پشت پرده سینمای ایران/ وقتی «بیلبورد» یک سلبریتی نمایشی بیش نیست

آناهیتا درگاهی اینبار مجبور است در فیلمی‌ هم نقش بازی کند و هم خودش باشد. این هزارتوی هراس آلود پشت پرده‌های سینما را عیان می‌سازد.

پشت پرده سینمای ایران/ وقتی «بیلبورد» یک سلبریتی نمایشی بیش نیست

ونوس بهنود- فیلم «بیلبورد» به کارگردانی سعید دشتی و تهیه‌کنندگی محمدرضا مصباح هر چند در ژانر معمایی و جنایی اما اثری است که اینبار خود سینما را هدف قرار داده است. یک 24 ساعت زندگی با یک سلبریتی بسیاری از واقعیت‌هایی که حتی خود سینماگران نیز می‌دانند و شاید به زبان نمی‌آورند، روی دایره می‌ریزد.

سوژه مورد نیاز جامعه امروز

در هجمه سوژه‌های تکراری و فیلم‌های مبتذل کمدی، دشتی یکی از واقعیت‌های موجود را انتخاب کرده و مخاطب را از فریب‌های اینستاگرامی ‌زندگی‌های پر زرق و برق چهره‌های سینمایی به آنچه واقعیت دارد می‌کشاند.

ویدیو‌ها و استوری‌های فریبنده با بزک و دوزک در بازی درگاهی می‌شکند.او به ظاهر در فیلم نام آناهیتا شمس را دارد ولی همه می‌دانیم که یک چهره است.

همه چیز از اعتراض‌های قلدرمابانه او در محل فیلمبرداری آغاز می‌شود. اعتراض‌هایی که او به همه پیرامون خود دارد و از همه پیرامون خود نیز دریافت می‌کند.ماجرا با دزدیدن تنها دخترش ادامه پیدا می‌کند و تا پایان فیلم آدم ربا او را وادار به کارهایی می‌کند که حتی برای یک انسان عادی نیز وحشت‌آفرین است.

دشتی معضل فریب دنیای مجازی را به خوبی در این فیلم تصویر کرده است. زندگی پر از فریب سلبریتی‌ها و سوءاستفاده‌های مکرر از جایگاه‌شان.

اینکه برخی از آنها همه چیز را بدون استثنا همه چیز را قربانی می‌کنند تا به شهرت و مقبولیت برسند.

ما اضطراب اول شخص را فهمیدیم

اما بازی مقبول آناهیتا درگاهی با کارگردانی سنجیده دشتی می‌تواند مخاطب را با ترس‌های یک سلبریتی نیز همراه سازد.

 

در جاهایی به او حق می‌دهیم و به جای اینکه احساس کنیم قربانی عوام فریبی او شده‌ایم، خود او را نیز قربانی می‌دانیم.

کادرهای دشتی در فیلم بسیار مستند و واقعی است. تلاش کرده از فضاهای باز و بسته برای اصل ماجرایی که نقل می‌کند به درستی استفاده کند. همه جا آدم ربا چون سایه‌ای با آناهیتا و در اصل با ماست.

pana-1659486

هر چند که آدم ربا در حال انتقام گرفتن از اوست اما ما این اضطراب را درک می‌کنیم و منتظر خاتمه آن می‌ایستیم.

دشتی یک داستان را با نقطه شروع، نقاط عطف و نقطه پایان درست تعریف می‌کند. مخاطب تا انتها می‌نشیند و بعد از خاتمه نیز دیدن فیلم را توصیه می‌کند.

ارائه تصویر جدید از قهرمان

آناهیتا در ابتدای داستان، در نشست خبری فیلم خود با تحمیل آدم ربا می‌گوید همه چیز در این سینما دروغ است. فقط پول مهم است و هنر هیچ اهمیتی ندارد. او حتی از تعرض به زنان بازیگر، رانت‌ها و ورود پول‌های کثیف و ساخت فیلم‌ها با مفاسد پشت پرده آن می‌گوید.

او را مجبور کرده‌اند که این واقعیت‌ها را بر زبان بیاورد اما در واقع دارد حقیقت را بیان می‌کند.بر خلاف تطهیر غیرواقع برخی فیلم‌ها می‌خواهد به مردم هشیاری بدهد.

دشتی با سلبریتی درهم شکسته خود قهرمانی پوشالی را در هم شکسته و آن را برای جامعه بازنویسی کرده است.

این کارگردان در نشست خبری اذعان کرد که ثروت و شهرت می‌تواند برخی را از خانواده دور کند اما مروری به زندگی آدم‌های مشهور نشان می‌دهد اغلب در زندگی شخصی و خانوادگی حفره‌هایی دارند که آن‌ها را از تبدیل شدن به یک الگو باز می‌دارد.

آدم ربا با بازی امین حیایی در نهایت با معرفی خود انتقام قتل خود که 10 سال پیش به دست آناهیتا اتفاق افتاده را از او می‌گیرد. زمانی که عاشقش بوده اما آناهیتا با دروغ و ریا حتی او را ترک کرده تا به شاهین برسد و پیشرفت کند. مردی که بعدها با او ازدواج می‌کند اما کارش به جایی می‌رسد که در جمعی می‌گوید روزی او را می‌کشد.

آناهیتا نماد قهرمانی پوشالی است که مردم برای داشتن یک عکس با او حاضرند سر و دست بشکنند. در رویایشان با او همکلام می‌شوند و در آرزوهایشان با او همکاری می‌کنند و دوست دارند هر کاری که می‌کند، هر لباسی که می‌پوشد هر جایی که می‌رود، هر غذایی که می‌خورد را تقلید کنند.

 

دشتی بیلبوردهای کذایی را در هم می‌شکند. باید زوایه دید را تغییر داد و به سمت حقیقت بازگرداند.

 

منبع: خبر فوری
کد مطلب: ۳۸۷۶۸۴
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت