نقاشی جدید مرتضی اسدی برای بچههای شهید میناب
مرتضی اسدی پس از حمله وحشیانه آمریکا به مدرسه شجره طیبه و شهادت دختران و پسران ایرانی، نقاشی جدیدی خلق کرد.
مرتضی اسدی هنرمند نقاش باسابقه، در پی حمله وحشیانه آمریکا به مدرسه شجره طیبه و شهادت دختران و پسران ایرانی، نقاشی جدیدی را با تکنیک اکرولیک و در اندازه ۱۰۰ در ۱۵۰ سانتیمتر خلق کرد.
مرتضی اسدی هنرمند باسابقه نقاش، از دهه پنجاه کار خود را به صورت جدی و حرفهای از هنرستان هنرهای زیبای پسران آغاز کرده است. دیپلم نقاشی خود را سال ۱۳۵۷ از هنرستان هنرهای زیبا گرفته و مدرک لیسانس نقاشی را از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۷ و فوق لیسانس ارتباط تصویری (تصویرسازی) را از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۵ دریافت کرده است. وی سال ۱۳۹۱ نیز دکترای خود را در رشته پژوهش هنر از دانشگاه شاهد گرفت. او سابقه تدریس در دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، دانشکده هنر و معماری دانشگاه یزد، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، دانشکده هنر دانشگاه اصفهان و دانشگاه سوره تهران را در کارنامه دارد و شاگردان بسیاری را تربیت کرده است که برخی از آنها بسیار نامآشنا هستند.
میتوان گفت در آثار اسدی، طبیعت نقش اصلی را ایفا میکند اما طبیعت ذهنیاش در قالب فرم و فضای خلاصه شدهتری نمود دارد که هر کدام مفهومی را منتقل میکنند. حس و حال و رنگ آثار مرتضی اسدی گرچه فضایی مینیمال دارد، اما حرفهای ناگفته بسیاری را میتوان با تأمل بیشتر، از این آثار درک کرد.
مرتضی اسدی در گفتگویی که آبان سال ۱۴۰۲ داشت، درباره موضعش در نقاشی گفت: من تا هر جا که دلم بخواهد در مورد بچههایی که برای این مملکت زحمت کشیدند چه آنها که زیر خاک رفتند، چه آنها که استخوانهایشان شکست، چه آنهایی که گوشه عزلت اختیار کردند و … کار انجام میدهم. ممکن است ظاهر تابلوهای من منظره و طبیعت باشد اما از همینها در آثارم میگویم و نیازی ندارم خیلی رک در موردشان صحبت کنم، چراکه هر مخاطبی باید برداشت خودش را داشته باشد. بالاخره من در کشوری زندگی کردهام که هشت سال با جنگ عجین بود و هموطنان من کشته و شهید، اسیر، آواره و جانباز شدند و مگر میشود نسبت به این موضوع بیتفاوت باشم؟
وی تصریح کرد: بنابراین باید در عین اینکه بینالمللی فکر میکنم، منطقهای عمل کنم، چراکه زبان نقاشی، زبانی جهانی محسوب میشود و وقتی نقاشی من را نگاه میکنند، میگویند متعلق به شرق و به ویژه ایران است و همه تلاش من همین است که هر مخاطبی اثر من را مشاهده کرد، بگوید که متعلق به یک ایرانی است و همین برای من کافی است، چون من میخواهم از فرهنگ مملکت خودم بگویم. ممکن است اشتراکات اجتماعی با برخی کشورها داشته باشیم اما متعلق به ما نیست و من اینجا در این کشور، میتوانم بگویم ایرانی هستم. بنابراین همه در این جغرافیا میتوانند کار کنند و در خارج از ایران شاید بتوان یک اثر ساختارمند مرتبط با فرهنگ کشور مقصد خلق کرد!
دیدگاه