۱۰ دیالوگ برتر و نمادین تاریخ ژانر جنایی
دیالوگهای جذاب زیادی در ژانر جنایی وجود دارند، از آثار کلاسیک مثل On the Waterfront و The Godfather گرفته تا شاهکارهای مدرنی مثل The Departed. ژانر جنایی برای یک قرن پشتوانهی سینمای هالیوود بوده و این دیالوگها نشاندهندهی دستاوردهای بزرگ این ژانر است.
از ابتدای تولد سینما، جنایتکاران همیشه مورد توجه فیلمسازان بودند و به نوعی این دیالوگها علاقهی بیانتهای هالیوود به قانونشکنان را نشان میدهد. در ادامه با برترین دیالوگهای نمادین ژانر جنایی آشنا خواهید شد.
۱۰- «درست زمانی که فکر میکردم خارج شدم، من را به داخل کشیدند.» – مایکل کورلئونه در فیلم The Godfather III (1990)

فیلم The Godfather III چندان مورد استقبال طرفداران قرار نگرفت و به عنوان یک پسرفت به نسبت دو فیلم دیگر در نظر گرفته میشود. با این حال، یکی از بهترین دیالوگهای ژانر جنایی در این فیلم گفته شد.
سه گانهی The Godfather III تنها دربارهی اوج و فرود رئیس مافیا نیست، داستان تلاش، سقوط و رهایی مایکل کورلئونه از زندگیای است که هیچوقت قرار نبود آن را زندگی کند. این موقعیت تراژیک به همراه بازی دیدنی آل پاچینو باعث شد تا این دیالوگ در فرهنگ عام ماندگار شود.
۹- «مامان نگاه کن! من روی قلهی دنیا هستم!» – کودی جَرِت در فیلم White Heat (1949)

احتمالا این دیالوگ را شنیده و یا حتی خودتان آن را تکرار کرده باشید و نمیدانستید از کجا آمده است. حتی پس از حدود هشتاد سال، این دیالوگ از فیلم White Heat (1949) همچنان در گفتار روزمره وجود دارد و مردم از آن استفاده میکنند.
کودی جرت این جمله را پیش از آن که در یک انفجار جان خود را از دست بدهد میگوید؛ او پس از این که هدف گلوله قرار میگیرد، خود را در ماشین منفجر میکند. جرت همان گونه که زندگی میکرد از دنیا رفت، با تصمیم خودش. هرچند چه در زندگی و چه در مرگ، او از خودش ویرانی به جا گذاشت.
۸- «میخواید خشن بازی کنید؟ باشه. به دوست کوچولوم سلام کنید.» – تونی مونتانا در فیلم Scarface (1983)

دیالوگ تونی مونتانا نیز همانند مورد قبلی یکی از دیالوگهایی است که همچنان در میان مردم تکرار میشود. این دیالوگ در موقعیتهای مختلف استفاده میشود، از خلاصه کوتاه آن در موسیقیها گرفته تا استفادهی طنزآمیز در کارتونها.
همانند The Godfather 3، آل پاچینو یکی از رکنهای مهم ماندگاری این دیالوگ است و با شیوهی بیان خود به جذابیت این دیالوگ افزود. نه تنها شیوهی بیان او، بلکه خشونت و زبان بدن آل پاچینو در هنگام گفتن این دیالوگ اهمیت دارد.
۷- «میتونستم مدعی باشم.» – تری مالوی در فیلم On the Waterfront (1954)

شیوه و بیانی که مارلو براندو در فیلم The Godfather به بهترین شکل اجرا کرد، برای اولین بار در فیلم On the Waterfront (1954) توجهات را به خود جذب کرد. مارلون براندو تمایل داشت در نقشهایی بازی کند که تصور میشد برای حرفهی او زود است، رویکردی که میشود به آل پاچینو هم تعمیم داد.
بازیگران زیادی این دیالوگ را تکرار کردند، اما مارلون براند ملایمتی به صحنه اضافه میکند که به خوبی در راستای روحیهی شکستهی شخصیت او در فیلم است. روزهای مبارزه و شانس او برای کسی شدن گذشته و لحن مارلون براندو این حس را انتقال میدهد که تری مالوی دیگر حتی انرژی کافی برای عصبانی شدن برای این موضوع را ندارد.
۶- «نمیخوام محصول محیطم باشم، میخوام که محیط محصول من باشه.» -فرانک کاستلو در فیلم The Departed (2006)

دیالوگ فرانک کاستلو دیالوگ آغازین فیلم The Departed (2006) است و در میان دیالوگهای آغازین یکی از کاملترین و معنادارترین دیالوگها است. تاکید کاستلو بر این که میخواهد محیط محصول او باشد، درونمایهی اصلی فیلم را نشان میدهد.
چنین انگیزهای تمام شخصیتها، از جمله جنایتکاران و پلیسها، را هدایت میکند. هر دو گروه سعی میکنند فعال باشند، کنترل کنند و با هر چیزی که اختیار آنها را کم کند مقابله میکنند. این دیالوگ نمادین فیلم The Departed تاثیرگذار است چرا که معنای آن را میتوان به کل ژانر جنایی و حتی زندگی واقعی گسترش داد.
۵- «توی خواب بهم شلیک کردی، بهتره که از خواب بیدار شی و ازم عذرخواهی کنی.» آقای سفید در فیلم Reservoir Dogs (1992)

کوئنتین تارانتینو در ابتدای حرفهی کاریاش خود را به عنوان یک استاد ژانر جنایی و دیالوگنویسی معرفی کرد. هر کدام از دیالوگهای فیلمهای Reservoir Dogs و Pulp Fiction را میتوان وارد این لیست کرد.
فیلم با چهرهی خونسرد هاروی کیتل آغاز میشود که در ادامه این دیالوگ را به آقای بلوند میگوید. این جمله و دیگر جملههای فیلم در نسلهای مختلفی تکرار شدند، اما تنها تعداد کمی توانستند به اندازه این دیالوگ قدرتمند باشند.
۴- «کینگ کنگ به گرد پام هم نمیرسه.» – آلونزو هریس در فیلم Training Day (2001)

تاریخ سینمای ژانر جنایی پر از پلیسهای فاسد است، اما کمتر شخصیتی توانسته به اندازهی آلونزو هریس با بازی دنزل واشنگتن در فیلم Training Day جذاب باشد. هنرنمایی دنزل واشنگتن در زمانی که فساد او برملا میشود بینظیر است و همچنان یکی از نقطههای درخشان حرفهی او محسوب میشود.
این دیالوگ تلاش ناامیدانه برای قدرتی است که دارد از دست میدهد و فیلم را به اوج میرساند. این صحنه یک کلاس درس برای رساندن بازی به بالاترین حد بدون اغراق است.
۳- «تا جایی که یادم میآید، همیشه دوست داشتم که گانگستر شوم.» – هنری هیل در فیلم Goodfellas (1990)

این دیالوگ نیز یکی از افسانهایترین دیالوگهای آغازین در تاریخ سینما است. به نوعی، این فیلم نقطه مخالف دیالوگ مایکل کورلئونه در فیلم The Godfather III است. هنری هیل این دیالوگ را زمانی میگوید که مجبور میشود زندگی خلافکارانه را کنار بگذارد.
یکی از دلایل ماندگاری این موقعیت همراهی موسیقی Rags to Riches تونی بِنِت با ترکیببندی صحنههای روایت هنری هیل است. در این تصویر نور قرمز چراغ عقب ماشین روی هنری هیل افتاده که تداعیگر معامله با شیطان است و صحنه را برای اوج و فرود او در فیلم Goodfellas آماده میکند.
۲- «هیجان اصلی خود کاره.» – مایکل چریتو در فیلم Heat (1995)

فیلم Heat شاهکار مایکل مان محسوب میشود؛ داستان سرقتی که شکست میخورد و منجر به یک تعقیب و گریز تمام عیار میشود. البته داستان بیشتر از اینها است و شخصیتها تصمیماتی را میگیرند که به نوعی آنها را از مسیر منحرف میکند.
در یک صحنهی مهم، شخصیت رابرت دنیرو سعی دارد تا مایکل چریتو را از یک سرقت خطرناک منصرف کند چرا که او به این پول نیازی ندارد. اما مایکل چریتو میخندد، در ادامه این دیالوگ را میگوید و سپس در این سرقت خودش را به کشتن میدهد.
۱- «پیشنهادی بهش میدم که نتونه ردش کنه.» – ویتو کورلئونه در فیلم The Godfather (1972)

مشخصا، رتبه اول این لیست متعلق به این دیالوگ بود. هیچ فیلم درام-جنایی به اندازه فیلم The Godfather تاثیرگذار نبوده و هیچ دیالوگی به اندازه این دیالوگ نمادین نیست. این جمله، دیالوگ معروف دن ویتو کورلئونه و نقطه اوج موفقیتهای حرفهای مارلون براندو است.
این جمله جذابترین دیالوگ تاریخ سینمای جنایی محسوب میشود و نشاندهندهی شخصیتی با تسلط بر تمام امور است. این دیالوگ معانی و مفاهیم ضمنی زیادی دارد و به خوبی نشاندهندهی قدرت دنیای جنایتکاران زیرزمینی است.
دیدگاه