۵ مدرکی که نشان میدهد کورت کوبین به قتل رسیده
کرت کوبین، در سن ۲۷ سالگی، به یک نماد موسیقی تبدیل شد و صدایش چندین نسل را تحت تأثیر قرار داده بود. با این حال، آخرین فصل تراژیک زندگی او نه در ترانهها، بلکه در گزارش پزشکی قانونی ثبت شد.
طبق گزارش دفتر پزشکی قانونی شهرستان کینگ، رهبر گروه نیروانا در تاریخ ۸ آوریل ۱۹۹۴ با شلیک شاتگان به سرش (خودکشی) جان باخت. او را در آتریوم خانهاش در سیاتل پیدا کردند و در کنار او یک یادداشت دستنویس و یک شاتگان در دست چپش بود.
در آن زمان، کالبدشکافی به صورت عمومی منتشر نشد، اما اکنون گروهی از محققان جنایی مستقل نسخه کامل آن را در اختیار روزنامه دیلی میل قرار دادهاند و معتقدند این مدارک باعث شک و تردید در علت مرگ او که پیشتر اعلام کردهاند میشود. این تیم غیررسمی، کالبدشکافی و پروندههای صحنه جرم را بررسی کرده و نتیجه گرفتند که شواهد موجود میتواند به قتل اشاره داشته باشد، نه خودکشی.

برایان برنت، کارشناس بازسازی صحنه جرم، به الگوهای خون، شواهد موجود روی لباس و آسیب به دهان کوبین اشاره کرد و گفت این شواهد با سناریوی معمول خودکشی همخوانی ندارد. پس از بررسی دوباره تصاویر صحنه، برنت گفت لکه خون نادری را روی شلوار سمت چپ کوبین شناسایی کرده که آن را «بینظیر» توصیف کرده است. با افزایش وضوح تصویر در فتوشاپ، لکه خون مشخص شد و ویژگیهای رنگ، بافت و الگوی آن قابل تشخیص بود. برنت همچنین تأکید کرد که وضوح تصویر نشان میدهد این لکه نتیجه پردازش دیجیتال نبوده است.
مطالعهای که برنت و تیمش در نوامبر منتشر کردند، نشان میدهد که الگوی نامنظم پخششده این لکه با لکههای خون منتقلشده روی پارچههای دارای سطوح ناهموار مطابقت دارد. در نزدیکی مرکز لکه خون، یک بخش بدون لکه دیده میشود که با یک تا خوردگی در پارچه مطابقت دارد و احتمالاً مانع رسیدن خون به آن نقطه شده بود. برنت نتیجه گرفت که عدم لکههای مشابه روی جوراب و کفش چپ کوبین نشان میدهد لکه روی قسمت پایین شلوار سمت چپ ممکن است ناشی از تماس با دست یا سطح خونآلود بوده باشد.
او معتقد است در سناریوی خودکشی، خون معمولاً در اطراف سر جمع میشود، نه در پایین پا. بنابراین این احتمال وجود دارد که کسی بدن کوبین را جابهجا کرده باشد، هرچند هیچ یافته رسمی این تفسیر را تأیید نمیکند و در گزارشهای پزشکی قانونی نیز هیچ مدرکی از وجود چنین لکهای ثبت نشده است.

این تنها یک مورد از پنج سرنخ متمایزی بود که محققان میگویند نظریه آنها را تأیید میکند. برنت همچنین به خون روی پیراهن کوبین اشاره کرد و آن را نشانهای دانست که بدن او پس از جراحت مرگبارش ممکن است جابهجا شده باشد. او میگوید که کوبین پس از شلیک شاتگان همچنان خونریزی کرده و موقعیت خون نشان میدهد سر او به جلو خم شده است:
کوبین روی پیراهنش خونریزی کرده.
تحلیل پزشکی قانونی برنت نشان میدهد با توجه به زخم، خون از دهان، بینی و گوش چپ او باید مستقیماً روی گونهها، گردن و زمین میریخت، نه روی پیراهن. الگوی لکههای خون، بر اساس تحلیل جدید، نشان میدهد که سرش به جلو خم شده و چانهاش روی سینه قرار گرفته است، که باعث شده خون روی پیراهن بریزد.

تحلیلها نشان میدهد:
پس از شلیک شاتگان داخل دهان، بدن کوبین جابهجا شده یا از مکان دیگری در گلخانه قبل از صحنهسازی بدن، یا احتمالاً او را از کنار گاراژ تا گلخانه حمل کردهاند.
کالبدشکافی همچنین نشان داد که در بدن کوبین چندین ماده از جمله مورفین، کدئین، دیازپام و هروئین وجود داشته. ظبق سناریوی رسمی که پلیس سیاتل گفته، باور بر این است که کوبین هروئین تزریق کرده، ابزار مصرف را کنار گذاشته، از اتاق رفته و سپس شلیک کرده است. با این حال، نویسندگان در تحلیل جدید خود توضیح دیگری ارائه دادند که به گفته آنها، شواهد نظریه قتل را تایید میکند. آنها حدس میزنند که مواد مخدر احتمال دارد توسط شخص دیگری به او داده شده باشد تا او را ناتوان کند، هرچند هیچ مرجع رسمی این نتیجهگیری را تأیید نکرده است.

در گزارش کارشناسان آمده:
تزریق داخل وریدی هروئین به میزانی که سطح مورفین خون به ۱.۵۲ میلیگرم در لیتر برسد، احتمالاً خیلی سریع باعث مسمومیت و خوابآلودگی میشود و اجازه نمیدهد که رویدادهای فرضشده در سناریوی خودکشی اتفاق بیفتد.
گزارش همچنین اضافه میکند که اثر باقیمانده سرنگ نشان میدهد تزریق با نیروی کافی انجام شده که «به نظر نمیرسد توسط کوبین صورت گرفته باشد و میتواند با اقدام یک مهاجم مطابقت داشته باشد.»

روزنامه دیلی میل همچنین نسخه کامل گزارش کالبدشکافی که توسط محققان استفاده شده بود را بررسی کرده است. این سند نگاه بیرحمانهای به صحنه، جراحات کورت کوبین و مستندسازی دقیق پس از آن ارائه میدهد. دفتر معاینات پزشکی شهرستان کینگ، که هرگز گزارش کالبدشکافی را بهصورت عمومی منتشر نکرده بود، نه صحت و نه عدم صحت آن را تأیید نکرد. گزارش کالبدشکافی ارائهشده به دیلی میل توسط دکتر دونالد ری، رئیس دفتر معاینات پزشکی شهرستان، در تاریخ ۲۰ ژوئن ۱۹۹۴ امضا شده است.
طبق اسناد، پزشکی قانونی در ساعت حدود ۱۱ صبح روزی که کوبین پیدا شد، به تماس پاسخ داد و به محل اقامت او رفت، جایی که افسران پلیس سیاتل تیم او را به اتاق شیشهای بالای گاراژ جداگانه هدایت کردند. گفته میشود که کوبین به پشت دراز کشیده، سرش به سمت غرب و پاهایش به سمت شرق قرار داشته و لباسی شامل یک پیراهن بلند با طرح روی یک تیشرت سفید، شلوار جین با کمربند چرمی سیاه و چندین لایه شلوار دیگر پوشیده بوده است.
جورابهای سفید و کفشهای کانورس سیاه او بهطور مرتب بسته شده بودند، عکسهای موجود در گزارش کارشناسان و یادداشتهای کالبدشکافی این موضوع را نشان میدهند. طبق گزارش کالبدشکافی در جیبهایش پول نقد و سکه، همراه با کاغذهای مختلف، دفترچه آدرس و بلیطهای هواپیما از تاریخهای ۳۰ مارس تا ۱ آوریل پیدا شد. وسایل شخصی که در صحنه جمعآوری کردند شامل پول نقد، دفترچه آدرس، فندک و بلیطهای هواپیما از لسآنجلس به سیاتل در روزهای قبل بوده است.

همچنین مشخص شد که محققان هیچ مدرکی از درگیری نیافتند، جز یک شیشه شکسته در ورودی اتاق. یک تکه کاغذ کوچک جزئیات مربوط به مهمات شاتگان را نشان میداد:
Remington 20-گیج، گلولهای به طول تقریباً ۷ سانتیمتر، آماده برای شلیک سبک ۱۰۸۸۸۹۲۵.
صحنه حادثه همچنین شامل یک پوکه مصرفشده زرد ۲۰-گیج، یک جعبه سیگار با سرنگ انسولینمانند، تکههای شیشه از درب اتاق شیشهای و یک تکه کوچک پلاستیک با ماده سیاه شبیه قیر باقیمانده بوده است. تصاویر و توضیحات موجود در اسناد همچنین شدت و فاجعهآمیز بودن جراحت را نشان میدهد:
جراحت ورود گلوله: در سقف کام بالایی دهان، حدود ۱.۳ سانتیمتر عقبتر از دندانهای پیشین جلویی، یک نقص بیضوی به طول حدود ۱.۹ × ۳.۲ سانتیمتر ناشی از شلیک تفنگ شاتگان وجود دارد.
طبق گزارش کالبدشکافی، گلوله از سقف دهان رد شده و چندین استخوان در پایه و جلوی جمجمه را خرد کرده است. در ادامه گزارش آمده که مغز به شدت آسیب دیده و خونریزی گستردهای روی سطح آن مشاهده میشود؛ در حالی که بخش میانی مغز (Midbrain) کاملاً پاره شده است. تقریباً ۳۰ گلوله کوچک سربی و یک قطعه پلاستیکی تغییر شکل یافته از گلوله شاتگان از نیمکرههای مغزی او بازیابی شد.

اما به گفته برنت، فشار گاز و نیروی پسزنی در هنگام شلیک تفنگ شاتگان الگوهای خاصی از جراحات و پاشش خون ایجاد میکند، و او معتقد است جراحت کوبین با یک شلیک خودخواسته همخوانی ندارد. تحلیل آنها نشان میدهد الگوهای خون روی تفنگ شاتگان حاکی از آن است که شلیک در موقعیتی متفاوت از موقعیت پیدا شدن تفنگ صورت گرفته. طبق گزارشهای رسمی پلیس در آن زمان، تفنگ روی بدن کوبین قرار داشت و دست چپش روی لوله تفنگ بود.
محققان همچنین تأکید کردند که زخمهای گلولهای که در تماس مستقیم با سر ایجاد میشوند، بیشتر احتمال دارد خون را به سمت تیرانداز و اشیای اطراف بپاشند. آنها استدلال کردند که نیروی پسزنی باید باعث میشد تفنگ از دهان کوبین به عقب پرت شود. بنابراین اگر او دست چپ خود را روی لوله نگه داشته بود، باید آثار خون روی پشت دست چپ و لوله مشاهده میشد. اگرچه خون در شیارهای تفنگ دیده شد، اما تحلیلها میگویند هیچ لکهای روی دست او ثبت نشده است.

نویسندگان همچنین زاویه قرارگیری تفنگ در دهان کوبین را غیرعادی دانسته و معتقدند که باید مورد تردید محققان قرار میگرفت. گزارش کالبدشکافی نشان میدهد که شاتگان داخل دهان او شلیک شده و به سقف سخت دهان با زاویهای تقریباً ۳۵ تا ۶۰ درجه برخورد کرده است. محل جراحت نشان میدهد که لوله تفنگ در تماس یا نزدیک دندانهای بالایی عقب بوده. در شبیهسازیها، یک داوطلب گزارش داد که نگه داشتن تفنگ در این زاویه سخت و غیرطبیعی است.
طبق گزارش کالبدشکافی علاوه بر جراحت مرگبار سر، چندین زخم ناشی از سوزن روی ساعد راست و بخش جلویی آرنج کوبین ثبت شده که هر کدام با کبودی اطرافشان همراه بود. خالکوبیهای روی ساعد چپ، خراشهای در حال بهبود روی زانوها و پاها و چندین انگشتر روی هر دو دست نیز ثتب شدند.

لایههای لباس، شامل شلوار استتار، شلوار گرمکن خاکستری، لباس زیر حرارتی سفید و شورت سفید، با دقت به ثبت رسیدند. برنت میگوید این موضوع آخرین نشانهای بود که نظریه محققان را تأیید میکرد. او میگوید که تصاویر پلیس سیاتل نشان میداد سه لایه لباس زیر شلوار کوبین روی پای راستش جمع شده و ظاهری حجیم ایجاد کرده بود، در حالی که پای چپ شلوار ظاهری صاف و بدون جمع شدگی داشت. دفتر معاینات پزشکی شهرستان کینگ نتیجه گرفت که علت مرگ، شلیک تفنگ شاتگان (خودخواسته) به سر بوده است. سخنگوی پلیس سیاتل (SPD) به دیلی میل میگوید:
کورت کوبین در سال ۱۹۹۴ با خودکشی از دنیا رفت. موضع پلیس سیاتل هنوز هم همین است.
مرگ کوبین هنوز هم جزو یکی از مرگهایی محسوب میشود که بیش از هر مرگ مشهور دیگری دربارهاش تحقیق، بررسی، تحلیل و بحث شده است.

دیدگاه