نوروز، میراث جاودان ایرانی ریشه ۴۰۰۰ ساله دارد

جشن نوروز، به عنوان یکی از کهن‌ترین آیین‌های ملی و فرهنگی ایرانیان، عملا میراث جاودانی ایران و ایرانی در طول تاریخ است که در همه دوره های تاریخ و به خصوص ناملایمات تاریخی ایران حفظ شده است و به ما رسیده است.

نوروز، میراث جاودان ایرانی ریشه ۴۰۰۰ ساله دارد

نوروز نمادی جاودانه از رستاخیز طبیعت، پیروزی نور بر تاریکی و تجدید حیات جمعی ملت ایران است که ریشه در عمق تاریخ تمدن ایرانی دارد.

جشن نوروز، که امروزه با ثبت جهانی توسط یونسکو به عنوان میراث معنوی بشریت شناخته می‌شود، بیانگر پیوند عمیق ایرانیان با طبیعت، بهار، چرخه فصول است، در واقع می توان گفت جشن نوروز عمیفا یک جشن الهیاتی است.
 
 اخیرا د ر حساب ایرانشناسی دانشگاه تهران در شبکه اجتماعی ایکس، که به متنی مانوی به زبان پارسیگ (پهلوی) اشاره دارد و در آن آمده است: «āmad nōg-rōz ud nōg-šādīh! āmad nōg-rōz, avar-ā nōg-šādīh! āhār vinnār ī zīndagān purr-šādīh!» یعنی «آمد نوروز و نوشادی! آمد نوروز، بیا نوشادی! خوراک آرای که زندگان پُرشادی!»، این سند ارزشمند یکی از قدیمی‌ترین شواهد متنی مستقیم از برگزاری نوروز را در دوره پیش از اسلام ارائه می‌دهد. این متن مانوی، که به قرن سوم میلادی بازمی‌گردد،
 
نوروز، قدیمی‌ترین جشن الهیاتی/ میراث جاودان ایرانی ریشه ۴۰۰۰ ساله دارد
 
 اما به بهانه انتشار این سند بی نظیر از تاریخ نوروز، بررسی کنیم که چگونه نوروز از یک جشن بهاری باستانی به نماد هویت ملی ایرانیان تبدیل شده است.
 
ریشه‌های اساطیری نوروز در روایت‌های کهن ایرانی، مانند آنچه در شاهنامه فردوسی آمده، آن را به جمشید، پادشاه افسانه‌ای کیانی نسبت می‌دهد. فردوسی در توصیف تاج‌گذاری جمشید می‌گوید که جهان در نوروز نورانی شد و مردم آن روز را «روز نو» نامیدند، زیرا جمشید بر تخت زرین نشست، خورشید را به خدمت گرفت و دیوان را شکست داد.
 
 این روایت اساطیری، که در تاریخ طبری و آثار الباقیه بیرونی نیز بازتاب یافته، نوروز را به عنوان روز پیروزی خیر بر شر و آغاز عصر طلایی توصیف می‌کند. ابوریحان بیرونی در قرن یازدهم میلادی، با استناد به منابع پیشین، تأکید می‌کند که پیش از جمشید نیز نوروز گرامی داشته می‌شد و جمشید تنها آن را بزرگداشت. این دیدگاه اساطیری، هرچند افسانه‌ای، ریشه در باور‌های کهن ایرانی -هندی دارد و نشان‌دهنده این است که ایرانیان باستان نوروز را با اعتدال بهاری و بازگشت روح رپیتوین (روح ظهر) مرتبط می‌دانستند.
 
 در پژوهش های دکتر محمود بشیری درباره علل ماندگاری نوروز در فرهنگ ایران‌زمین  این ریشه اساطیری به عنوان پایه هویت ملی تحلیل شده و تأکید می‌شود که چنین روایت‌هایی در طول تاریخ برای حفظ انسجام فرهنگی ایرانیان مورد استفاده قرار گرفته است.
 
از منظر باستان‌شناختی و تأثیرات فرهنگی، قدیمی‌ترین موارد جشن نوروز را می‌توان به تمدن‌های بین‌النهرین و عیلام نسبت داد که بر فلات ایران تأثیر گذاشته‌اند. برخی پژوهشگران آکادمیک، مانند آنچه در بررسی‌های مری بویس در دانشنامه ایرانیکا آمده، اشاره می‌کنند که جشن‌های بهاری بابلیان از حدود ۲۳۴۰ پیش از میلاد، با بازگشت دموزی (ایزد گیاهی) و کاشت سبزه‌ها در گلدان‌ها، بر آیین‌های ایرانی اثر گذاشته است.
 
 این تأثیرات از طریق عیلامیان به ایران رسید، جایی که در هزاره سوم پیش از میلاد، مراسم مشابهی برای باروری زمین برگزار می‌شد. هرچند شواهد مستقیم متنی برای نوروز در این دوره وجود ندارد، اما گمانه‌زنی‌های باستان‌شناسان مانند هرتسفلد و گیرشمن بر اساس نقش‌نگاره‌های سفالین سومری و عیلامی، آن را به عنوان جشن «اکی تو» یا آغاز سال نو در اعتدال بهاری تفسیر می‌کنند.
 
در فلات ایران، این آیین با باور‌های میتراییستی ایرانیان باستان، که جشن‌های بهاره و پاییزه را گرامی می‌داشتند، همخوانی یافت. پژوهش‌های دانشگاهی در ایران، مانند مقاله‌ای در فصلنامه مطالعات ایرانشناسی، این پیوند را تأیید کرده و تأکید دارند که نوروز پیش از ورود زرتشت به عنوان یک جشن طبیعت‌گرا وجود داشته و بعد‌ها با آموزه‌های زرتشتی رنگ مذهبی گرفت.
 
در دوره هخامنشیان (۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد)، شواهد غیرمستقیم، اما قوی برای برگزاری نوروز وجود دارد، هرچند سنگ‌نوشته‌های داریوش و خشایارشا مستقیماً به نام آن اشاره نمی‌کنند. بر اساس دانشنامه ایرانیکا، تقویم هخامنشی با اصلاحات خشایارشا (حدود ۴۸۶ پیش از میلاد) به تقویم ۳۶۵ روزه خورشیدی تبدیل شد که پنج روز «اندارگاه» یا روز‌های دزدیده‌شده پیش از نوروز اضافه کرد.
 
 این اصلاح، که تحت تأثیر تقویم بابلی بود، باعث ایجاد دو نوروز کوچک (روز اول فروردین) و بزرگ (روز خرداد) شد و جشن را به ۱۸ روز گسترش داد. پژوهشگرانی مانند پیر بریانت در کتاب «از کوروش تا اسکندر» فرضیه جشن امپراتوری در تخت جمشید را مطرح می‌کنند و نقش‌نگاره‌های آپادانا را به عنوان تصویر کلی از اقوام مختلف در نوروز تفسیر می‌نمایند، جایی که هدایا، موسیقی و ضیافت‌ها برگزار می‌شد.
کوروش بزرگ در ۵۳۸ پیش از میلاد، پس از فتح بابل، نوروز را به عنوان جشن ملی اعلام کرد و آیین‌هایی مانند ترفیع سربازان، بخشش محکومان و پاکسازی معابد را با آن پیوند زد. سکه طلای ضرب‌شده در ۴۱۶ پیش از میلاد نیز احتمالاً برای نوروز بوده است. در پایان‌نامه دانشگاهی «بررسی ایام باستانی و جشن‌های مربوط به آنها در شاهنامه فردوسی» نوشته زهرا رشادی‌نژاد (۱۳۹۱)، این دوره به عنوان نقطه عطفی برای تثبیت نوروز به عنوان نماد قدرت امپراتوری توصیف شده است.
 
باستان‌شناسان غربی و ایرانی، با استناد به لوح‌های الامی تخت جمشید (که بین ۵۰۹ تا ۴۹۴ پیش از میلاد نوشته شده‌اند)، هرچند مستقیماً نوروز را ذکر نمی‌کنند، اما سیستم اداری و تقویمی را نشان می‌دهند که با جشن بهاری همخوانی دارد.
 
این شواهد، قدیمی‌ترین موارد سازمان‌یافته جشن نوروز را در تاریخ ایران ثبت می‌کنند و تأکید دارند که تخت جمشید نه تنها کاخ، بلکه مرکز برگزاری این آیین ملی بوده است.
 
دوره اشکانیان (۲۴۷ پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی) شاهد اولین شواهد دولتی مستقیم از تقویم زرتشتی و جشن نوروز است. کتیبه‌های ostraca در نیسای قدیمی (پایتخت اشکانیان) با تاریخ‌گذاری بر اساس تقویم زرتشتی، نوروز را به عنوان جشن بهاری ثبت کرده‌اند.
 
در حماسه پارثی «ویس و رامین»، توصیف ضیافت سلطنتی زیر درختان شکوفه‌دار با نوشیدنی و  موسیقی، شادی  و توزیع هدایا، نوروز را به عنوان «بهارجشن» یا جشن بهاری سوم توصیف می‌کند که با یما (جمشید) مرتبط است. این دوره، که دانشنامه ایرانیکا آن را آغاز استفاده دولتی از تقویم زرتشتی می‌داند، نوروز را از یک آیین محلی به جشن ملی تبدیل کرد.
 
نوروز، قدیمی‌ترین جشن الهیاتی/ میراث جاودان ایرانی ریشه ۴۰۰۰ ساله دارد
 
 پژوهش‌های آکادمیک نشان می‌دهد که اشکانیان با حفظ سنت‌های ایرانی در برابر نفوذ یونانی، نوروز را زنده نگه داشتند و آن را با رسوم چوپانی و کشاورزی آریایی پیوند زدند. در پایان‌نامه‌های ایرانشناسی، این دوره به عنوان پلی بین هخامنشیان و ساسانیان تحلیل می‌شود که تداوم فرهنگی را تضمین کرد.
 
قدیمی‌ترین شواهد متنی مستقیم نوروز در دوره ساسانیان (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی) ظاهر می‌شود، جایی که اصلاحات تقویمی کاوه اول (۵۰۷-۵۱۱ میلادی) نوروز مذهبی را به اعتدال بهاری ثابت کرد. در متون پهلوی مانند نرنگستان، نوروز کوچک (روز اول فروردین) و بزرگ (روز خرداد) تمایز داده شده و با اعمال جمشید  و نام‌گذاری «روز نو» مرتبط است.
 
همانطور که پیشتر اشاره شد،  متن مانوی  که به زبان کهن ایرانی نوشته شده و به مانوی (پیش از ۲۴۴ میلادی) نسبت دارد، یکی از کهن‌ترین این شواهد است: «آمد نوروز و نوشادی!»
 
از هرمز اول روشن کردن آتش در شب نوروز و از هرمز دوم دادن سکه عیدی مرسوم شد. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه جزئیات کاشت ۲۵ نوع حبوبات در ۱۲ ستون برای پیش‌بینی باروری را توصیف می‌کند. کتیبه‌های ساسانی و متون مانند بندهشن، نوروز را با گاهانبار‌ها و فروردیگان (۱۰ روز استقبال از فرشتگان) پیوند می‌دهند. این دوره، بر اساس دانشنامه ایرانیکا، اوج شکوفایی نوروز بود و آن را به عنوان نماد قدرت شاهنشاهی و مذهب زرتشتی تثبیت کرد. پایان‌نامه‌هایی مانند «علل ماندگاری نوروز» تأکید دارند که اصلاحات ساسانی، با وجود چالش‌های تقویمی، تداوم این جشن را تا امروز تضمین کرد.
پس از اسلام، نوروز با وجود چالش‌های اولیه، تداوم یافت و قدیمی‌ترین موارد آن در متون عربی-ایرانی ثبت شد. خلفای عباسی و اموی، با وجود مالیات سنگین، نوروز را برگزار می‌کردند و شاعرانی مانند فرخی، منوچهری و مسعود سعد سلمان قصایدی در ستایش آن سرودند.
 
بیرونی در قرن یازدهم، رسوم مانند کاشت هفت دانه، چیدن میز هفت‌سین (که ریشه در ساسانی دارد)، پاشیدن آب و هدیه شکر را توصیف می‌کند که مستقیماً از پیش از اسلام آمده است. در دوره سامانیان، آل بویه و غزنویان، نوروز با شکوه سلطنتی برگزار می‌شد و حتی حدیثی تایید آمیز از امام جعفر صادق(ع)  درباره نوروز، آن را سنتی مورد تایید اسلام قرار داد.
 
 در پایان‌نامه دانشگاهی «تحلیل تاریخی مقارن‌سازی جشن نوروز و غدیر در عصر صفوی»، پیوند این آیین با هویت شیعی بررسی شده و نشان می‌دهد چگونه نوروز در برابر مخالفت‌های اولیه علما مانند غزالی، با تکیه بر ریشه‌های ایرانی  در دوره صفوی، شاهان با برپایی چادر‌ها در اصفهان و توزیع هدایا، آن را به نماد قدرت تبدیل کردند .
 
 امروزه، با ثبت یونسکو در ۲۰۰۹، نوروز بیش از ۳۰۰ میلیون نفر را در ایران، افغانستان، تاجیکستان و مناطق دیگر متحد می‌کند.

 

منبع: تابناک
کد مطلب: ۳۸۸۶۴۲
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت