وظیفه مستندساز و نویسنده صرفا روایت وقایع جنگ رمضان نیست

یک مستندساز نوشت:صرف «روایت» وظیفه ذاتی رسانه‌هایی مانند تلویزیون است و هنرمند باید به دنبال روایت‌های خلاق و پرداختن به ریشه‌ها و نگاه عمیق‌تر به موضوع‌ها باشد.

وظیفه مستندساز و نویسنده صرفا روایت وقایع جنگ رمضان نیست

رضا استادی_ کشور عزیزمان ایران از دو هفته قبل با تجاوزی وحشیانه مواجه شده است. در جو روانی ایجاد شده توسط رسانه‌های بیگانه، حتی برنده این جنگ نیز از پیش تعیین شده و در تخیلات و اوهام حامیان روسای حکومت هم مشخص شده بود اما حالا نیروهای دفاعی به عنوان چشم و چراغ و فخر کشورمان؛ علاوه بر دفاع جانانه ضربه‌های جانکاهی به دشمن امریکایی- صهیونیستی وارد و اسفند ۱۴۰۴ را به یکی از قله‌های پُرافتخار تاریخ ایران تبدیل کرده‌اند.

 

در چنین شرایطی صدا و سیما منسجم‌تر از گذشته به روایت این اتفاق‌ها می‌پردازد. گویی یک عقل جمعی خردمند اداره این رسانه را در این روزها به عهده گرفته. کمتر موضوعی در این رسانه نادیده گرفته می‌شود.

 

در برنامه‌ای ناگهان می‌بینیم که مستندسازی با دوربینی کوچک خود را به تنگه هرمز رسانده و وضعیت کشتی‌های متوقف در این آبراه حیاتی را به تصویر می‌کشد.در مستندی دیگر در میدان فردوسی تصاویر ویرانی حاصل از حمله هوایی را به همراه توضیحات نیروهای امدادی می‌شنویم.

 

همچنین در شبکه‌ای دیگر مجری برنامه‌ای اجتماعی وارد خانه‌های ویران شده می‌شود و با ساکنان این منازل به گفت و گو می‌نشیند.

 

در اغلب موارد این گفت و گوها و تصاویر شتاب‌زده و فاقد کیفیت فنی عالی است و حتی با گزارش‌های خبرنگاران خارجی حاضر در تهران فاصله‌ زیادی دارد اما در روزهای حساس،همین تصاویر حق مطلب را ادا می‌کند و کارکرد مناسب خودش را دارد.

 

در چنین شرایطی فراخوان‌هایی برای ثبت و ضبط وقایع این روزها در قالب فیلم مستند و روایت از سوی نهادها منتشر می‌شود.

 

سوال: در این روزها با وجود گوشی‌های با کیفیت و دوربین‌های جمع و جور،مستندساز و نویسنده چه محتوایی می‌تواند تولید کند که در مقابل این حجم انبوه تصویر و روایت جذابیت داشته باشد؟آیا مستندساز و نویسنده حرفه‌ای هم باید همین مسیر ساده و دم دستی را در پیش بگیرد؟

 

مستندهایی که به پخش نرسید

 

پس از جنگ دوازده روزه، در پی فراخوان مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، آثار تولید شده توسط برخی فیلم‌سازان در بخش ویژه‌ای در جشنواره سینما حقیقت نمایش داده شد. تصور می‌شد با آغاز جنگ رمضان این آثار از شبکه‌های سیما عرضه خواهد شد اما متاسفانه ده روز پس از جنگ،این آثار در یکی از پلتفرم‌ها عرضه شد و تماشاگر علاقه‌مند باید با مراجعه به این پلتفرم‌ها و پرداخت حق اشتراک،آن‌ها را تماشا کند؛ موضوعی که با شرایط امروز تناسبی ندارد و نشانه‌ای از عدم درک واقعیت‌های رسانه‌ای این روزها است.

 

ضرورت این جنگ و جنگ‌های فناورانه‌ای از این دست ایجاب می‌کند محتوای تولیدی از کف میدان به سرعت منتشر شود.بدیهی است عدم انتشار به موقع،این محتوا را کهنه و فاقد اثر می‌کند و در شرایط پس از جنگ رمضان نیز محتوای تولید شده درباره جنگ دوازه روزه دیگر جذابیتی برای مخاطب نخواهد داشت.

 

مداخله هنری لازمه تولید آثار جذاب

 

شکل دیگری از محتوا نیز وجود دارد که در تولید آن باید «مداخله هنری» سازنده لحاظ شود. در حوزه ادبیات داستانی و حتی مستند در موضوع جنگ هشت ساله،حجم فراوانی از آثار جذاب با محتوای خاطره و روایت تولید شده اما تعداد آثار شاخص و جذاب داستانی حتی به تعداد انگشتان دو دست نیز نمی‌رسد و محدود است به چند نام مانند: زمین سوخته (احمد محمود)،شطرنج با ماشین قیامت (حبیب احمدزاده)،سفر به گرای ۲۷۰ درجه (احمد دهقان)، در شعله های آب (مرتضی مردی‌ها). کتاب‌های خاطرات به مرور محدود به مخاطبان خاص می‌شود اما رمان امکان ارتباط با نسل‌های مختلف و حتی مخاطب غیر ایرانی را دارد.

 

در چنین شرایطی صرف «روایت» وظیفه ذاتی رسانه‌هایی مانند تلویزیون است و هنرمند باید به دنبال روایت‌های خلاق و پرداختن به ریشه‌ها و نگاه عمیق‌تر به موضوع‌ها باشد. هنرمند باید به دنبال بازنمایی چهره قهرمان‌های این دفاع میهنی باشد.باید در صورت لزوم حتی قهرمان سازی کند و از تخیل خود وام بگیرد و کشف‌هایی تازه به مخاطب خود ارائه کند.در سینمای مستند امکان انجام چنین فرایندی در قالب «مستند هیبرید»‌ فراهم است.

 

هرچند قلم و دوربین در روایت این حماسه‌ها ناتوان است اما اگر هنرمند ایرانی بتواند تنها بخش محدودی از این اتفاق را منعکس نماید؛ کاری کرده کارستان.

منبع: ایرنا
کد مطلب: ۳۸۸۵۴۴
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت