گیشه رونق گرفت/ سینمای ایران در انتظار معجزه
گیشه سینمای ایران در روزهای پایانی مرداد با رشد ۳۰ درصدی مخاطب، نشانههایی از بازگشت تماشاگران به سالنها را نشان داده است؛ اما تمرکز بخش بزرگی از این استقبال روی چند فیلم خاص، تصویری متفاوت از وضعیت سینما ارائه میدهد؛ مخاطبی که هنوز سینما را دوست دارد، اما دیگر برای هر فیلمی حاضر نیست بلیت بخرد.
مدتی است هر وقت گیشه سینماها جان میگیرد، از «بازگشت مخاطب» حرف میزنیم و هر وقت فروش پایین میآید، از «قهر مردم با سینما». اما واقعیت، کمی متفاوتتر از این دوگانه است. اتفاقات مردادماه نشان میدهد مردم هنوز با سینما خداحافظی نکردهاند؛ آنها فقط انتخابگرتر شدهاند.
در هفته پایانی مرداد، تعداد تماشاگران سینما نسبت به هفته قبل حدود ۳۰ درصد افزایش پیدا کرد و فروش هفتگی به نزدیک ۴۴ میلیارد تومان رسید. در ظاهر، خبر خوبی است؛ اما یک نکته در دل این آمار بیشتر از خود عددها جلب توجه میکند: بخش بزرگی از مخاطبان فقط برای چند فیلم مشخص راهی سالن شدهاند. «زندهشور» و «استخر» در صدر ایستادهاند و فاصلهشان با بسیاری از فیلمهای دیگر قابل توجه است.
مردم هنوز برای «سینما رفتن» دلیل میخواهند
سالها پیش رفتن به سینما خودش یک تفریح بود. انتخاب فیلم اهمیت داشت، اما اصل ماجرا این بود که خانواده یا دوستان تصمیم میگرفتند چند ساعتی از خانه بیرون بروند، بلیت بخرند، در تاریکی سالن بنشینند و فیلم ببینند. امروز اما سینما دیگر تنها گزینه سرگرمی نیست.
یک فیلم را میتوان در خانه، روی تلفن همراه یا تلویزیون تماشا کرد. شبکههای نمایش خانگی، شبکههای اجتماعی و ویدئوهای کوتاه، بخشی از همان زمانی را گرفتهاند که زمانی سهم سینما بود. بنابراین مخاطب امروز برای رفتن به سالن، دنبال یک تجربه متفاوت است. فیلم باید چیزی به او بدهد که تماشای آن روی صفحه کوچک خانه نتواند جایگزینش شود؛ هیجان، خنده، داستان، ستاره محبوب، تجربه جمعی یا حتی کنجکاوی. شاید موفقیت فیلمهایی مثل «زندهشور» و «استخر» را نیز باید از همین زاویه دید. آنها توانستهاند در میان انبوه انتخابهای مخاطب، توجه ایجاد کنند و او را از «تماشای فیلم» به «رفتن برای دیدن فیلم» برسانند.
بحران سینما شاید بحران مخاطب نباشد
اگر مردم واقعاً سینما را کنار گذاشته بودند، چنین جهشهایی در گیشه اتفاق نمیافتاد. مسئله این است که مخاطب دیگر به شکل سابق وفادار به سالن سینما نیست؛ وفادار به تجربهای است که ارزش وقت و هزینهاش را داشته باشد این تغییر، اتفاق کوچکی نیست. سینمای ایران سالها با این تصور پیش رفته که اگر فیلم ساخته شود، مخاطب بالاخره خواهد آمد. اما امروز ساختن فیلم پایان کار نیست؛ تازه باید برای دیده شدن آن جنگید.
تبلیغات، انتخاب بازیگر، سوژه، کیفیت روایت، زمان اکران و حتی نوع حضور فیلم در شبکههای اجتماعی، همه در تصمیم مخاطب نقش دارند.در چنین شرایطی ممکن است یک فیلم با بودجه و تبلیغات زیاد، در سالنها دیده نشود و فیلم دیگری ناگهان تبدیل به انتخاب عمومی مردم شود.
چرا فاصله فیلمها زیاد شده است؟
یک اتفاق مهم در گیشه مرداد، تمرکز مخاطب روی چند عنوان است.این تمرکز از یک طرف خبر خوبی است؛ چون نشان میدهد هنوز فیلم ایرانی میتواند مخاطب زیادی پیدا کند.اما از طرف دیگر یک هشدار هم دارد: اگر سینما برای زنده ماندن بیش از حد به چند فیلم خاص وابسته باشد، رونقش شکننده خواهد بود. سینمای سالم فقط سینمایی نیست که یک فیلم پرفروش داشته باشد؛ سینمایی است که مخاطب برای ژانرها و فیلمهای مختلف انتخاب داشته باشد.
کمدی، اجتماعی، خانوادگی، کودک، تاریخی و حتی فیلمهای متفاوت و تجربی باید هرکدام سهمی از این بازار داشته باشند.
مخاطب امروز را نباید دستکم گرفت
شاید مهمترین تغییر در رفتار تماشاگر ایرانی این باشد که او امروز خیلی بیشتر از گذشته میتواند درباره فیلمی که میخواهد ببیند تحقیق کند.تریلر را میبیند، نظر دیگران را در شبکههای اجتماعی میخواند، واکنش مخاطبان را دنبال میکند و حتی پیش از خرید بلیت میفهمد فیلم قرار است چه چیزی به او ارائه دهد. به همین دلیل دیگر نمیتوان صرفاً با تبلیغ یک فیلم گفت: «این فیلم را ببینید.»مخاطب باید قانع شود. و این همان نقطهای است که سینمای ایران باید جدیتر به آن فکر کند.
سینما هنوز نمرده؛ فقط عادت قدیمی کافی نیست
مردادماه را میتوان یک نشانه امیدوارکننده دانست، اما نه نشانه پایان مشکلات سینما.آنچه اتفاق افتاده بیشتر از آنکه بازگشت کامل مخاطب باشد، اثبات یک حقیقت مهم است: مخاطب هنوز وجود دارد.او هنوز حاضر است از خانه بیرون بیاید، بلیت بخرد و فیلم ایرانی ببیند؛ به شرط آنکه چیزی روی پرده پیدا کند که برایش ارزش این رفتن را داشته باشد.پس مسئله امروز سینما، نبودن مخاطب نیست؛ پیدا کردن راهی برای قانع کردن مخاطبی است که دیگر به هر فیلمی «بله» نمیگوید.
گیشه مرداد شاید آغاز یک رونق تازه نباشد، اما دستکم نشان داده است که چراغ سینما هنوز روشن است؛ فقط برای روشنتر ماندن، به فیلمهایی نیاز دارد که بتوانند مخاطب را واقعاً به سالن برگردانند
دیدگاه