طرفداران «سیلو» باید این سریال هارا ببینند
هر کدام از سریالهایی که در این فهرست معرفی شدهاند، جهانهایی خلق کردهاند که میتوان ساعتها در راز و رمزها و پیچیدگیهای داستانی آنها آنها غرق شد.
اگر از طرفداران سریال سیلو هستید، انتظار برای فصل چهارم و پایانی آن میتواند طولانی باشد. فصل سوم با گسترش رازهای دنیای زیرزمینی و نزدیکتر شدن داستان به حقیقت شکلگیری این جهان به پایان رسید. فصل چهارم این سریال نیز قرار است در تابستان ۲۰۲۷ منتشر شود. تا آن زمان، چندین سریال علمیتخیلی میتوانند بخشی از این خلأ را پر کنند.
۱۰. مسئله سه جسم

اگر چیزی که بیش از همه در سیلو شما را جذب کرده، معماهای بزرگ و ناشناخته است، مسئله سه جسم انتخاب بسیار مناسبی است. این سریال با اقتباس از سهگانه لیو تسیسین، از فیزیک و واقعیت مجازی تا تماس با موجودات فرازمینی را در داستانی درباره آینده بشریت ترکیب میکند.
مانند سیلو، پاسخها بهتدریج آشکار میشوند و هرچه داستان پیش میرود، ابعاد معما بزرگتر و نگرانکنندهتر میشود. مسئله سه جسم در مقایسه با سیلو مقیاسی کیهانیتر دارد، اما همان حس کنجکاوی و کشف تدریجی حقیقت را ایجاد میکند.
۹. ماده تاریک

ماده تاریک داستان فیزیکدانی را دنبال میکند که ناگهان وارد نسخهای متفاوت از زندگی خودش میشود. سریال با ایده جهانهای موازی، به انتخابهای گذشته، زندگیهایی که میتوانستیم داشته باشیم و پیامد تصمیمهای مهم میپردازد.
شباهت اصلی آن با سیلو در این است که یک ایده علمی بزرگ را به داستانی انسانی تبدیل میکند. در هر دو سریال، پرسشهای علمی و رازهای پیچیده در نهایت به انتخابها، روابط و سرنوشت شخصیتها گره میخورند.
۸. کانترپارت

در کانترپارت، یک کارمند معمولی متوجه میشود سازمانی که در آن کار میکند از ورودی میان دو زمین موازی محافظت میکند. از اینجا داستان به تدریج به ماجرایی درباره هویت، اعتماد و نسخههای متفاوت انسانها تبدیل میشود.
این سریال شباهت زیادی به سیلو دارد؛ هر دو جهانی را نشان میدهند که در آن سازمانها اطلاعات مهمی را از مردم پنهان میکنند. کانترپارت پس از دو فصل به پایان رسیده و بنابراین میتوان آن را بدون نگرانی از بلاتکلیفی تماشا کرد.
۷. ایستگاه یازده

ایستگاه یازده داستان جهانی را روایت میکند که پس از شیوع یک بیماری مرگبار، بخش بزرگی از جمعیت خود را از دست داده است. گروهی از بازیگران دورهگرد در این جهان ویرانشده به اجرای نمایشهای شکسپیر برای بازماندگان ادامه میدهند.
اگرچه فضای آن برخلاف سیلو بیشتر در جادهها و شهرهای متروک میگذرد، هر دو سریال درباره انسانهایی هستند که پس از فروپاشی جهان تلاش میکنند معنایی برای زندگی پیدا کنند. روایت غیرخطی و تمرکز بر هنر، خاطره و فقدان، ایستگاه یازده را به اثری متفاوت اما جذاب تبدیل کرده است.
۶. برفشکن

در برفشکن، بهجای یک پناهگاه زیرزمینی با قطاری روبهرو هستیم که در جهانی یخزده دائماً در حرکت است. مسافران در طبقات مختلف قطار زندگی میکنند و ثروتمندان و قدرتمندان در بخشهای جلو، منابع و اطلاعات را کنترل میکنند.
شباهت آن با سیلو بسیار واضح است؛ هر دو جهانی طبقاتی را به تصویر میکشند که در آن ساکنان بخشهای پایینتر از وضعیت واقعی جهان و قدرتهای حاکم ناراضیاند. برفشکن نسبت به سیلو خشنتر و پرهیجانتر است، اما از نظر ساختار اجتماعی و فضای آخرالزمانی انتخاب بسیار خوبی است.
۵. بنیاد

بنیاد، اقتباسی بلندپروازانه از آثار آیزاک آسیموف، داستان تمدنی عظیم را روایت میکند که در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. هری سلدون، ریاضیدانی نابغه، با استفاده از ریاضیات تلاش میکند آینده تمدن بشری را پیشبینی و دانش انسان را برای دوران پس از سقوط حفظ کند.
مقیاس بنیاد بسیار بزرگتر از سیلو است و داستان آن میان سیارات، امپراتوریها و دورههای تاریخی مختلف حرکت میکند. بااینحال، جهانسازی گسترده و پرداختن به سرنوشت بشریت، آن را به گزینهای مناسب برای علاقهمندان به علمیتخیلی جدی تبدیل کرده است.
۴. دارک

دارک با ناپدید شدن یک کودک در شهر کوچکی در آلمان آغاز میشود، اما خیلی زود مشخص میشود که ماجرا بسیار پیچیدهتر از یک پرونده معمولی است. سفر در زمان، پارادوکسها و رازهای خانوادگی به تدریج شبکهای بسیار پیچیده از اتفاقات را شکل میدهند.
مانند سیلو، دارک اطلاعات را قطرهقطره در اختیار مخاطب قرار میدهد و از توضیح زودهنگام رازها خودداری میکند. برای فهم کامل داستان باید به جزئیات دقت کرد، اما در نهایت با روایتی درباره خانواده، عشق، سرنوشت و انتخابهای انسان روبهرو میشویم.
۳. فالاوت

فالاوت جهانی پساآخرالزمانی را نشان میدهد که بازماندگان جنگ هستهای برای نسلها در پناهگاههای زیرزمینی زندگی کردهاند. با خروج شخصیتها به سرزمین ویرانشده بیرون، جهانی عجیب، خشن و پر از گروههای رقیب پیش روی آنها قرار میگیرد.
فالاوت از نظر جهانسازی و زندگی در پناهگاه شباهتهایی به سیلو دارد، اما فضای آن بسیار عجیبتر، خشنتر و گاه طنزآمیز است. داستان این سریال، فناوریهای عجیب، گروههای مختلف و تاریخچهای گسترده را در کنار شخصیتهایی با دیدگاههای متفاوت قرار میدهد.
۲. جداسازی

جداسازی احتمالاً نزدیکترین گزینه به سیلو در این فهرست است. داستان درباره کارکنان شرکت لومون است که با انجام یک عمل پزشکی، خاطرات زندگی شخصی و کاری خود را از یکدیگر جدا کردهاند؛ بنابراین نسخهای از آنها که وارد محل کار میشود، هیچ اطلاعی از زندگی بیرون ندارد.
فضای سرد و مرموز شرکت، کنترل اطلاعات، بیاعتمادی به صاحبان قدرت و کشف تدریجی حقیقت، شباهت زیادی به سیلو دارد. سریال همچنین با ترکیب راز، طنز سیاه و اضطراب روانشناختی، یکی از جذابترین آثار علمیتخیلی سالهای اخیر را ساخته است.
۱. گستره

داستان سریال «گستره» در آیندهای رخ میدهد که انسانها در سراسر منظومه شمسی پراکنده شدهاند و میان قدرتهای مختلف سیاسی و اقتصادی تنش وجود دارد. داستان ابتدا گسترده و پیچیده به نظر میرسد، اما بهتدریج شخصیتها، سیاست، فناوری و رازهای علمی آن به یکدیگر پیوند میخورند.
گستره مانند سیلو ژانر علمیتخیلی را با شخصیتپردازی و مسائل سیاسی ترکیب میکند، اما در مقیاسی بسیار بزرگتر. سریال در سال ۲۰۲۲ به پایان رسید و داستانی نسبتاً کامل ارائه میدهد؛ بنابراین برای کسانی که نمیخواهند دوباره در انتظار فصل بعدی بمانند، گزینهای مناسب است.
دیدگاه