واکنش تهیهکننده «در آغوش درخت» به جنایت دشمنان علیه ایران
محمدرضا مصباح، تهیهکننده سینما یادداشتی را درباره جنایت دشمنان آمریکایی و صهیونی علیه کشور و واکنش هنرمندان کشورمان نسبت به این جنایات، منتشر کرد.
محمدرضا مصباح، تهیهکننده «درآغوش درخت»، «پوست»، «یدو»، «بیلبورد» و … درباره به حمله دشمن آمریکایی- صهیونی به کشور و همچنین واکنش هنرمندان حوزههای مختلف نسبت به اظهارنظر در اینباره متنی منتشر کرد.
این تهیهکننده در یادداشتی که به طور اختصاصی در اختیار ایرنا قرار داده، نوشت:
«در سالی که کشور به لطف تحریم های ظالمانه کمک های استکبار دروغگو در محاصرهی تنگنای معیشت بود و نفس را به زحمت از سینه بیرون میداد، باری مضاعف و ظلم و تجاوزی آشکار بر شانه های خسته ملت مظلوم و روزه دار ایران بار شد.
جنگی تحمیلی که با هجوم وحشیانه به مدارس و کودکان آغاز شد و جهان روشن بین را در بهت و حیرت قرارداد. شور و غیرت دفاع زبانه کشید و ملت را به خیابان ها کشاند.
هر غیرتمندی از زن و مرد آماده جانفشانی شد و ای کاش فرصتی بود تا لباس رزم می پوشیدیم و در کنار مدافعان وطن در مقابل متجاوز نحس و نجس جان ناقابل فدا می کردیم اما حسرت و افسوس که امروز سهم ما فقط دعای خیر است و انتظار، حضور در مجامع است و امید، اظهار نظر است و اعلام انزجار و چه مردانه سهم خود را انجام دادند مردم مهربان و هوشیار این سرزمین تا در روزگاری که جامعه در سوگ، در زخم، در خشم و در عزایی بیپایان معلق مانده، چراغِ غیرت در این شبِ بلند خاموش نشود. و امیدِ به مردانگی به دست فراموشی سپرده نشود.
بهرهمندان دیروز در روز نیاز که امروز ناز میکنند
این جنگ به لطف خدای بزرگ به نفع ملت تاریخ ساز ایران تمام می شود و ملت فریاد پیروزی سر خواهند داد، اما آیا ما که به برکت این مردم رسانه و مخاطبی داریم سهم و وظیفه خود را نسبت به آنها انجام داده ایم یا اینکه ما بهرهمندان دیروز در روزِ نیاز، ناز می کنیم و میدان را خالی میگذاریم و هزینه را باز بر دوشِ همان اندک جماعت همیشگی میگذاریم؟
همان جماعتی که کنار لانچرها ذوب می شوند تا مبادا آبی در دل ما تکان بخورد و خدای ناکرده بنزین سفر نوروزی ما کم نشود تا بتوانیم در سواحل آرام کنار سفره های هفت سین و صد سین سال نو رو آغاز کنیم. آری می دانم وظیفه شان است، از مالیات ما حقوق می گیرند تا ذوب شوند، تا در وقت ضرورت فدا شوند تا آرامش ما فنا نشود.
امروز مطمئنا معرفت و مرام انسانی و ایرانی و نه حتی قدرشناسی اسلامی نمی گذارد از شدت تپش قلب بدون داروی آرامبخش خوابمان ببرد اما ...
راستش به بعضی خارج نشینان همه چیز به حراج گذاشته که امیدی نیست. آنان را در باتلاق انتظار کمک از دشمن که برای خود ساختهاند وا میگذاریم تا در آن بمانند و فربه تر شوند، اما آیا مردانگی ست ما که سالها در شرایط امن و بستر آرام در سینما و تاتر و موسیقی و ورزش قد کشیدیم، نام گرفتیم، جایزه اندوختیم و احیانا درآمد درو کردیم، امروز در لحظهی حساب، یا کنج عافیت بگیریم یا در میانه لحاف جاخوش کنیم و یا خدای ناکرده سمت دشمن بایستیم و مردم مظلوم دردکشیده را رها کنیم ؟
آیا سکوت و بیتفاوتی انتخابی منصفانه است؟
کیست که منتقد شرایط و مشکلات اقتصادی حاکم بر کشور نیست اما حالا که متجاوزی ملعون قصد پاره پاره کردن وطن نازنینمان را دارد سکوت و بی تفاوتی انتخابی منصفانه است ؟! حالا که چهره های مطرح و البته آزادیخواه فرهنگ و هنر دنیا نسبت به متجاوزین اعلام انزجار کرده اند ما ساکت باشیم ؟!
قطعا اگر بی تفاوت باشیم فقط بی وطن و عافیت طلب نیستیم، که این عین فرسایشِ اخلاق است؛ اخلاق انسانی یا به قول دیگران مرام آریایی.
ایمان دارم امروز اگر ملک مطیعی و شکیبایی و مشایخی و کشاورز و انتظامی زنده بودند مرام و مردانگی شان نمی گذاشت سکوت کنند.
اگر تختی و ناصر حجازی و هادی نوروزی و انصاریان و میناوند بودند غیرت ورزشکاری شان اجازه نمی داد در مقابل تجاوز کثیف ترین موجودات روی زمین بی تفاوت باشند.
اگر مرتضی حنانه و بنان و شجریان بودند لطافت و معرفتشان نمی گذاشت در مقابل تکه تکه شدن ۲۱۰ کودک و مجروح شدن بیش از ۱۵۰۰ طفل مظلوم بی زبان این خاک بی خیال باشند .
من ایمان دارم ایمان دارم امروز خسرو آواز ایران که خود جان خواندن ندارد در گوش خلفش می گوید که " همایون؛ ای ایران بخوان ".»
دیدگاه