دو شاهکار سینمای کلاسیک در ستایش میهن‌پرستی

در این دو فیلم کلاسیک، تجاوز خارجی مرزی میان گروه‌های اجتماعی باقی نمی‌گذارد. در نتیجه، هر فرد باید در حد توان خود—چه با سلاح، چه با چاره‌جویی، چه با بازیگری—در دفاع از استقلال جمعی ایفای نقش کند.

دو شاهکار سینمای کلاسیک در ستایش میهن‌پرستی

سینمای جنگ، سینمای تقابل عیانِ خیر و شر است. از همان آغازِ یک فیلم جنگی مشخص است که، در مقام تماشاگر، دوستدار کی هستیم و خصم کی؛ با کی همدلیم و به کی بددل؛ مشتاق پیروزی کدام طرفیم و راغب به شکست کدام طرف. به همین دلیل پیام سینمای جنگ پیامی آشکار است و تماشاگرش را بلافصل تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

تصویر دلنشین اتحاد در «بودن یا نبودن» و «جلادها هم می‌میرند»

در روزهای که کشور ما مورد حمله دشمن قرار گرفته، فیلم دیدن حتی برای فیلم‌بینان حرفه‌ای هم کار بسیار سختی است. اما اگر برای قدری دوری از فضای جنگ هنوز دل و دماغ فیلم دیدن دارید، پیشنهاد می‌کنیم دو فیلم جنگی «بودن یا نبودن» ارنست لوبیچ (۱۹۴۲) و «جلادها هم می‌میرند» فریتز لانگ (۱۹۴۳) را تماشا کنید، اولی کمدی‌ای مفرح و دومی درامی نفس‌گیر که در القای عرق میهن‌پرستی از نمونه‌های بی‌مثال‌ ژانر جنگی‌اند.

در «بودن یا نبودن» لوبیچ (۱۹۴۲) و «جلادها هم می‌میرند» لانگ (۱۹۴۳)، مضمون مقاومت ملی، همبستگی اجتماعی و ضرورت ایفای نقش در برابر دشمن خارجی مشترک است؛ هرچند دو فیلم از دو مسیر روایی متفاوت—یکی طنزآلود و دیگری تلخ و معمایی—به آن نزدیک می‌شوند. با اینکه لحن و ژانر این دو شاهکار کلاسیک فاصله دارد، هر دو اثری واحد درباره معنا و مسئولیت «ایستادگی جمعی» در برابر اشغال نازی‌ها هستند.

«بودن یا نبودن» داستان گروهی بازیگر تئاتر در ورشوِ اشغال‌شده است که ابتدا سرگرم آماده‌سازی نمایشی ضدنازی هستند، اما با آغاز جنگ و ورود آلمان‌ها به ورشو ناچار می‌شوند برای نجات شیثبمه مقاومت لهستان، نقشی واقعی‌تر از نقش‌های صحنه‌ای خود بازی کنند. هجو، موقعیت‌های کمیک و تردستی‌های نمایشی همه در خدمت نشان دادن این است که هنر و نمایش، حتی در سخت‌ترین شرایط، می‌تواند سلاحی برای فریب دشمن و حمایت از مردم واقع شود.

لوبیچ نشان می‌دهد که بازیگران، که معمولاً بیرون از حوزه سیاست قرار می‌گیرند، در زمان بحران به عضوی از جبهه ملی بدل می‌شوند؛ به این معنا که هیچ‌کس—حتی اهالی هنر که تا پیش از جنگ صرفاً اشخاصی در حوزه نمایش و سرگرمی بودند—از مسئولیت دفاع در برابر تجاوز برکنار نیست. طنز فیلم روی این نکته استوار است که «بازی کردن» نه فقط حرفه، بلکه شیوه‌ای برای مقاومت می‌شود: تغییر هویت، جا زدن خود به‌جای افسران نازی و اجرای نقشه‌هایی که بر پایه نمایش است، ابزار بقای ملتی است که اجازه ندارد آشکارا بجنگد.

«جلادها هم می‌میرند» روایتی بسیار جدی‌تر و تیره‌تر دارد. فیلم با قتل رینهارد هایدریش به دست مبارزی چک آغاز می‌شود؛ عملیاتی الهام‌گرفته از واقعیتی تاریخی. مرد جوانِ ترورکننده برای گریز از تعقیب گسترده گشتاپو وارد خانه خانواده‌ای معمولی می‌شود—خانواده‌ای که نه عضو مقاومت‌اند و نه جنگجو. اما لانگ و برتولت برشت (که در نوشتن فیلمنامه اولیه مشارکت داشت) نشان می‌دهند که همین شهروندان عادی، بدون سلاح و تجربه نظامی، به بخشی از مبارزه ملی تبدیل می‌شوند، زیرا اشغال خارجی هر فرد را در موقعیتی اخلاقی قرار می‌دهد که انتخاب کند: همکاری یا مقاومت.

با پیشروی داستان، جامعه کوچک فیلم—استاد دانشگاه، دختر جوان، کارگر، کاسب، و حتی چهره‌های ظاهراً بی‌ربط—به‌تدریج شبکه‌ای از همبستگی می‌سازند. آنها با پنهان‌کاری، دروغ هدفمند، تغییر چهره‌دادن و ایجاد صحنه‌سازی‌هایی دقیق، مسیر تحقیق گشتاپو را منحرف می‌کنند. در اینجا نیز «نمایش» نوعی تاکتیک است: شهروندان چک در برابر نازی‌ها نقش‌هایی جعلی به خود می‌گیرند تا دشمن را سردرگم و مبارز واقعی را حفظ کنند.

در هر دو فیلم، ملی‌گرایی نه به معنای شعارهای پرطمطراق، بلکه به شکل "احساس مسئولیت مشترک" تعریف می‌شود؛ مسئولیتی که میان بازیگران تئاتر، خانواده‌های معمولی، هنرمندان، روشنفکران و فعالان زیرزمینی تقسیم می‌شود.

اتحاد، در این آثار، پیامد طبیعی این درک است که تجاوز خارجی مرزی میان گروه‌های اجتماعی باقی نمی‌گذارد. در نتیجه، هر فرد باید در حد توان خود—چه با سلاح، چه با چاره‌جویی، چه با بازیگری—در دفاع از استقلال جمعی ایفای نقش کند.

ایفای نقش و صحنه‌سازی، چه در قالب طنز پیش‌برنده لوبیچ و چه در قالب درام مهیب لانگ، به تمهیدی برای فریب نیروی اشغالگر و بازپس‌گرفتن کنترل از دشمن بدل می‌شود. هر دو فیلم این پیام را به وضوح منتقل می‌کنند که پیروزی در برابر نیروهای متجاوز تنها از راه اتحاد و مشارکت تک‌تک اعضای جامعه ممکن است؛ جامعه‌ای که وقتی همه آن «در صحنه» حاضر باشند، می‌تواند حتی بی‌رحم‌ترین ماشین سرکوب را شکست دهد.

 

منبع: همشهری
کد مطلب: ۳۸۸۶۹۴
لینک کوتاه کپی شد

پیوندها

دیدگاه

تازه ها

یادداشت