«نوروز نو»؛ نگاهی انسانشناسانه به نوروز باستانی
کتاب «نوروز نو»، با نگاهی انسانشناسانه، نوروز را به عنوان میراثی از کهنترین دورانها بررسی میکند و از منظر امروز به این رویداد فرهنگی مینگرد.
فصل بهار از نگاه ایرانیان تنها رویدادی از جنس طبیعت نیست، نوروز، میراثی است که از دل روزگاران کهن برای انسان باقی مانده است و چنان با فرهنگ مردم ایران زمین در همه گستره تمدن و فرهنگ آن گره خورده که به بخشی از انسانشناسی تبدیل شده است.
نعمتالله فاضلی، استاد بازنشسته انسانشناسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با مطالعه نوروز از منظر اجتماعی، کتاب «نوروز نو» را نگاشته است.
«نوروز نو» روایتی امروزی درباب گستردهترین، دیرپاترین، جهانیترین و انسانیترین جشن ایرانی است. روایتی فرارشتهای از فرهنگ شادمانی، گفتوگویی، تعاملی، مشارکتی، خلاق و سازنده ایرانی که میکوشد تا زندگی امروز را در گستره حوزه فرهنگی ایران بزرگ بازگو کند و پیوند و پیوستگیاش را با اقتصاد، سیاست، طبیعت، ارتباطات، توسعه، رسانهها و دیگر قلمروها و مقولات امروزی نشان دهد.
این اثر، پیوندهای نوروز با مسائل بزرگ ایران امروز، یعنی دموکراسی، توسعه، جهانی شدن، رسانهای شدن، کلانشهری شدن، زنانه شدن، آزادی و عدالت را در کانون خود قرار می دهد تا روایتی نو از نوروز کهن ارائه کند.
«نظریه نوروز»، «توسعه نوروزی»، «نوروز اندیشی»، «چرا نوروز؟»، «اگر نوروز نبود»، «نانوروز»، «دشمنان نوروز»، «نوروز امروزی»، «آینده نوروزی» و «نوروز آرمانی» بخشهایی از این کتاب هستند.
«نوروز نو» نوشته نعمت الله فاضلی، در ۲۰۰ صفحه توسط انتشارات همرخ، در تیراژ هزار نسخه، منتشر شده است.
بخشی از کتاب
«در جستار «حقیقت نوروزی» خواهم گفت که بنیان نوروز، خلق آرمانشهری است که انسانها بکوشند شادی، انصاف، عدالت، آزادی، مهربانی، آسودگی و حقیقت پیشه کنند و نیازی به دوزخ نباشد. نوروز، سرمایه است؛ سرمایهای که میتواند مسیر توسعه را هموار کند و بهبود بخشد. البته، اگر به آن نگاه توسعهای بیفکنیم و بخواهیم و بکوشیم از آن برای توسعه بهره ببریم. تاکنون جشنهای نوروزی را جدا از توسعه دیده و یافتهایم.
گاه با برجسته کردن آسیبهای آتش بازی چهارشنبه سوری، خرافی دانستن سیزده به در و تأکید و توجه به مغایرت دینی و سیاسی نوروز با اسلام سیاسی، جشنهای نوروزی را به حاشیه راندهایم. نمیتوان انکار کرد که نوروز با دو دشمن و رقیب قوی رو به روست: بنیادگرایی و بازار. بنیادگرایی تحمل نوروز را ندارد و آن را مغایر سیاستهای هویت سازی دینی و رسمی میپندارد؛ و بازار نیز نوروز را به مصرفگرایی و مصرف افراطی میکشاند و تقلیل میدهد.»
دیدگاه