سهگانه جنگ ستارگان احیا میشود
فیلم The Mandalorian and Grogu نه تنها فرنچایز Star Wars را دوباره به پرده سینماها برمیگرداند، بلکه یکی از راهبردهای مهم سهگانه اصلی را احیا میکند.
این فیلم نخستین حضور بزرگ Star Wars روی پرده پس از گذشت هفت سال از نمایش The Rise of Skywalker است که پایاندهنده داستان خاندان اسکایواکر بود. روایت فیلم مدتی بعد از رویدادهای فصل سوم The Mandalorian دنبال میشود؛ جایی که دین جارین با بازی پدرو پاسکال، اکنون مشغول انجام مأموریتهای قانونی است و از سوی سرهنگ وارد از جمهوری جدید مأمور میشود تا فرزند جابا هات یعنی روتا را نجات دهد تا از طریق او به سرنخهای یک هدف بزرگتر برسند.
پیش از اکران فیلم در تاریخ ۲۲ مه (۱ خرداد)، اش کراسان از اسکرینرنت در یک رویداد ویژه مطبوعاتی از جان فاورو درباره The Mandalorian and Grogu پرسید. فاورو با اشاره به ابزارهای فیلم که به نمایش درآمده بودند، توضیح داد که این وسایل شامل ماسکهای ساختهشده توسط Legacy Effects و همچنین اجزایی از پروژه Skeleton Crew است و ترجیح داده همه چیز در یک مکان قرار گیرند تا افراد بتوانند آزادانه آنها را تماشا کنند.
فاورو گفت که دیدن این مجموعه به او یادآوری میکند که چه تعداد هنرمند مختلف سالهاست روی این آثار کار کردهاند. از کابین سفینه Razor Crest که از ابتدا همراه سریال بود تا نسخه تغییر یافتهی سفینه N1 دین، که برای جا شدن در محیط مجبور شدند موتورهایش را جدا کنند. حتی مدلهایی در محل رویداد دیده میشدند که واقعاً برای فیلمبرداری استفاده شدهاند؛ از جمله بخشی از ابزارهای سهگانه کلاسیک که برای ساخت فیلم جدید دوباره مورد استفاده قرار گرفته است.
فاورو توضیح داد که این قطعه نسخهای از دستگاه دایکسترفلکس (Dykstraflex) ساخته جان نول بود که یک سیستم فیلمبرداری کنترل حرکت است. او اشاره کرد که نیمدایرهای که ماکت Razor Crest روی آن قرار دارد ابتدا تنها بهعنوان مرجع نورپردازی ساخته شد اما به مرور تصمیم گرفتند برای چند برداشت در فصلهای نخست سریال هم از آن استفاده کنند و نتیجه آنقدر خوب بود که ادامهاش دادند.
دایکسترفلکس که توسط جان دایکسترا ساخته شده بود، از مهمترین ابزارهای خلق جلوههای بصری برای سهگانه اصلی Star Wars محسوب میشد اما از دوره پیشدرآمد و سپس توسط دیگر فیلمسازان این مجموعه کنار گذاشته شد. از زمان استفاده گسترده از بلواسکرین برای ساخت لوکیشنهای بزرگ گرفته تا فناوری صحنه مجازی به نام The Volume که توسط ILM و با شروع The Mandalorian شکل گرفت، این مجموعه بیشتر به سمت جلوههای کامپیوتری حرکت کرد.
اگرچه این روش برای سریال The Mandalorian دوباره زنده شد، فاورو میگوید هنگام ساخت فیلم The Mandalorian and Grogu او و تیمش زمان و تجربه بیشتری داشتند تا به شکل جدیتری سراغ دایکسترفلکس بروند. آنها حتی از جان گودسن، هنرمند باسابقه ILM خواستند یک نسخه بزرگتر از Razor Crest برای فیلم بسازد تا بتوانند مانند قدیم از مدلهای فیزیکی بهره ببرند.
فاورو گفت اگر مثل او عاشق سینما باشید، چنین چیزی برایتان بسیار جذاب خواهد بود؛ هرچند امیدوار است مخاطبان معمولی اصلاً متوجه این موضوع نشوند. او توضیح داد که مدلهای استاپموشن ساخته فیل تیپت نیز در پروژه استفاده شدهاند. به گفته فاورو، برخلاف فصلهای سریال که تنها یک سال برای تولید وقت داشتند، در ساخت فیلم چند سال زمان در اختیارشان بوده و توانستهاند آرزوهای قدیمی خود را با کیفیتی مناسب نسل جدید اجرا کنند؛ نسلی که شاید این جزئیات برایش اهمیتی نداشته باشد و فقط میخواهد یک فیلم سرگرمکننده ببیند.
با توجه به پیشرفتهای تکنولوژی در فاصله بین Return of the Jedi و The Phantom Menace، منطقی بود که لوکاس، جی.جی. آبرامز و دیگران به سراغ جلوههای کامپیوتری بروند. این ابزارها نهتنها امکان خلق صحنههای پرواز گسترده را فراهم کرد، مانند نبردهای هوایی محبوب The Force Awakens، بلکه اجازه داد شخصیتهایی مانند چهرههای قدیمی با تکنیکهای دیجیتال بازسازی یا جوانسازی شوند.
با اینحال فاورو تنها فرد دوران جدید Star Wars نیست که تلاش کرده جلوههای میدانی را دوباره برجسته کند. راین جانسون در The Last Jedi رکورد بیشترین استفاده از جلوههای میدانی را با بیش از دویست موجود فیزیکی ثبت کرد. فاورو نیز همین شیوه را برای خلق گروگو در سریال The Mandalorian و همینطور فیلم جدید ادامه داده است.
اگرچه فاورو سبک قدیمی دایکسترفلکس را دوباره وارد کار کرده، اما استفاده از جلوههای کامپیوتری را کاملاً کنار نگذاشته است. در حالیکه جابا در سهگانه اصلی به صورت فیزیکی ساخته شده بود، در فیلم جدید روتا و دیگر هاتها کاملاً دیجیتالاند و در تریلرها نیز صحنههای دیگری مرتبط با این فناوری دیده میشود. با توجه به اینکه این نخستین بازگشت Star Wars با جلوههای میدانی گسترده و در عین حال با کمترین بودجه از زمان Revenge of the Sith (۲۰۰۵) است، باید دید آیا لوکاسفیلم در آینده دیگر کارگردانها را هم به استفاده بیشتر از این روش ترغیب خواهد کرد یا نه.
دیدگاه