۱۰ مورد از خشنترین فیلمهای یک دهه اخیر سینما
وقتی صحبت از اکشن روی پردهٔ سینما میشود، خشونت شکلهای مختلفی به خود میگیرد. در یک سوی این طیف، اکشنهای ابرقهرمانی قرار دارند؛ جایی که قهرمان میتواند از میان یک دیوار عبور کند و چند ثانیه بعد، با یک شوخی ساده و کمی تبلیغ پنهان محصول، همهچیز را پشت سر بگذارد. اما در سوی دیگر، آدمهایی را میبینیم که تا مچ پا در خون ایستادهاند، اعضای بدن مثله شده، اسلحههایی که هنوز شلیک میکنند و با این حال، هنوز ۴۰ دقیقه تا پایان فیلم باقی مانده است.
در این مطلب میخواهیم ۱۰ مورد از خشنترین فیلمهای یک دهه اخیر سینما را معرفی کنیم.

خشنترین فیلمهای ۱۰ سال اخیر سینما
۱۰ – John Wick: Chapter 4 (2023)
۹ – Mandy (2018)
۸ – The Sadness (2021)
۷ – Terrifier 2 (2022)
۶ – The House That Jack Built (2018)
۵ – Deadpool & Wolverine (2024)
۴ – Revenge (2018)
۳ – Sisu (2022)
۲ – Green Room (2016)
۱ – Brawl in Cell Block 99 (2017)

۱۰ – John Wick: Chapter 4 (۲۰۲۳)
John Wick: Chapter 4 این سؤال را مطرح میکند: آیا اصلاً کسی در این دنیا هست که آدمکش آموزشدیده نباشد؟ آیا نانوایی پیدا میشود که فقط نان بپزد و سکههای آدمکشی را بهعنوان پول قبول نکند؟ چهارمین قسمت مجموعه جان ویک که زمانی تصور میشد پایان این فرنچایز باشد، بازگشت کیانو ریوز را در نقش آدمکش آدمکشان، جان ویک، رقم میزند. این بار جان اسلحه خود را به سمت میز اعظم میگیرد که شورای حاکم بر دنیای رو به زوال آدمکشهاست.
هرکدام از فیلمهای مجموعه جان ویک میتوانند مدعی عنوان خشنترین فیلم دههٔ اخیر باشند، اما تنها راه تاجگذاری واقعی، شمارش تعداد کشتههاست. جان ویک: فصل ۴ رکورد جدیدی برای کشتار توسط جان ویک ثبت میکند و شمار قربانیان او را به حدود ۱۴۰ نفر میرساند. حالا باید منتظر ماند و دید آیا جان میتواند این عدد را در قسمت پنجم اعلامشدهٔ مجموعه پشت سر بگذارد یا نه.

۹ – Mandy (۲۰۱۸)
فیلم اکشن-ترسناک Mandy در روایت داستان انتقامجویانهاش هیچ ترمزی ندارد. در این فیلم خشن، نیکلاس کیج در نقش رد میلر ظاهر میشود؛ مردی با گذشتهای پر از خشونت که زندگی آرامی را در کنار دوستدخترش، مندی (آندریا رایزبرو)، آغاز کرده است. این آرامش رؤیایی زمانی فرو میپاشد که یک فرقهٔ مذهبی در نزدیکی محل زندگیشان، مندی را ربوده و به قتل میرساند و میلر را وارد مسیری توقفناپذیر از انتقامی غرق در خون میکند.
مندی با تصاویر توهمانگیز و صحنههای اغراقآمیز خشونت، خیلی زود به فیلمی کالت تبدیل شد؛ فیلمی که طرفدارانش سبک منحصربهفرد آن را تحسین کردند. کیج در این نقش به سطحی غریزی از خشم دست پیدا میکند و اندوه و خشم، او را از یک نبرد به نبرد بعدی میکشاند. در فیلم، خشونت نیز همپای کیج، یکی از بازیگران است که به عنوان ابزاری برای کنترل، باور عمیق و در نهایت انتقام، در داستانی دربارهٔ سوگواری و دوزهای سنگین مواد مخدر شیمیایی عمل میکند.

۸ – The Sadness (۲۰۲۱)
در فیلم ترسناک تایوانی The Sadness، یک ویروس مرگبار انسانها را به موجوداتی دیوانه و بهشدت خشن تبدیل میکند. این فیلم، داستان جیم (برانت ژو) و کت (رجینا لی)، زوجی جوان را دنبال میکند که در تلاشاند در حالی که شهرشان در موجی از خشونت غیرقابلتصور غرق شده، دوباره یکدیگر را پیدا کنند، خشونتی که از سوی انسانهایی بروز میکند که تا پیش از آن، کاملاً آرام و متمدن به نظر میرسیدند. اما حتی اگر آنها از این جهنم جان سالم به در ببرند، هیچ تضمینی وجود ندارد که خودشان به ویروس آلوده نشوند و به همان هیولاها تبدیل نگردند.
اگر مارکی دو ساد با یک ماشین زمان به دنیای امروز منتقل میشد، غم و اندوه فیلمی بود که سناریوش را مینوشت. لحظات کوتاهی از آرامش در ابتدای روز قهرمانان داستان وجود دارد، اما پس از آن، هر صحنه ترکیب تازهای از تباهی و خشونتِ شادمانه را ارائه میدهد؛ صحنههایی که افراد با تحمل روانی پایین را وادار میکند به بهانهای اتاق را ترک کنند. The Sadness یکی از بیرحمانهترین فیلمهای ترسناک در ژانر زامبی است و برای تماشاگرانی که با تصاویر آزاردهنده مشکلی ندارند، تجربهای فراموشنشدنی محسوب میشود.

۷ – Terrifier 2 (2022)
آرت دلقک (دیوید هاوارد تورنتون) به یکی از نمادهای سینمای وحشت برای نسل جدید تبدیل شده است؛ شخصیتی که در هر قسمت از مجموعه Terrifier، مرزهای خشونت و خونریزی در ژانر اسلشر را یک پله بالاتر میبرد. در واقع هر سه فیلم ترساننده شایستهٔ حضور در چنین فهرستی هستند، اما در اینجا سراغ متعادلترین آنها میرویم: ترساننده ۲.
Terrifier 3 با جابهجایی فضای داستان به حالوهوای کریسمس، طرفداران خاص خودش را دارد، اما Terrifier 2 نشان داد که دیمین لئونه، نویسنده و کارگردان فیلم، میتواند داستانی عمیقتر را در کنار جلوههای بصری بهشدت خشن و خونین قرار دهد؛ عناصری که بلیتها را به شکلی بیسابقه برای یک فیلم ترسناک مستقل فروختند. تمرکز بیشتر روی روایت، توجه را از روشهای خلاقانهٔ مثلهکردن و شکنجه دور نکرد، در حالی که ترساننده ۲ یک قتل به شدت بیرحمانه دارد که استاندارد تازهای برای صحنههای قتل طولانی در سینما تعریف کرد. حالا فقط زمان مشخص میکند که آیا آرت میتواند در حضور چهارم و احتمالاً آخر خود در این فرانچایز، باز هم از این حد فراتر برود یا نه.

۶ – The House That Jack Built (2018)
در The House That Jack Built، یک قاتل زنجیرهای بدون ذرهای پشیمانی، داستان یک عمر اعمال نفرتانگیز خود را بازگویی میکند. در این فیلم به شدت خشن، مت دیلن در نقش جک ظاهر میشود؛ روانپریشی آشفته، اما با ظاهری خونسرد، که قتل را بهعنوان شکلی سادیستی از هنر میبیند. فیلم از طریق مجموعهای از فلشبکها، تماشاگر را به سفری حالبههمزن در خاطرات قتلهای متعدد جک میبرد؛ سفری که همزمان با توجیهات او برای رفتارهای غیرانسانیاش روایت میشود.
خانهای که جک ساخت مملو از خشونت بیوقفه نیست، اما همان لحظاتی که خشونت رخ میدهد، شوکآور بوده و اثری ماندگار بر ذهن تماشاگر میگذارد. بسیاری از فیلمهای خشن، اعمال خشونتآمیز را در چارچوب رسیدن به یک هدف یا دفاع از کسی یا چیزی توجیه میکنند، اما این فیلم، خشونت را به شکلی بیدلیل و گاه دلخراش جلوی چشم ما قرار میدهد. فیلم بهشدت بحثبرانگیز است، اما لارس فون تریه با دقتی استادانه، یک مطالعهٔ شخصیتی از شر مطلق ارائه میدهد که صحنهبهصحنه، آزاردهنده و فراموشنشدنی است.

۵ – Deadpool & Wolverine (2024)
مرد پرحرف بازمیگردد تا خطرناکترین عضو مردان ایکس را کلافه کند. در Deadpool & Wolverine، برای جلوگیری از نابودی کامل دنیایش، ددپول (رایان رینولدز) سراغ نسخهای از وولورین از جهانی دیگر میرود؛ نسخهای که هیچ علاقهای به همکاری تیمی ندارد. آنها در حالی که اختلافاتشان را، زخم به زخم و ضربه به ضربه حل میکنند، در نهایت به نقطهٔ مشترکی میرسند که میتواند رستگاری هر دو قهرمان را رقم بزند.
تا حدی غافلگیرکننده بود که دیزنی از ساخت سومین فیلم ددپول حمایت کرد؛ آن هم فیلمی که حتی در تیتراژ آغازینش هم از خشونت و کشتار ابایی ندارد. ددپول و وولورین با حضور پررنگ شخصیتهای مهمان و شوخیهای بیپرده و همیشگی، دقیقاً میداند مخاطب از فیلمی با محوریت این دو شخصیت کمیکبوکی چه انتظاری دارد. بلاکباسترهای پاپکورنی و فیلمهای خشن با درجهبندی R معمولاً در یک نقطه به هم نمیرسند، اما وقتی نام ددپول روی پوستر باشد، همهچیز به نحوی جور درمیآید.

۴ – Revenge (2018)
در Revenge، یک تفریح آخر هفتهای به قتلعامی خونین تبدیل میشود؛ زمانی که زن جوانی به نام جن (ماتیلدا لوتز) مورد تعرض جنسی قرار گرفته و رها میشود تا بمیرد. جن که مصمم است زنده بماند، در محیطی دورافتاده و بیابانی تمام توان خود را جمع میکند تا زخمهایش را درمان کند و در برابر مردانی که میخواهند صدایش را برای همیشه خاموش کنند، مقابله به مثل کند.
پیش از آنکه کورالی فارژا در The Substance به شکلی گروتسک، وسواس ما نسبت به زیبایی را به سخره بگیرد، با انتقام یک تریلر اکشن درخشان با موضوع انتقام را کارگردانی کرد. کلوزآپهای افراطی از پیامدهای خشونت، از بیرون کشیدن آهستهٔ تکهای شیشه از کف پا گرفته تا مورچههایی که روی شاخهٔ خونآلودی که از یک بدن بیرون زده حرکت میکنند، درد سوزان و روانفرسای هر لحظه را بهخوبی منتقل میکند. انتقام هرگز اجازه نمیدهد تماشاگر بهای بقا را فراموش کند و همین موضوع، عدالت جن را وقتی بر سر آن سه مردِ سزاوار شکنجه فرود میآید، شیرینتر و رضایتبخشتر میسازد.

۳ – Sisu (2022)
در فیلم اکشن لذتبخش Sisu، یک گروه از نازیها سراغ آدم اشتباهی میروند. آتامی کورپی (جورما تومیلا) جویندهٔ طلایی گوشهنشین در فنلاند است که با دستهای از نازیها به رهبری برونو هلدورف سنگدل (آکسل هنی) روبهرو میشود. با اینکه جنگ جهانی دوم رو به پایان است، تلاش نازیها برای کشتن آتامی و دزدیدن طلایش، آغاز یک رویارویی بهشدت خشن میان آنها و این مرد کارکشته در نبرد را رقم میزند.
در تماشای فیلمی که بیمقدمه وارد درگیری میشود و هرگز از این موضع عقبنشینی نمیکند، لذتی خالص وجود دارد. سیسو همواره روایت را ساده و متمرکز نگه میدارد و به این ترتیب، تمام توجه معطوف به نبردهای باشکوهی میشود که قهرمانی سرسخت را در مرکز خود دارند؛ مردی که از مردن سر باز میزند. سیسو هم در میان تماشاگران و هم منتقدان موفق بود و با امتیاز ۹۴ درصد در راتن تومیتوز درخشید. با توجه به موفقیت دنبالهٔ آن، Sisu: Road to Revenge، بعید نیست در آینده شاهد اعلام ساخت قسمت سوم هم باشیم.

۲ – Green Room (2016)
در تأییدی دوباره بر اینکه زندگی در اقتصاد گیگ (gig economy همانند یک گروه موسیقی بوده و افراد برای اجرای یک وظیفه موقت (مانند اجرای یک کنسرت یا تور) گرد هم آمده و پس از آن ممکن است دیگر همکاری خود را ادامه ندهند.) میتواند برای سلامتی خطرناک باشد، Green Room یک گروه پانک را وارد نبردی برای بقا میکند. پس از لغو ناگهانی یک اجرا، یک گروه موسیقی پانک برای پیدا کردن جایگزین، مرتکب اشتباهی مرگبار میشوند و تصمیم میگیرند اجرایشان را در یک بار متعلق به نئونازیها اجرا میکنند. بعد از آنکه شاهد یک قتل میشوند، اعضای گروه در اتاق سبز گیر میافتند؛ در حالی که پشت در، دستهای از قاتلان روانپریش تلاش میکنند وارد شده و ساکتشان کنند.
اتاق سبز هرگز متهم به زیبا جلوه دادن خشونت نمیشود، چرا که هر حملهای که به تصویر کشیده میشود، دردناک، پرآشوب و بهشدت واقعگرایانه به نمایش درمیآید. اگر فیلمهای بیشتری چنین رویکردی داشتند، خطر و تنش در بسیاری از داستانها واقعیتر و ملموستر به نظر میرسید، زیرا نمایش خشونت با این سطح از واقعگرایی، بلافاصله حس تهدید را بالا میبرد. بازیگران قدرتمندی مانند آنتون یلچین، پاتریک استورات و ایموجن پوتس به باورپذیری این وحشیگری کمک میکنند و Green Room را به یک کالت کلاسیک بدل میسازند که همچنان به لطف بازخوردهای دهانبهدهان، مخاطبان بیشتری پیدا میکند.

۱ – Brawl in Cell Block 99 (2017)
یکی از فیلمهای جنایی کمتر دیدهشدهای که شایستهٔ توجه بسیار بیشتری است، Brawl in Cell Block 99 است؛ فیلمی خشن، زمخت و بدون مصالحه در نمایش قساوت. وقتی بردلی توماس (وینس وان)، قاچاقچی مواد مخدر، در جریان معاملهای ناموفق دستگیر میشود، به هفت سال زندان با سطح امنیت متوسط محکوم میگردد. بردلی تصمیم دارد دوران محکومیتش را بیدردسر بگذراند، اما زمانی که یک کارتل همسرش را گروگان میگیرد، برای نجات او و فرزند متولدنشدهاش، به هر کسی که سر راهش قرار بگیرد رحم نخواهد کرد.
اس. کریگ زالر، نویسنده و کارگردان فیلم، مهارت خاصی در روایت داستانهایی دارد که طنز سیاه را با خشونتی حالبهمزن ترکیب میکنند؛ ویژگیای که در Bone Tomahawk و Dragged Across Concrete هم دیده میشود. با این حال، شورش در سلول ۹۹ سادگی جذابی دارد که آن را متمایز میکند. وینس وان در این فیلم کاملاً متفاوت از آن چیزی است که پیشتر دیدهایم؛ عاری از شخصیت خوشصحبت و دوستداشتنی همیشگیاش و با هیبتی سنگین، تهدیدآمیز و همواره خطرناک. Brawl in Cell Block 99 روایتی آرامسوز دارد، اما لحظات خشونت آن چنان ضربهای به معنای واقعی کلمه وارد میکنند که تأثیرشان از دهها فیلم اکشن پرهزینه با انفجارها و صحنههای عظیم، ماندگارتر است.
دیدگاه