شکل خود، ماشین هم‌ذات‌پنداری است و پیتر پارکر، همواره یکی از صمیمی‌ترین پیچ‌ومهر‌ه‌های این ماشین بوده است. اما اعتراف می‌کنم که در سال‌های اخیر، من نگران این پسر بودم؛ نگرانِ اینکه او زیر آوار تکنولوژی‌های براق تونی استارک و نبردهای میان‌ستاره‌ای که هیچ ربطی به دنیایِ کوچکِ یک نوجوانِ کوئینزی نداشت، دفن شود. اما حالا، در آستانه‌ی «روزِ جدید»، دلیلی برای لبخند زدن و امید بستن دارم. چرا باید به این فیلم امید داشت؟ چون مارول سرانجام شجاعتِ این را پیدا کرد که پیتر پارکر را برهنه کند. او اکنون نه هویتِ اجتماعی دارد، نه دوستی که نامش را صدا بزند و نه چتر حمایتی یک بیلیونر که گندکاری‌هایش را جمع کند. او به همان نقطه‌ی صفرِ باشکوهی بازگشته که استن لی و استیو دیتکو در ابتدا رویای آن را داشتند: یک آپارتمانِ دلگیر، یک چرخ‌خیاطیِ زواردررفته و سنگینی یک تنهاییِ مطلق که از هر هیولایِ فضایی، ترسناک‌تر است. این فیلم وعده‌ی بازگشت به قهرمانِ محله را می‌دهد؛ جایی که کنش‌ها نه در نجاتِ کهکشان، بلکه در نجاتِ روحِ یک شهر و اخلاقیاتِ فردی معنا پیدا می‌کنند.

چرا مرد عنکبوتی آینده‌ی دنیای سینمایی مارول است؟

در دورانی که سینمای ابرقهرمانی به کارخانه‌ای برای تولید انبوهِ پیکره‌های پولادین و خدایانِ بی‌روحِ نوردیک تبدیل شده است، پیتر پارکر همچنان همان لکه رنگِ روشن و انسانی است که بر بومِ این دنیای دیجیتالی می‌درخشد. چرا او ستاره‌ی آینده است؟ پاسخ نه در تارهای درخشان او، بلکه در پارگیِ آستینِ لباسش نهفته است. سینمای مارول پس از پایان بازی، گویی یتیم شده بود. تونی استارک با آن نبوغِ خاصش رفت و خلئی به جا گذاشت که نه با جادوی دکتر استرنج پر می‌شد و نه با عضلاتِ ثور. تماشاگرِ سینما به دنبالِ قهرمان نیست؛ او به دنبال خودش در قابِ نقره‌ای است. و اینجاست که تام هالند با آن معصومیتِ شکننده، وارد می‌شود.

او نه یک بیلیونر است و نه یک سربازِ ابدی؛ او پسری است که وقتی نقاب از صورت برمی‌دارد، باید نگرانِ اجاره‌خانه‌ی عقب‌افتاده‌اش باشد. آنچه مرد عنکبوتی را برای آینده‌ی این صنعت حیاتی می‌کند، آسیب‌پذیری است. در فیلم راهی به خانه نیست، ما شاهدِ یک تراژدیِ کلاسیک بودیم؛ قهرمانی که برای نجاتِ جهان، باید از بودن در حافظه‌ی عزیزانش بگذرد. مارول هوشمندانه پیتر را به نقطه‌ی صفر بازگرداند. او اکنون از سایه‌ی تکنولوژیِ استارک بیرون آمده و در آن آپارتمانِ کوچک و سرد، با چرخ‌خیاطیِ کهنه‌اش، لباسی می‌دوزد که بویِ عرق و تلاش می‌دهد، نه بویِ نانوتکنولوژی.

آینده‌ی مارول به دستِ اوست، چون او تنها کسی است که هنوز می‌تواند ما را متقاعد کند که زیرِ آن شنل‌ها و زره‌های پرزرق‌وبرق، قلبی می‌تپد که از تنهایی و فقدان می‌ترسد. او ستاره است، نه چون می‌درخشد، بلکه چون به ما یادآوری می‌کند که قهرمان بودن، به معنایِ پیروزی‌های بی‌پایان نیست؛ بلکه به معنایِ برخاستن، پس از هر بار سقوطِ دردناک رویِ آسفالتِ سردِ نیویورک است.

چرا مرد عنکبوتی آینده‌ی دنیای سینمایی مارول است؟

اما بیایید برای لحظه‌ای به گذشته برگردیم. تونی استارک، نماد غیرقابل انکار فصل اول دنیای سینمایی مارول بود. او این جهان را ساخت، انتقام جویان را گرد هم آورد و در نهایت، با از خودگذشتگی‌اش، آن را نجات داد. اما میراث او چیست؟ دقیقاً همان چیزی که در «مرد-عنکبوتی: دور از خانه» دیدیم. تمام تکنولوژیِ عینک مرد آهنی، مسئولیت‌های عظیم و حتی حس شوخ‌طبعیِ همراه با تراژدی، همه و همه به طور مستقیم از آیرون‌من به پیتر پارکر رسید. این یک تصادف نبود؛ این یک گذر تشریفاتی و نمادین بود. مارول به طور نمادین، عصری را به پایان برد و عصری جدید را با پیتر پارکر به عنوان یکی از ستون‌های اصلی آن آغاز کرد.

اما چرا او؟ چرا نه دکتر استرنج، نه کاپیتان مارول و نه ثور؟ پاسخ در «انسانیت مرد عنکبوتی نهفته است. دنیای سینمایی مارول اکنون به شدت پیچیده، کیهانی و عجیب شده است. سفر در زمان، ابعاد چندگانه، خدایان اسکاندیناوی و… در میان این همه غول، پیتر پارکر یک قهرمان «خیابانی» است. درست چیزی که اکنون ما در تریلر ابتدایی فیلم جدیدش شاهد آن بودیم. او با مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کند که برای ما قابل لمس‌تر است: قبض‌های دانشگاه، شکست‌های عاطفی، و تلاش برای متعادل کردن زندگی شخصی با مسئولیت‌هایش. او پلی است بین جهان‌های فرازمینی و پیاده‌روهای نیویورک. این تعادل برای جذب مخاطب عام و حفظ حس «قابل ارتباط بودن» که پایه‌های دنیای سینمایی مارول روی آن بنا شده، حیاتی است.

و سپس، بزرگ‌ترین نشانه‌ی ممکن به وقوع پیوست: «هیچ راهی به خانه نیست». این فیلم تنها یک موفقیت عظیم برای گیشه نبود؛ یک بیانیه‌ی متهورانه از سوی مارول بود. این فیلم ثابت کرد که مردعنکبوتی می‌تواند محور بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین داستان‌های این جهان، یعنی ماجرای ابعاد چندگانه قرار گیرد. او بود که دروازه‌ها را گشود، با قهرمانان و شروران ابعاد دیگر روبرو شد و در نهایت، بزرگ‌ترین فداکاری ممکن را انجام داد: حذف شدن از حافظه‌ی تمامی عزیزانش. این پایان، او را به یک بوم نقاشی تقریباً سفید تبدیل کرد. او اکنون قهرمانی است که هویت مخفی خود را دارد، آزاد از بار سنگین میراث استارک، و آماده است تا داستان کاملاً جدیدی را برای خودش بسازد.

چرا مرد عنکبوتی آینده‌ی دنیای سینمایی مارول است؟

این «تازه‌سازی» برای دنیای سینمایی مارول یک موهبت است. آن‌ها می‌توانند دوباره پیتر پارکر را به ریشه‌هایش بازگردانند: یک قهرمان محله‌ای و دوست‌داشتنی که برای پرداخت اجاره‌خانه تقلا می‌کند. این دقیقاً همان چیزی است که مخاطبان پس از حوادث «انتقام جویان» به آن نیاز دارند: یک بازگشت به اساس و بنیان. اما این بار، او این کار را با تجربه‌ی یک تراژدی فراموش‌شده در پشت صحنه انجام می‌دهد، که به عملکرد او عمق و غنای دراماتیک می‌بخشد.

و بیایید به آینده نگاه کنیم. دنیای سینمایی مارول به شدت در حال معرفی شخصیت‌های جوان و نسل بعد است. کیت بیشاپ، خانم مارول، آیرون هارت… چه کسی بهتر از مرد عنکبوتی که خودش یک نوجوان است می‌تواند محور این گروه جوان قرار گیرد؟ ما قبلاً در «جنگ داخلی» و «انتقام جویان: جنگ ابدیت» دیدیم که پیتر پارکر چگونه با شخصیت‌های دیگر تعامل برقرار می‌کند. او می‌تواند به راحتی نقش یک رهبر غیررسمی، یک مربی بزرگ‌تر برای کیت بیشاپ، یا یک دوست هم‌سن و سال برای کامالا خان را ایفا کند. او سنگ بنای «انتقام جویان جوان» است.

از جنبه عملی نیز این انتخاب بی‌نظیر است. تام هالند به عنوان بازیگر، محبوبیت عظیمی در سراسر جهان دارد. او نماد یک نسل جدید از تماشاگران است. از منظر داستانی، قراردادهای سونی و مارول (با تمام پیچیدگی‌هایش) ثابت کرده که ارزش ادامه دادن را دارد، زیرا مردعنکبوتی یکی از سودآورترین دارایی‌های هر دو استودیو است. این انگیزه‌های تجاری قوی، تضمین می‌کنند که مارول برای حفظ حضور او در مرکز این جهان، تمام تلاش خود را خواهد کرد.

البته که چالش‌هایی وجود خواهد داشت. داستان او اکنون باید بدون تونی استارک یا حمایت بی‌قید و شرط نیک فیوری پیش برود. اما این دقیقاً همان چیزی است که داستان او را جذاب می‌کند. ما شاهد رشد یک پیتر پارکر مستقل خواهیم بود، کسی که با قدرت خودش و شاید با کمک دوستان جدیدی مانند چارلی کاکس در نقش دردویل به یک قهرمان کامل تبدیل می‌شود.

بنابراین، وقتی به نقشه راه آینده‌ی دنیای سینمایی مارول نگاه می‌کنیم، به دنبال نام مردعنکبوتی در لیست فیلم‌ها نباشید. به جای آن، به حضور نامرئی او در قلب این جهان نگاه کنید. او پلی به گذشته است، لنگرگاه انسانی در حال حاضر، و دروازه‌ای به سوی آینده. نشانه‌ها واضح هستند: مردعنکبوتی نه یک نقش مکمل، که ستاره قطبی است که قرار است دنیای سینمایی مارول را برای سال‌های آینده هدایت کند. و صادقانه بگویم، ما خوش‌شانس هستیم که می‌توانیم این سفر را از نزدیک تماشا کنیم. اما به نظر شما مردعنکبوتی چه نقشی در فیلم‌های آتی انتقام جویان خواهد داشت؟ نظرات خود را در بخش کامنت‌ها با ما به اشتراک بگذارید.

 

 

منبع: گیمفا
کد مطلب: ۳۸۸۷۸۲
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت