اولین تجربههای سرامیکبنیان رقم خورد؛ تداخل زیستی در جهان معاصر!
«وضعیت سوم» نتیجه اولین دوره عملی «پروژههای بن آرت» است و آثاری را به نمایش گذاشته که با بهرهگیری از سنت کهن سرامیک، به بازخوانی مفاهیمی چون طبیعت و تداخل زیستی در جهان معاصر میپردازند.
جواد صفوی- نویسنده و منتقد؛ اقامت (رزیدنسی) هنری بهعنوان فضایی موقت برای زیستن، کار کردن و تجربهورزی هنرمند، پدیدهای مدرن نیست؛ بلکه ریشه در سنتهای قدیمیِ کارگاه، سفر و اقامت هنری دارد. از قرن نوزدهم به بعد، با شکلگیری آکادمیها، مستعمرههای هنری و برنامههای حمایتی، ایده «خروج هنرمند از زیست روزمره و تمرکز بر تولید در یک بستر مشخص» بهتدریج نهادینه شد.
یکی از نمونههای اولیه، کلونیهای هنری اروپا مانند باربیزون در فرانسه بود؛ جایی که هنرمندانی چون ژانفرانسوا میله و تئودور روسو در تعامل با طبیعت و یکدیگر، آثارشان را خلق کردند و سپس در سالنها و نمایشگاهها به نمایش گذاشتند. این الگو بعدها در قرن بیستم با شکلگیری رزیدنسیهای رسمیتر ادامه یافت؛ مانند کالج کوه سیاه (Black Mountain College) در آمریکا که هنرمندانی چون جوزف آلبرز، روبرت راوشنبرگ و جان کیج در آن، میان زندگی، آموزش و تولید هنری مرز روشنی قائل نبودند.
در نیمه دوم قرن بیستم، رزیدنسیها به بستری مهم برای تجربههای میانرشتهای، آزمودن مواد جدید و مواجهه با بسترهای اجتماعی و جغرافیایی متفاوت بدل شدند. هنرمندانی چون لوئیز بورژوا، ایوا هسه، بروس نومن و آنیش کاپور در مقاطع مختلف، از فضاهای اقامتی و کارگاهی خارج از استودیوی شخصی برای پیشبرد ایدههایشان استفاده کردند؛ آثاری که اغلب پس از این دورهها در قالب نمایشگاه، چیدمان یا پروژههای ویژه محیط باز به مخاطب عرضه شدند.
امروزه، نمایش آثار تولیدشده در رزیدنسی نهتنها امری رایج، بلکه بخشی از منطق معاصر هنر است: مخاطب با نتیجه یک فرایند مواجه میشود، نه صرفاً با شیئی مستقل. در این معنا، رزیدنسیها به فضاهایی برای «فکر کردن با ماده، مکان و زمان» تبدیل شدهاند و نمایشگاه، امتداد طبیعی این تجربه است.
در میان شاخههای مرتبط با هنرهای تجسمی، سرامیک از نخستین رسانههایی است که انسان برای بیان رابطه خود با بدن و طبیعت به کار گرفته است. از ظروف آئینی و پیکرههای پیشاتاریخی گرفته تا آثار معاصر، خاکِ پخته همواره حامل نوعی پیوند میان جسم انسان، زمین و امر زیستی بوده است. در بسیاری از فرهنگهای باستانی، فرمهای سرامیکی بهطور مستقیم به بدن ارجاع میدادند: لگنها، شکمها، دهانهها و بافتهایی که یادآور پوست، زخم یا اندام بودند.
در هنر مدرن و معاصر، این نسبت بهشکل آگاهانهتری بازخوانی شد. در نیمه قرن بیستم، هنرمندانی چون پیتر وولکوس با شکستن مرز میان سرامیک کاربردی و مجسمهسازی، به ماده گل اجازه دادند کیفیتی بدنی، خشن و ارگانیک پیدا کند. آثار او، که گاه شبیه تودههای زنده یا اندامهای متورم به نظر میرسند، سرامیک را وارد گفتگوی جدی با بدن و طبیعت کردند.
در ادامه، هنرمندانی مانند لوسیه ری با ظرافت فرمی و توجه به سطح و هانس کوپر با فرمهای عمودی و انداموار، سرامیک را به زبانی انتزاعی اما همچنان جسمانی رساندند. در دهههای بعد، این مسیر توسط هنرمندانی چون بتی وودمن، روث دوکلوت و کیتی کالن گسترش یافت؛ آثاری که همزمان به گیاه، اندام، زایش و فروپاشی ارجاع میدهند.
در هنر معاصر، پرداختن به بدن و طبیعت در سرامیک اغلب با مفاهیمی چون زیستمندی، آسیبپذیری، اکولوژی و حافظه ماده گره خورده است. هنرمندانی مانند جنیفر لی با فرمهای زمینزاد و پوستههای فرسوده، یا کلر توومه با تکرارهای بدنی و ریتمهای طبیعی، سرامیک را به رسانهای برای اندیشیدن درباره رابطه انسان با محیط، بدن و زمان بدل کردهاند.
در این سنت، سرامیک نه صرفاً مادهای برای ساخت، بلکه بدنی دیگر است: بدنی که میشکند، ترک میخورد، میسوزد و باقی میماند؛ درست مانند بدن انسان در مواجهه با طبیعت.
در میان هنرمندان معاصر ایران، آرزو زرگر هنرمند چند رسانهای و کیوریتور از ابتدای مسیر کاری خود در فضای سرامیک و سپس توسعه آن به دیگر رسانه های حوزه تجسمی، ارتباط مضمونی و ریشه ای با طبیعت، بدن انسان و جسمانیت موجودات زنده داشته و آثار او به طرز غریبی با مفاهیم زیست انسانی گره خورده است. او در دومین تجربه کیورتوری مستقل خود، با برپایی نمایشگاهی گروهی به نام وضعیت سوم که از ۵ تا ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ در گالری شیدایی برپاست، باز هم به سراغ مضامین مورد علاقه خود رفته است. آثار هشت هنرمند زن حوزه تجسمی شامل دلارام فغانی، سیما باقرزاده، هانیه خدابنده لو، نگار هنرپیشه، میترا زارعی، حمیده محبی، یاسمن صفاریان و هدیه نوبهار که در این نمایشگاه به نمایش درآمده با بدن، طبیعت و موجود زنده گره خورده است. آثار این هنرمندان حاصل تجربه زیسته آنها در فضای اقامتی است که توسط «پروژه های بن آرت» تدارک دیده شده بود.
«پروژه های بن آرت» در ابتدا پلتفرمی مجازی برای انتخاب و نمایش آثار هنرمندان سرامیک بنیان از سراسر جهان بود که در سال ۱۳۹۹ توسط آرزو زرگر بنیان نهاده شد. «پروژه های بن آرت» پس از دوران همه گیری کرونا با ایجاد فضای فیزیکی کارگاهی مناسب برای هنرمندان، بستری جهت خلق آثار سرامیک بنیان در ارتباط با نگاه خلاقانه هنرمندان و در راستای فضای فکری و رویکرد هنرمندانه آنها در خلق آثاری متاثر از نگاه به خویشتن ایجاد کرد؛ «وضعیت سوم» ماحصل اولین تجربه عملی این بستر است. از میان هنرمندان حاضر در این نمایشگاه، سیما باقرزاده، دلارام فغانی، یاسمن صفاریان و حمیده محبی نخستین تجربه های سرامیک بنیان خود را در قالب این اقامت هنری و در راستای فضای فکری آثار پیشین خود از حوزه های نقاشی و عکس ایجاد کرده اند. تلفیقی هنرمندانه که نخ تسبیح آن، رسیدن به ریشه های فکری مشترک مرتبط با تن، تنانگی و تداخل زیستی در جهان معاصر است.
دیدگاه