هنر دمیدن روح در کالبد شیشه در کارگاههای ورامین
هزاران سال است که شعلههای آتش کورههای ورامین، نهتنها شیشه میسازند بلکه تاریخ و هویت یک ملت را در خود منعکس کردهاند. شهری که از عصر سلجوقیان تا امروز، با دستان هنرمندانش روحی زلال در کالبد شیشه دمیده و اکنون با تولید ۷۵ درصد آبگینه کشور، به پایتخت درخشان هنر شیشهگری ایران بدل شده است.
ورامین در طول قرنها یکی از درخشانترین کانونهای هنرهای سنتی ایران بوده و اکنون بیش از پنج هزار و ۶۰۰ هنرمند در ۶۴ کارگاه شیشهگری و آبگینه این شهرستان مشغول خلق آثار کاربردی و تزئینی هستند؛ آثاری که حاصل تلفیق هوش، ذوق و باور فرهنگی ایرانی است.
با توجه به غنا و کیفیت محصولات شیشه و آبگینه ورامین، این دیار ۲۲ دیماه سال ۱۳۹۹ به عنوان شهر ملی شیشه و آبگینه کشور در فهرست آثار ملی ثبت شد.
واحدهای شیشهگری ورامین از تکنیکهایی نظیر شیشه فوتی دستساز، استین گلاس، قالبی، شیشه موزاییکی و هزارگل، تراش شیشه، نقاشی روی شیشه، ماتکاری، خانه بندی، هم جوشی شیشه و میناکاری در تولید محصولات خود استفاده میکنند.
تکنیک شیشهگری فوتی
هنرمندان وقتی شیشهها را از کوره خارج میکنند، بسیار گرم و به شکل مذاب نیمه جامد است یک تکه از شیشه را برداشته و آن را روی لولهای توخالی میگذارد و در آن میدمد تا باد شود. شیشهگر از شیشههایی که باد میکند، میتواند بسیاری از چیزها را بسازد.
بنابر نظر هنرمندان اصیل این رشته، در عصر سلجوقیان که صنایع دستی و هنرهای سنتی در برخی رشتهها به اوج تکامل خود رسید، هنر آبگینه ورامین نیز در کنار رونق هنر آجرکاری سنتی، گچبری و صنایع دستی فلزی، با خلق آثاری ماندگار به شکوفایی رسید. هرچند در عصر حکومتگران بعدی و ایلخانان مغول، هنر شیشهگری در کشور رو به افول نهاد اما این هنر در دشت ورامین جایگاه خود را حفظ و از یکسو با یورش مغولان و تخریب منطقه تاریخی ری و کوچ مردم و هنرمندان آن دیار به منطقه ورامین و از سوی دیگر انتخاب و تثبیت این شهر به عنوان مقر اداری و اقتصادی ایلخانان، ورامین را تبدیل به یکی از کانونهای هنر و هنرمندان اصیل ایرانی کرد.
در این دوره و در کنار هنرهایی همچون معماری، آجرکاری، کاشی کاری و گچبری، هنر شیشهگری فوتی و آبگینه نیز رونق دوچندان پیدا کرد و استقرار کارگاههای بزرگ و کوچک شیشهگری و روی آوردن مردم هنرمند و هنر دوست آن به این هنر، ورامین را تبدیل به قطب هنر شیشه و آبگینه کرد.
باید گفت که در عصر صفویه نیز این هنر مورد توجه خاندان حکومتگر ایرانی قرار داشت و کارگاههای کوچک و بزرگی در ورامین، ری و نیشابور پدید آمد و با استفاده گسترده مردم از تولیدات آبگینه به عنوان ظروف مصرفی، تولیدات آن نیز رونقی دوباره یافت.
پس از سلسلههای افشاریه و زندیه، در دوران قاجاریه نیز با انتخاب تهران به پایتختی، شیشه و آبگینه ورامین از مجاورت با پایتخت بیشترین بهره را برد و دوران درخشان و طلایی خود را آغاز کرد به طوری که با دسترسی گسترده به منابع و مواد اولیه و استقرار کورههای بزرگ و کوچک در گوشه و کنار روستاها و مناطق پرجمعیت این دشت، آبگینه ورامین تبدیل به یکی از هنرهای ماندگار شد. به ویژه آنکه در این دوره، پس از کشف و استخراج نفت و دسترسی آسانتر به سوخت ارزان برای مصارف کورهها، از یک طرف تولید آجرهای نسوز خارجی و واردات آن به کشور و از طرف دیگر تهیه اکسید فلزات مختلف که امکان استفاده از رنگهای زیبا را برای استادکاران هنر-صنعت شیشه و آبگینه فراهم میکرد، تولیدات این گروه صنایعدستی و هنرهای سنتی را به چنان تنوعی رساند که هنر شیشهگری با نام ورامین عجین شد.
ظهور شیشهگری صنعتی در دوره قاجار
در دوره قاجار هرچند شاهد وجود ظرفهای زیبا و تزیینی ساخته شده با دو روش دمیدن آزاد و دمیدن در قالب بودهایم، اما ورود هنر شیشهگری سنتی به مرحله تولید صنعتی، رویدادی بود که در عصر این سلسله پس از گسترش روابط تجاری با غرب و اثرپذیری از انقلاب صنعتی اروپا به وقوع پیوست. در عصر پهلوی اول، شاه ایران با الهام از شاهعباس صفوی و برای احیای مجدد دوره اوج هنر شیشهگری، ۶ صنعتگر آلمانی را به ایران آورد و سعی در احیای این هنر کرد و به دنبال آن در نقاطی از تهران، ری و ورامین کارخانه و کارگاه شیشهگری ایجاد و افتتاح شدند که بعد از حدود یکصد سال، هنوز برخی از آنها فعال هستند.
امروزه نیز به مدد وجود منبع عظیم گاز به عنوان جایگزین نفت و گازوییل، تولید داخلی آجرنسوز برای ساخت کورهها، طراحیهای نو و تنوع محصولات در فرم، استفاده از قالبهای آماده و تولید آبگینه فوتی و قالبی و راهیابی به بازارهای جهانی، این هنر درخشانترین دوران حیات خود را سپری میکند. اگرچه معتقدیم کشور ما تا رسیدن به ظرفیت واقعی تولید شیشه و آبگینه به خصوص در حوزه صادرات هنوز فاصله دارد.
هرچند که زادگاه هنر و صنعت شیشهگری و آبگینه ورامین، منطقه خیرآباد و روستاهای اطراف آن از جمله خورین، محمود آباد است. اما در دیگر شهرستانهای دشت ورامین از جمله پاکدشت، قرچک و پیشوا نیز کارگاههای سنتی شیشهگری فعال بوده و هنرمندان آن به صورتهای مختلفی همچون شیشهگری فوتی، قالبی و فوتی - قالبی مشغول تولید آثار هنری خود هستند.
اما آنچه که بیان آن حائز اهمیت است، اینکه هر چند طی قرون مختلف، هنرهای تکمیلی روی شیشه و آبگینه قوت گرفته، اما امروزه با انجام اقدامات تکمیلی بر روی انواع تولیدات شیشه ایی که حالت تزیینی دارند، آثار بسیار زیبا و دارای ارزش هنری والایی به دست هنرمندان شیشهگر شامل تراش روی شیشه، مینای شیشه، نقاشی رو و پشت شیشه، همجوشی شیشه، معرق شیشه یا خانهبندی شیشه تولید میشود.
چالشهای هنرمندان شیشه و آبگینه
به گفته رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در سال گذشته تنها توسط ۱۴ کارگاه بزرگ و فعال، ۴۴۲ کانتینر انواع شیشه و آبگینه به ارزش ۳۲۲ میلیارد تومان به کشورهای آسیایی از جمله ترکیه، پاکستان، عراق و افغانستان صادر شد.
محمدرضا تاجیک، ارتقای کیفیت محصولات و دستیابی به بازارهای ملی و بینالمللی را مستلزم رفع چالشهایی مانند تامین بیواسطه مواد اولیه از جمله کربنات، سیلیس و اکسید فلزات و همچنین حمایتهای بانکی، بیمهای و تأمین انرژی عنوان کرد.
به گفته وی، ضعف در بستهبندی، بازاریابی تخصصی و صادرات مستقیم از دیگر مشکلات فعالان این صنعت است و ایجاد بازار ملی و پایانه صادراتی میتواند بسیاری از موانع را برطرف و زمینه ارزآوری و رونق اقتصادی را فراهم کند.
تاجیک انتخاب ورامین بهعنوان شهر ملی شیشه و آبگینه و شهر جهانی فرش دستبافت با طرح میناخانی را در گسترش اشتعالزایی و معرفی این شهرستان حائز اهمیت دانست.


دیدگاه